سومین جلسه از دوره سیزدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی رضا مشهد، به استادی مسافر علی اکبر نگهبانی مسافر محمدو دبیری مسافر ابراهیم با دستور جلسه (کتاب عبور از منطقه60 درجه زیر صفر و تصاویر ان ) روز سه شنبه مورخ 26خرداد ماه 1405 راس ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.
.jpg)
سخنان استاد:
سلام دوستان، علیاکبر هستم یک مسافر.
خیلی خوشحالم که در این جایگاه هستم.
در مورد کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر»، مطالب داخل این کتاب خیلی زیاد است.
در مشارکتهای جلسه قبل گفته شد که بعضی اساتید، این کتاب را چندین بار مطالعه و دوره کردهاند و هر بار نکات جدیدی را دریافتهاند.
خودم هم با وجود اینکه در سفر اول کتاب را خوانده بودم و برایم راهگشا و جوابگو بود، ولی به دلیل همزمانی با سیدیها و دلایل دیگر، آنچنان نتوانسته بودم برداشت زیادی از این کتاب داشته باشم. با مطالعهی مجدد این کتاب در سفر دوم، درک بهتری از نکات کتاب داشتم و نکات جدیدی برایم آشکار شد. مثلاً عکسی که در بین عکسهای کتاب به سراشیبی لغزندهای که پوشیده از یخ هست اشاره دارد، مثال راننده ماشینی است که در چنین سراشیبی خطرناکی و با سرعت به یک دوراهی میرسد؛ چگونه میتواند در آن لحظه تصمیم درست را بگیرد؟ مشخصاً تصمیم درست گرفتن با آن سرعت در آن لحظه ناممکن میشود.
چون من طی ترکهایی که قبل از کنگره داشتم، سر خیلی از این دوراهیها قرار گرفتم. یک راهش این بوده که با قطع مصرف به وضعیت اقتصادی خودم رسیدگی کنم و اندوختهای داشته باشم. هدفی داشتم از این کار؛ اهداف همه کوتاهمدت بود. هدفی نبود که بتواند مرا سرپا نگه دارد و با کوچکترین فشار جسمی و فکری، دوباره شروع به مصرف میکردم.
برداشت من این است که با توجه به عدد ۶۰ درجه در عنوان این کتاب، اگر انسان با ۱۰۰ درجه کامل محسوب شود، در منفی ۶۰ درجه که روان و تفکر انسان منجمد شود، جایگاهی و وضعیتی است که ۴۰ درجه باقیمانده کاربردی برای انسان ندارد جز فقط زنده ماندن انسان.
یکی از اشاراتی که برای من جذاب بود، ترک ۷۲ ساعته آقای مهندس بود که من هم تجربه مشابهی داشتم که حالا برایم بیهوده بودن آن روشها آشکار شده است.
طی ترکهای خودسرانهای که داشتم، در یک مورد، شبها داخل رودخانهای که آب زیادی داشت شنا میکردم و زیر آب میماندم و صداهای خروش و جریان آب را گوش میکردم که آن صداها بیرون از آب وجود نداشت؛ پس در زندگی هم میتواند این اتفاق بیفتد. آن زمان جرقههایی در ذهنم زده میشد که اگر ترک سالم داشته باشیم، این غرشها وجود نخواهد داشت و بهترین زندگی را میتوان داشت.
در پایان، همین که وارد کنگره ۶۰ شدم و حقیقت زندگی و مدیریت زندگی درست، بهترین روش که روش دیاستی هست را تجربه کردم، خدا را شکر و سپاسگزارم.
من ترک پلکانی را تجربه کرده بودم ولی چون در کنارش ورزش و گفتاردرمانی و دورهمی لژیون نبود، بعد از چندی مجدداً مصرف شروع میشد. ولی اینجا همه اجزا دقیقاً مثل یک پازل چیده شده و با استقامت میشود به درمان رسید. همانطور که در وادی اول گفته شده که صفحه نقاشی ذرهذره پدیدار میشود.
ممنونم که به حرفهای من گوش دادید.

تایپ : مسافر مجیدلژیون یازدهم
ویرایش: مسافر مجیدلژیون پنجم
ارسال خبر: مسافر احمدلژیون چهارم
تایید خبر: مسافر محمد لژیون پانزدهم
مرزبان خبری: مسافر مصطفی
- تعداد بازدید از این مطلب :
104