یین یک کلمه چینی است و به معنی جوانی، خامی، سیاهی و تاریکی و یانگ هم به معنی؛ پختگی، خرد، خوبی، سفیدی و روشنایی است. در فرهنگ چینی و شرق آسیا از ترکیب این دو کلمه یک ساختار تشکیل شده به نام ساختار یین و یانگ؛ که این ساختار میتواند در هر جایی استفاده شود مثل: چرخه و ساختار زندگی، کشور، شهر، انسان و ... هر موجود، ساختار شامل دو بخش آشکار و پنهان است و هر بخش آشکار و پنهان هم شامل دو بخش اهریمنی و الهی میباشد. در چرخه و ساختار یین و یانگ هم شامل دو بخش میشود و همیشه این دو بخش؛ در حال کشش و واکنش هستند، که این کششها باعث ایجاد نیرو، حس و تغیییرات در هر موجودی، ساختاری یا چرخهای میشود. در چرخه یین و یانگ هم نیروها تقسیم میشوند و قسمتی از ساختار به نيروی خوب یا روشنایی و قسمت دیگر به نیروی بد یا تاریکی تقسیم می شود. این در واقع تلفیق اضداد است، که باعث تکامل میشود؛ اگر بخواهیم کل ساختار را به یک نیرو اختصاص بدهیم باید کل ساختار از بین برود و یک ساختار جدید، یک ماهیت جدید متولد بشود.
اگر روشنایی که در دل تاریکی شروع به رشد کردن میکند؛ حتماً باید از نظر ماهیت و قدرت از تاریکی قویتر باشد تا بتواند تاریکی را به عقب هُل بدهد و ساختار را کامل به خودش اختصاص بدهد. اگر انسانی هم بخواهد روشنایی را بفهمد، تجربه کند و وارد روشنایی بشود باید حتماً تاریکیها را تجربه کند البته نه به صورت عمدی، اگه به صورت عمدی تاريکیها را تجربه کند به آن جهل یا نادانی گفته میشود. هر چقدر انسان بخواهد روشنایی که تجربه میکند عمیقتر و کاملتر باشد، باید در تاریکی بیشتر و شدیدتری باشد. زمان و میزان این روشنایی بستگی به خواسته انسان یا موجود دارد برای مثال: تجربه سلامتی و تندرستی بعد از یک بیماری سخت یا بیماری اعتیاد که فرد مصرفکننده بعد از درمان اعتیاد معنای واقعی سلامتی و رهایی را میفهمد. این چرخه یین و یانگ در همه جا کاربرد دارد؛ حتی برای کشورها، مثلاً کشورهای پیشرفته یین را تجربه کردند، پشت سر گذاشتند و الان به یانگ رسیدند؛ اگر تاریخشان را بخوانیم میبینیم، این قضیه برای آنها کاملاً صادق است.
اگر ما بخواهیم از این چرخه یا ساختار یین و یانگ خارج شویم چه اتفاقی میافتد؟ زمانیکه روشنایی کامل اتفاق میافتد و کل ساختار را روشنایی احاطه کند، جهش اتفاق میافتد. باید قدرت و نیروی روشنایی قویتر از چرخه و ساختار باشد که بتواند از این چرخه خارج بشود. مثلاً فرد مصرفکننده چند سال مواد مصرف میکند و بعد از مدتی متوجه میشود که تخریبهایی دارد اتفاق میافتد و شروع میکند به مبارزه با اعتیادش؛ اول موادش را کم میکند یا قطع میکند و یا سقوط آزاد میرود و.. تا یک مقداری تاریکی را عقب میزند؛ ولی دوباره تاریکی قویتر آن را به عقب هل میدهد و بعد از هر بار قطع مصرف و سقوط آزاد با دُز مصرف بالاتر و حتي مواد مصرفی سنگینتر به چرخه اعتیاد برمیگردد مثلاً: اگر مصرفکننده تریاک بوده و بعد از سقوط آزاد به مصرفکننده شیشه تبدیل شده است؛ برای اینکه شخص بتواند به درمان قطعی برسد باید شناخت کاملی نسبت به آن تاریکی داشته باشه، (صورت مسأله اعتیاد را بفهمد ) اگر شناخت کامل داشته باشه میتواند پیروز شود. در زمانیکه بر تاریکی پیروز میشود، در انسان بههمریختگی، آشوب و عدم تعادل به وجود میآید که باعث میشود از این تاریکی احساس نفرت و بیزاری بکند. انسان باید حواسش باشد که با نفرت و بیزاری به جنگ تاریکی نرود؛ اگر با حس نفرت و بیزاری به جنگ تاریکی برود قطعاً شکست میخورد؛ چون حس نفرت و بیزاری از جنس خود تاریکی است. اگر انسان برای از بین بردن تاریکی، با قدرت و حس تاریکی خودش با تاریکی مبارزه کند نیرو و قدرت خودش را به تاریکی منتقل میکند به عبارتی: نمیشود با آب فاضلاب آلودگی را پاک کرد؛ پس درمان اعتیاد با حس بیزاری و نفرت امکانپذیر نیست؛ چون حس نفرت و بیزاری از جنس خود تاریکی اعتیاد است، بلکه باید با حس دانایی و شناخت ابعاد کلی و صورت مسئله اعتیاد، آن را درمان کرد.
منبع: سیدی یین و یانگ ۱
نویسنده: راهنمای تازهواردین همسفر فاطمه
رابط خبری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر لیلا(لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دماوند
- تعداد بازدید از این مطلب :
27