English Version
This Site Is Available In English

شروع هستی

شروع هستی

در ابتدا این سی‌دی، در مورد قرآن و عظمت این کتاب که مجموعه‌ای کامل از آفرینش و کامل‌ترین کتاب دینی است، صحبت می‌شود. جناب مهندس معتقد هستند که ما انسان‌ها به این زودی نمی‌توانیم این کتاب را به‌طور کامل کشف کنیم. در بخش دیگری که درباره روز الست است، مهندس صحبت می‌کند و معتقد است که پیمانی بین انسان و خداوند بسته شده که ما در این روز حی و حاضر بوده‌ایم. این روز مانند نقطه بیگ‌بنگ است؛ نقطه‌ای وجود دارد که هستی و جهان‌ها از آن آغاز شده‌اند و هنوز هم دانشمندان کشف نکرده‌اند که آغاز آن چه زمانی بوده و یا در آن زمان چه اتفاقی افتاده است. بیگ‌بنگ یعنی شروع هستی؛ زمانی‌که انسان پیش از به وجود آمدن لهجه‌ها، کوه‌ها، چشمه‌ها، آسمان‌ها، زمین‌ها و صحراها حضور داشته است. در مورد فرمان اشعث، گفته می‌شود که یک فرمان جنگی بوده است. اشعث به معنای ژولیده، آشفته یا درهم است. او در یک سرزمین خاص نبوده، بلکه در بطن قلب‌ها حضور داشته است.

اشعث‌ها نگهبانان ماورا هستند که طبق فرمان انجام وظیفه می‌کنند. نیروها و فرمانده‌های زیادی در اداره سیستم الهی به خداوند کمک می‌کنند؛ مانند جبرئیل و عزرائیل که هر کدام پیام و مأموریت خاصی دارند. فرمانده اشعث، یک فرمانده جنگی بوده که از جنگ بازگشته بود با صورتی آفتاب‌ سوخته که نشان می‌داد فرمانده‌ای سرسخت است. او همیشه لباس‌های سیاه بر تن داشت و دستمالی سیاه بر سر می‌بست. چهره‌های ما هر کدام از روز الست طراحی شده‌اند و طی تغییر و تبدیل به این‌جا رسیده‌اند، بنابراین چهره هر کس گویای صفات خوب و بد درونی اوست. همان‌گونه که در ذهن ما تصاویری از گذشته وجود دارد و آن‌ها را مرور می‌کنیم، از وقایع روز الست چیزی در ذهنمان باقی نمانده است. هم‌چنین هر انسانی می‌تواند هم رویی خوب و معقول و هم رویی خشن و زشتی داشته باشد. در انتها در ذهن اشعث که قسمت ناخودآگاه او بوده دهلیز یا تونلی تنگ و تاریک قرار داشت.

این دهلیز، در ورودی آرشیو یا بایگانی خاموش بوده که کلید ماجراهای آن روز الست تا به امروز در آن‌جا قرار داشت و این اطلاعات جزئی از لوح محفوظ او بود. ورودی این دهلیز، دری آهنی بود که هیچ روزنه یا کلیدی نداشت. نام این در آهنی «جوال» بود. جوال به معنای حصار است؛ حصاری که مانع ورود به حلقه‌های دیگر می‌شود. تنها کسی که می‌توانست از این در عبور کند ذوالقرنین بود، یعنی کسی که بتواند در دو بعد ملک و ملکوت سیر نماید. برخی معتقدند ذوالقرنین اسکندر بوده و برخی دیگر او را کوروش می‌دانند. در هر حال او کسی است که ویژگی‌های خاص خود را دارد؛ چراکه ذوالقرنین نیز نمی‌توانست به‌راحتی از این در عبور کند. برای ورود، به مجوز و اسم رمزی نیاز داشت.

او جلوی در بی‌حرکت و ساکت می‌ایستاد تا نگهبان که نامش «اولوالالباب» بود به او اجازه عبور دهد. اولوالالباب به معنای صاحبان خرد است. که در نهایت نگهبان اجازه عبور می‌دهد و رمز را در سه مرحله بیان می‌کند، بنابراین ذوالقرنین وارد دهلیز می‌شود. دهلیز ناگهان روشن می‌شود و گویی وارد جاده‌ای می‌شود که انتهایی ندارد. در دو طرف این جاده، هزاران یا میلیون‌ها در وجود دارد که اگر برای عبور از هر کدام مجوز دریافت کنید، وارد جهانی دیگر می‌شوید. در آن جهان اشعث را با وضعیت‌های متفاوت می‌بینی؛ یعنی ممکن است ما در جایی شاه باشیم، در جایی دیگر گدا، در جایی هوشیار و در جایی دیگر مست. این همان نکته‌ای است که جای تفکر و تأمل بسیاری دارد.

رابط خبری: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر زینب عضو لژیون سردار
نویسنده: همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر مریم عضو لژیون سردار
ویرایش: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سکینه عضو لژیون سردار (نگهبان سایت)
ارسال: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر مریم عضو لژیون سردار (دبیر اول)
همسفران نمایندگی وحید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .