English Version
This Site Is Available In English

سفر از منهای 60درجه تا نور هستی

سفر از منهای 60درجه تا نور هستی

سیزدهمین جلسه از دوره پنجاه و چهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی شفا مشهد، به استادی راهنمای محترم مسافر جلیل، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر محسن با دستور جلسه  "کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن" روز سه‌شنبه 1405/03/26ساعت۱۷ آغاز به کار نمود

سلام دوستان جلیل هستم یک مسافر. 
خدا را شاکر و سپاسگزارم که فرصت این را داد که در این جایگاه بنشینم و خدمت کنم. از ایجنت محترم شعبه و گروه مرزبانی نیز بسیار تشکر می‌نمایم. لازم است در این‌جا یک خدا قوت به همه‌ی بچه‌های نمایندگی شفا بگویم که وقتی به این جایگاه می‌رسید، تازه می‌فهمید چه زحمتی کشیده شده و چه لذتی دارد در سالنی بزرگ و زیبا حضور داشته باشید. امیدوارم بتوانیم از این فرصت در جهت نجات یک انسان بهره‌مند شویم. 
نجات یک انسان همان چیزی است که در کتاب "60درجه" به آن اشاره شده است. همگی ما، مصرف‌کنندگان مواد مخدر، از جمله خود من، احساسات‌مان تقریباً مشابه هم بوده است.
کتاب "عبور از منطقه 60 درجه" و تصاویر آن در همین زمینه است. می‌خواهم بگویم در دانشگاه‌ها مطالب و کتاب‌هایی هستند که به آن‌ها «متون پایه» می‌گویند. که در کنگره، کتاب "60 درجه" یکی از متون پایه است. 
کتاب "چهارده مقاله" یا "کتاب عشق" و دیگر آثار، همگی الهام‌گرفته از "عبور از منطقه 60درجه" هستند. اما چرا این نام؟ من یکی از تصاویر این کتاب را برداشت شخصی خودم می‌دانم. 
تصویر روی جلد کتاب "60درجه" عکسی است که اولین تصویر آن است و همه ما آن را می‌بینیم: در دمای منهای 60 درجه، هیچ سبزی نمی‌روید، هیچ مایع و حرکتی نیست، همه چیز ساکن و ثابت است. دنیای اعتیاد هم دقیقاً همین‌طور است؛ زندگی برای فرد در این حالت، منهای60 درجه است. 
در این نقاشی، چهار عنصر اصلی آفرینش؛ آب، باد، خاک و آتش یا نور، نهفته است. اگر من، به‌عنوان مسافر، که قبل از ورودم به کنگره، به من معتاد یا مصرف‌کننده‌ای می‌گفتند، وقتی وارد کنگره شدم، این واژه از من گرفته شد و لقب «مسافر» به من داده شد تا بتوانم سفر درست و موثری داشته باشم و از این تصویر الهام بگیرم. 
وقتی از منطقه منهای 60درجه عبور می‌کنم، عناصر اصلی هستی در وجودم زنده می‌شوند؛ یعنی من تازه نور را می‌فهمم و می‌بینم. نوری که وقتی مصرف می‌کردیم، فکر می‌کردیم برگ درخت چه رنگی دارد، سبز است. اما در واقعیت، سبزی برگ فقط یک قرارداد است.

 

می‌خواهم این نوید را بدهم که پس از درمان، رنگ سبز برگ درخت و گرمای خورشید را واقعاً حس خواهید کرد. زمانی که مواد مخدر مصرف می‌کردیم، حتی در برخورد با دیگران، احساس سردی و یخ‌زدگی داشتیم. اگر کسی مصرف‌کننده‌ای را دیدید، کافی است دستتان را روی صورتش بگذارید تا سرما و یخ‌زدگی‌اش را ببینید. 
همچنین، یکی از دلایل وارد شدن به کنگره60 این است که ما از آب گریزان بودیم؛ در دوران مصرف، به زور حمام می‌رفتیم. پس وقتی به درمان می‌رسیم، باید با این عنصر اصلی آشتی کنیم و به جاهای بهتری برسیم. 
امیدوارم این اتفاق برای همه‌ی دوستان بیفتد، چون این جایگاهی که اکنون من نشستم، مخصوص کسانی است که در سفردوم هستند. بعد از رهایی، راهنماها دیگر کمتر می‌توانند در این جایگاه بنشینند، چون مسیر سفرشان طولانی‌تر است. 
امروز، بچه‌های لژیون لطف کردند و اجازه دادند که من در این جایگاه بنشینم. اما تصور کنید، حتماً به این جایگاه خواهید رسید؛ ان‌شاءالله، این جایگاه را تجربه خواهید کرد. ممنونم با سکوت زیبایتان به حرف‌های من گوش کردید.
لطفا با انرژی بالا خودتان تشویق کنید.

مرزبان خبری: مسافر احمد
صوت: مسافر رضا ل3
عکاس: مسافر حسین ل1
تایپ: مسافرین رضا ل۱  و ابراهیم ل ۱
ارسال خبر: مسافر احمد ل 11

 

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .