English Version
This Site Is Available In English

توانستم صفات نادرست گذشته را تغییر دهم.

توانستم صفات نادرست گذشته را تغییر دهم.

جلسه هشتم از دوره هفدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی نائین، به استادی راهنمای تازه واردین:مسافر محمود و نگهبانی: مسافر مهدی و دبیری:مسافر اکبر بادستور جلسه «کتاب عبور از منطقه 60درجه زیر صفر و تصاویر آن» سه‌شنبه 26 خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

 

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، محمود هستم، یک مسافر.

سپاس خداوندی را که ما را از غربت به مهر رهنمون ساخت.

در مورد دستور جلسه «کتاب عبور از منطقهٔ ۶۰ درجه زیر صفر»، این کتاب، کتابی پُرمعنا، پُرمغز و ارزشمند است.

کتاب ۱۴ تصویر دارد که ۱۲ تصویر آن در کتاب و دو تصویر نیز روی جلد و پشت جلد قرار گرفته است.

بالای تصویر روی جلد کتاب، نام «الله» قرار دارد که نور آن به تمام هستی تابیده می‌شود و این بستگی به روزنهٔ درون هر انسانی دارد که چقدر بتواند از آن نور استفاده کند.

پایین این تصویر، شنزار و اقیانوس دیده می‌شود. تنها ویژگی که انسان دارد، صاحب‌اختیار بودن است و می‌تواند انتخاب کند.

منِ محمود می‌توانم شنزار باشم و با هر بادی در هر مسیری جابه‌جا شوم یا می‌توانم انتخاب کنم که اقیانوس باشم و انعطاف داشته باشم.

هر کدام از این تصاویر، پیامی برای منِ مسافر دارد. می‌توانم از آبادی به ناکجاآباد برسم یا بالعکس.

این کتاب مجموعه‌ای از قوانین را بیان می‌کند که از قوانین الهی تبعیت می‌کنند. در یکی از تصاویر می‌گوید: «با تفکر، ساختارها آغاز می‌گردد و بدون تفکر، آنچه هست روبه‌زوال می‌رود.» این قوانین همگی به یکدیگر مرتبط هستند.

در تصویر دیگری می‌گوید: «هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.»

تصویر بعدی بیان می‌کند: «صفتِ گذشته در انسان صادق نیست، چون جاری است.»

این موضوع خیلی به منِ محمود کمک کرد؛ چون گذشتهٔ بسیار تاریکی داشتم و توانستم صفات نادرست گذشته را تغییر دهم و آن جرقه را در خودم ایجاد کنم. توانستم روزنهٔ درونم را بازتر کنم تا نورِ قدرتِ مطلقِ الله وارد زندگی‌ام شود و آرامش نسبی را تجربه کنم.

منِ محمود یک مصرف‌کننده بودم و امروز درمان شده‌ام؛ پس می‌توانم صفات خود را تغییر دهم.

این کتاب آن‌قدر ساده و روان نوشته شده است که هر فرد می‌تواند برداشت مخصوص به خود را از آن داشته باشد. هر بار که آن را مطالعه می‌کنم، باتوجه‌به میزان آگاهی و دانشی که کسب کرده‌ام، برداشت جدیدی از آن دارم.

تصویر آخر کتاب، تصویر آتش و عقاب سفیدی است که بالای آن قرار گرفته است.

آتش می‌تواند هم نور و روشنایی ایجاد کند و هم ویرانگر و سوزاننده باشد. عقاب، نماد قدرت است؛ یعنی زمانی که منِ محمود بتوانم بندها را یکی‌یکی از خود جدا کنم و به خودِ واقعی‌ام بازگردم، ارزش انسانی خود را درک کرده و به توان پرواز دست پیدا می‌کنم.

این اتفاق‌ها تنها با حضور در کنگره ۶۰، گرفتن آموزش و بالابردن آگاهی برای منِ محمود امکان‌پذیر شده است.

باید از آقای مهندس و خانوادهٔ محترم ایشان بابت این آموزش‌ها و جهان‌بینی‌های کاربردی که در اختیار منِ مسافر قرار داده‌اند، تشکر کنم.

وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم از زمانی که مصرف‌کننده بودم تا امروز، نگرش و دیدگاه من چقدر تغییر کرده است و بابت این تغییر، شاکر خداوند هستم.

همچنین از آقای مهندس، کنگره ۶۰ و راهنمای عزیزم صمیمانه سپاسگزارم.

از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، سپاسگزارم.

عکاس: مسافر امیرحسین (لژیون دوم)
تایپیست: مسافر جلال (لژیون چهارم)
ویرایش، تنظیم و ارسال: همسفر علیرضا (لژیون ششم) و مرزبان خبری مسافر امیرحسین (لژیون دوم)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .