English Version
This Site Is Available In English

ترک اعتیاد در ۷۲ ساعت امکان‌پذیر نیست

 ترک اعتیاد در ۷۲ ساعت امکان‌پذیر نیست

جلسه هشتم دوره سی‌ و سوم کارگاه‌های آموزشی، خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی سهروردی اصفهان به استادی راهنما تازه‌واردین مسافر داوود، نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر منوچهر با دستور جلسه«کتاب 60درجه زیر صفر و تصاویر آن» سه‌شنبه26خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان داود هستم مسافر. از نگهبان عزیز تشکر می‌کنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا در این جایگاه خدمت کنم. همچنین از همکاران محترم سپاسگزارم که اجازه دادند نوبت به من برسد و بتوانم آموزش بگیرم. دستور جلسه امروز «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن» است. برای ورود به این موضوع، دوباره خودم را معرفی می‌کنم: سلام دوستان، داوود هستم مسافر.
اما با قسمت «داود هستم» کاری ندارم و می‌خواهم روی واژه «مسافر» تمرکز کنم. هر کدام از ما زمانی که انتخاب کردیم حیات مادی را آغاز کنیم، سفری را شروع کردیم. برای انجام هر سفری، قطعاً به یک کاتالوگ، نقشه راه یا بروشور نیاز داریم.
حتماً دیده‌اید که در ایام عید، به مسافرانی که از شهرهای دیگر وارد می‌شوند، نقشه یا بروشوری می‌دهند تا راحت‌تر بتوانند شهر را بشناسند و مسیر خود را پیدا کنند. در سفر زندگی نیز همه ما چنین کاتالوگ‌هایی در اختیار داشتیم، اما از آن‌ها به‌درستی استفاده نکردیم.
کاتالوگ‌های ما پدر و مادر، مربیان، آموزگاران و کتاب‌های آسمانی بودند. برای کسانی که به این منابع اعتقاد داشتند، این‌ها بهترین راهنماها محسوب می‌شدند. اما استفاده نکردن یا استفاده نادرست از این کاتالوگ‌ها باعث سقوط ما شد. گاهی از خودم می‌پرسم چرا این همه سقوط را تجربه کردم؟ وقتی به پاسخ فکر می‌کنم، می‌بینم که علت اصلی همان استفاده نکردن از راهنماها بوده است.
این مسئله باعث شد به پایین‌ترین نقطه‌ها سقوط کنم. حالا برای بازگشت از این جایگاه و عبور از این مسیر سخت، دوباره به یک کاتالوگ نیاز دارم. با شعارهایی مانند «خودم می‌توانم»، «خودم بلدم»، «من زرنگ محله‌ام» یا «همان‌طور که راحت مصرف‌کننده شدم، راحت هم کنار می‌گذارم» نمی‌توان از این مسیر عبور کرد. ترک اعتیاد در ۷۲ ساعت امکان‌پذیر نیست و این موضوع به این سادگی‌ها نیست.
دست تقدیر به گونه‌ای مرا هدایت کرد که وارد کنگره ۶۰ شدم و با یک کاتالوگ بسیار گسترده و ارزشمند به نام «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» آشنا شدم؛ کتابی که دقیقاً شرایط سرد، تاریک و دشواری را توصیف می‌کند که من در آن گرفتار شده بودم.
یکی از ویژگی‌های جالب این کتاب، تصاویر آن است. حتی اگر فردی سواد خواندن و نوشتن نداشته باشد، با نگاه کردن به تصاویر می‌تواند مطالب زیادی را درک کند. در تصویر اول، یک خودرو قرمز رنگ دیده می‌شود که چندان قدرتمند به نظر نمی‌رسد. در مقابل آن، موانع و شرایط دشواری قرار دارد. این تصویر به ما نشان می‌دهد که با امکانات محدود و در یک نبرد نابرابر قرار گرفته‌ایم و برای عبور از آن حتماً به راهنما و نقشه راه نیاز داریم.
ما با هر نوع مصرفی وارد کنگره شده باشیم؛ از حشیش گرفته تا شیشه، کوکائین یا مواد خوراکی، یک وجه مشترک داریم و آن سقوط در دام اعتیاد است. همچنین برای درمان و رهایی نیز یک راه مشترک پیش روی ما قرار دارد. هرچه جلوتر می‌رویم، تصاویر زیباتر و امیدبخش‌تر می‌شوند.
فرصت جلسه محدود است، بنابراین فقط به یکی از تصاویر مهم اشاره می‌کنم. در یکی از آخرین تصاویر، اسکی‌بازانی را می‌بینیم که بر روی برف در حال پرواز هستند. این تصویر برای من نماد رهایی، تعادل و اوج گرفتن است. این کتاب به من نوید می‌دهد که اگر مسیر را درست طی کنم، آموزش بگیرم، فرمان‌بردار باشم و سفر خود را به‌درستی انجام دهم، پس از ۱۰ یا ۱۱ ماه سفر می‌توانم از آن سرمای سخت و تاریکی عبور کنم و به جایگاهی برسم که نه‌تنها از زندگی لذت ببرم، بلکه مانند همان اسکی‌بازان، حس سبکی، آرامش و پرواز را تجربه کنم.
از این ظلماتی که به دلیل عدم فرمانبرداری پیدا می‌کند یخ همان یخ است  ولی برف شده و سرما است ولی شما روی همان برف و سرما دارید پرواز می‌کنید و این نوید رو به من میدهد که من می‌توانم با تغییرات و تبدیلاتی که در طول این سفر و با فرمانبرداری و استفاده از این کاتالوگی که از آن استفاده می‌کنم به آن نقطه برسم و مسافران را به اینجا راهنمایی کنم.
که پیام نیز می‌گوید در جای خود بنشین و به آنچه که علاقه داری مشغول باش و با کمک خودت و یاری همسفران و با استفاده از کاتالوگ که اضافه می‌کنم بهش به پایان نقطه برسید و در پایان نقطه یک عقابی را می‌بینیم که تصویر یکی مانده به آخر است.
در توضیح این تصویر در کتاب سر لژیون به بچه‌ها می‌گفتم یک توضیحی دارد که حالا به صورت پیام برایتان می‌خوانم انشالله که سفر اولی‌هایی که الان نشستند بدانند که آن عقاب منتظر ما است می‌دانید که انسان در بعد حیات از قطره شروع می‌شود و راهی را که می‌رود البته که به درستی به دریا و سپس به اقیانوس است و پس از قید حیات به لایتناهی که می‌رسدآن‌وقت احیا در آن آسان می‌شود.
انسان همه آن چیزهایی‌ است که باید باشد اما منزلت او در بعد حیات زدوده شدن از مطالبی است که تار و پود وجودی او را به نادرستی به هم بسته است اگر این صافی سیاه برداشته شود آن وقت می‌تواند به انوار الهی برسد عقاب با نزدیک شدن شما به خط پایان و عبور از آن برودت نیرو یا نیروهایی که از شما ربوده شده بود و یا با حیله از شما گرفته شده بود به شما برگشت خواهد داد کله عقاب را نمایان می‌بینم که منتظر است و این در تفکر شما ایجاد نیرویی عظیم می‌نماید خیلی ممنون که به صحبت‌های من گوش دادید.

گزارش تصویری آزمون شماره4:

دیتاشو و ضبط صدا: مسافر رضا ل۵، مسافر امید ل۱
تایپ: مسافر وحید ل۱۵، مسافر فرزاد ل2، مسافر بهنام ل1
تنظیم و ارسال: مسافرجواد ل14

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .