جلسه سیزدهم از دوره ششم کارگاه آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دماوند به استادی؛ راهنما همسفر فاطمه و نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر معصومه با دستور جلسه:(کتاب عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر و تصاویر آن) در روز سهشنبه ۲۶خردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه: کتاب عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر. قبل از این کتاب یا بهتر است که بگویم قبل از کنگره، روش درمان کشف نشده بود. همه عزیزان این را تجربه کردند. مسافرانمان راههایی را میرفتند برای ترک اعتیاد؛ ولی باز بلافاصله بعد از یک مدتی دوباره به سمت اعتیاد برمیگشتند، دوباره مواد مصرف میکردند. آقای مهندس هم دقیقاً مانند مصرفکنندههای ما این راه را رفتند. ایشان هم بارها اقدام کردند که موادشان را ترک کنند اما موفق نمیشدند؛ تا اینکه در یکی از روزها در ماه رمضان آقای مهندس تصمیم میگیرند روزه بگیرند و به واسطه همین روزه گرفتن، تصمیم گرفتند مواد خودشان را در یک ساعت و با یک مقدار مشخصی مصرف کنند و همین کارشان باعث میشد راه برایشان نمایان بشود. استادانی داشتند که به کمک آن استادان به رهایی برسند. یعنی با تِیپر تریاکی که میخوردند توانستند به رهایی برسند. این مسئله را با خانواده خودشان مطرح کردند، با آنان صحبت میکنند که شرح حالشان را یعنی موادشان، تخریبشان و اينکه راه اعتیاد را پیدا کردند و درمان شدند، آن را به صورت کتاب بنویسند و نام آن کتاب را عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر میگذارند.
این کتاب عالی است؛ یعنی هر مسافر و همسفری که وارد کنگره۶۰ میشوند به نظر من موظف هستند که این کتاب را بخوانند. چرا؟ زیرا جواب خیلی از سؤالاتمان در این کتاب است. من خود به شخصه وقتی مسافرم ترکهای مجدد انجام میداد، برگشت میخورد، انجام میداد و برگشت میخورد. با خودم میگفتم این فقط دنبال لذت مصرف مواد است، فکر زن و بچه نیست و ما همیشه سر این مسئله درگیری داشتیم؛ ولی خوشبختانه با مطالعه این کتاب و گوش دادن به سیدیهای مربوط به کتاب ۶۰درجه باعث شد متوجه بشوم، اشتباه فکر میکنم. اگر مسافر من برگشت میخورد؛ برای این است که سیستم بدنش تخریب شده است. سیستم بیوشیمی او در حال حاضر کار نمیکند، به خاطر تخریب موادش، از کار افتاده است. شاید در وهله اول کسیکه وارد دروازه اعتیاد میشود؛ برای اولین بار به خاطر لذت باشد، به خاطر نئشگیش، حال خوبش باشد؛ ولی به مرور زمان وقتی آن شخص با مصرف مواد دچار اشباع میشود؛ یعنی بدنش دیگر پر میشود؛ یعنی از مواد هر چقدر هم بکشد دیگر آن نئشگی را ندارد، به حالت اشباع میرسد دیگر کار از کار میگذرد. وقتی به آن حالت برسد دیگر آن شخص مجبور است که مواد را مصرف کند؛ یعنی اگر آن را هم مصرف نکند از حالت تعادل خارج میشود. برای مثال: بیرونروی میگیرد، آبریزش بینی میگیرد، عطسه میکند، درد بدن، بیخوابی میگیرد، افسردگی سراغش میآید؛ یعنی این شرایطها همه جمع میشود و نمیگذارد که مسافر روی پای خودش بایستد. مجبور است که آن مواد را استفاده کند. آقای مهندس چهکار کرده است؟ آقای مهندس آمد با این طراحی که کرد، با شربت OT که در دسترس مسافران قرار داده است، این سیستم را بازسازی میکند. همانطوری که به قول خودشان یک شبِ شخص معتاد نشده و یک شبِ هم به درمان نمیرسد، باید به او زمان بدهیم، باید به او فرصت بدهیم تا آن شخص بیاید و درمان بشود.
چرا اسم این کتاب را گذاشته عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر؟ زیرا تمثیل سرما، تمثیل سختی است. این سفر به این راحتی نیست. شما چون مصرفکننده نیستید نمیتوانید یک مصرفکننده را درک کنید. مصرفکننده تمام سلولهایش، تکتک با مصرف مواد آغشته شده است. یعنی اینکه به این راحتی درمان بشود! این خبرا نیست! به نظر من، فرمانبرداری در سفر، در کنگره مهم است؛ اما اگر یک مسافر میخواهد موفق باشد، اول یک همسفر خوب میخواهد، همسفری که پایه سفرش باشد؛ میگویند بال پرواز باشد؛ یعنی اگر همسفر بخواهد درست سفرش را انجام بدهد، میشود یک الگوی زیبا برای مسافرش؛ یعنی شما باید با حرکت خودتان با نقشی که دارید در کنگره، به آن آموزش میدهید و اصلاً یک الگوی مناسب میشوید برای مسافر و تشویقش میکنید. مفهوم این عبارت عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر تمثیل سرما و سختی است. سختی که گفتم مسافرها میآیند دست و پنجه نرم میکنند. خیلی سخت است بخواهند مواد را از آنها بگیرند؛ اینکه سیستم بدن را راه بندازند تا مسافر به خودش بیاید، خیلی زمان میبرد و خیلی سخت است، فکر نکنید خیلی راحت است؛ بگویید مسافر چون OT میخورد حالش خوب است، خیر همسفر باید سفرش را سختتر نکند، هوای مسافرش را داشته باشد. وگرنه آقای مهندس این اسم کتاب را به یخبندان و سرما مثال نمیزد. در این کتاب نوشته شده است، که مسافر مثل آن ماشین که در جاده یخبندان میرود و باید خیلی حواسش باشد که آرام برود که یک لحظه از بالای دره به پایین پرت نشود. یک لحظه پرت شدن مسافر باعث میشود که سفرش خراب بشود؛ پس باید خیلی حواسمان را جمع کنیم.
مسافران وقتی داخل کنگره میآیند، تمام وجودشان را سرما گرفته و یخزده است. آقای مهندس میفرمایند: ( مانند پلهای یخی میمانند که یخ زده نه میتوانند درست فکر کنند، نه قدرت تصمیمگیری دارند و حسهایشان خراب است، حس حرکت ندارند، همه چیز و مواد برایشان تصمیم میگیرد؛ یعنی مواد همه چیز ماجرا است. وقتی وارد کنگره میشوند، وقتی وارد آموزش میشوند، کمکم این یخها آب میشود، کمکم برمیگردند به آن آدمی که باید باشند). پس برای رسیدن به رهایی، چه مسافر چه همسفر شرط دارد؛ شرط آن حضور به موقع، فرمانبرداری، آگاهی و دانش کنگره است؛ تا بتوانند در کنار هم به رهایی برسند.
.jpg)
اهداء نشان پیمان همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر لیلا

مرزبانان کشیک: همسفر زهره، مسافر نوید
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر لیلا ( لژیون اول)
تایپ: همسفر مونا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر پروانه
همسفران نمایندگی دماوند
- تعداد بازدید از این مطلب :
201