(1).jpeg)
به نام قدرت مطلق الله
جلسه هشتم از دورۀ هفتم لژیون سردار نمایندگی سهروردی روز یکشنبه ۱۴۰5/03/24 در ساعت ۱5:30 با استادی با استادی دستیار دیدهبان مسافر احسان، نگهبانی دنور مسافر رضا و دبیری دنور مسافر محمود دستورجلسه: (کتاب ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن) در نمایندگی سهروردی برگزار گردید.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که جلسه دیگری برگزار میشود و این اجازه داده میشود که در کنار همدیگر باشیم. از ایجنت محترم و نگهبان لژیون سردار تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا در این شعبه حضور داشته باشم. در مورد جلسه امروز و لژیون سردار، چند دقیقهای راجع به کتاب و تصاویر صحبت میکنم.
کتاب «۶۰ درجه» به شکلی است که از همان روزهای اول ورود به کنگره با آن آشنا میشویم. قبلاً هر تازهواردی که وارد کنگره میشد، یک پکیج تهیه میکرد و این کتاب نیز در آن پکیج قرار داشت. اما اکنون، اگر اشتباه نکنم، بعد از شروع سفر، رهجو خودش این کتاب را تهیه میکند.
شاید اگر از هر کسی بپرسید «۶۰ درجه» چیست، پاسخ متفاوتی بشنوید و به نظر من همه این پاسخها درست است. یکی میگوید داستان سفر آقای مهندس است، دیگری میگوید شرح کارهایی است که ایشان انجام دادهاند، فرد دیگری آن را روایت نجات خانوادهها میداند و همه این برداشتها میتواند درست باشد.
اگر به کتاب «۶۰ درجه» نگاه کنیم، از زمانی که سفر آقای مهندس آغاز شده تا زمانی که به پایان رسیده است، شرح سفری را میبینیم که از جهل به دانایی، از تاریکی به روشنایی و از نفرت به عشق حرکت کرده است. هر بار که این کتاب را میخوانم، احساس میکنم با دفعه قبل متفاوت است. برای من این کتاب زنده است و هیچگاه تکراری نمیشود.
شاید بعضی افراد تصور کنند با چند بار خواندن، مطالب آن تکراری میشود؛ اما برداشت ما از کتاب به میزان دانایی و حسی که هنگام مطالعه داریم بستگی دارد. همانطور که دکتر امین میفرمایند، هر انسانی با توجه به حس خود میتواند برداشت متفاوتی از یک مطلب داشته باشد.
در نوشتارهای کنگره همیشه میشنویم که رهجوها سفرهای مختلفی را انجام میدهند؛ از جهل به دانایی، از قهر به مهر و از نفرت به عشق. من اینطور فکر میکنم که آقای مهندس برای هر چیزی ابتدا و انتهایی مشخص کردهاند. سفر اول بین ۱۰ تا ۱۱ ماه است؛ آغاز دارد و پایان دارد. این کتاب آغاز آن مسیر را نشان میدهد و انتهای آن، رسیدن از نفرت به عشق است.
اتفاقی که در این کتاب رخ میدهد، چیزی جز بخشش نیست. به واسطه بخششی که آقای مهندس انجام میدهند، سفری خلق میشود که انسانهای بسیاری میتوانند از آن بهرهمند شوند و نجات پیدا کنند. در جایی از کتاب آمده است: «کاوشی بین انواع مختلف حیات». وقتی این جمله را میخوانم، دوست دارم بگویم: «کلامی بین چندین حلقه»، کلامی که بین خانوادههای مختلف و انسانهای بسیاری جریان پیدا میکند و باعث میشود از درد و رنج آنها کاسته شود.
امروز بسیاری از ما به این باور یا ایمان رسیدهایم که برای درمان اعتیاد، راهی مؤثرتر از کنگره ۶۰ پیدا نکردهایم. این باور حاصل تجربهها، ترکهای ناموفق گذشته و همچنین مقالات و آموزشهایی است که آقای مهندس ارائه میکنند. اگر امروز در کنگره حضور دارم و روی این صندلی نشستهام، عقیده شخصی من این است که بهترین جفت ششی که در زندگیام آوردهام، آمدن به کنگره ۶۰ بوده است.
نه فقط به خاطر قطع مصرف مواد، بلکه به خاطر تغییراتی که در زندگی من به وجود آمده است. درمان یکی است. من خودم از جمله افرادی بودم که هفت مرتبه به کمپ رفتم. از روانشناس، روانپزشک و انواع روشهای درمانی استفاده کردم. حتی یک بار با اختیار کامل، شش ماه و چهارده روز در کمپ ماندم؛ نه اجباری در کار بود و نه فشاری. اما درمان حاصل نمیشد.
امروز میخواهم بگویم که درمان واقعی یکی است. وقتی صدها نفر دور هم مینشینند و میگویند: «سلام دوستان، حسین هستم، یک مسافر»، این کلام در هستی منتشر میشود و به انسانهای زیادی میرسد. وقتی میگویم بهترین جفت شش زندگیام را آوردهام، منظورم فقط این نیست که دیگر شیشه، هروئین یا سیگار مصرف نمیکنم.
موضوع اصلی تغییر در آداب معاشرت، نگرش و شیوه زندگی من است. اتفاقاتی که درون انسان رخ میدهد، بسیار مهمتر از قطع مصرف است. در پایان کتاب، پیامی از آقای مهندس آمده است که میفرمایند: «بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم.» این آتش همان اعتیادی است که روزی زندگی من را ویران میکرد. هنر آقای مهندس و هنر کنگره این است که فقط آتش را خاموش نمیکند، بلکه آن را مهار میکند.
کسی که فقط مصرف را کنار بگذارد و از آموزشها فاصله بگیرد، ممکن است آتش را خاموش کرده باشد؛ اما کسی که بر اساس پروتکل ۱۰ تا ۱۱ ماه سفر کند و آموزشهای راهنمای خود را به کار ببندد، علاوه بر خاموش کردن آتش، آن را مهار نیز میکند. چقدر آقای مهندس تأکید میکنند که باید «نا» را به «نور» تبدیل کنیم. اگر این مسیر درست و ارزشمند است، ابتدا باید در وجود خودمان به نور تبدیل شود و سپس بتوانیم آن را به دیگران منتقل کنیم.
در هر جای کنگره که نگاه کنیم، آثار لژیون سردار را میبینیم. رهاییها، راهنما شدن اعضا، امکانات شعب، صندلیهایی که روی آن نشستهایم، سیستم سرمایش و گرمایش، برق و بسیاری از امکانات موجود، همه نتیجه حضور و فعالیت لژیون سردار است.
در پیام جدید آقای مهندس جملهای وجود دارد که میفرمایند: «تا خداوند به که رخصت دهد.» این جمله برای من بسیار ارزشمند است. افراد زیادی هستند که شاید از نظر مالی شرایط بسیار بهتری داشته باشند، اما اینکه انسان بتواند اجازه ورود به این مسیر را پیدا کند، موضوع دیگری است.
این اجازه گرفتن از کارهای کوچک آغاز میشود. همیشه به اعضای لژیون میگویم اگر اختیار این را ندارم که چند دقیقه زودتر در جلسه حاضر شوم، چگونه میتوانم ادعا کنم اختیار سایر بخشهای زندگیام را در دست دارم؟ در لژیون سردار تعهدها و مسئولیتها برای همه مشخص است. زمانی که نتوانم مدیریت درستی بر تواناییها و امکانات خود داشته باشم، نمیتوانم مسئولیتهای بزرگتر را نیز به سرانجام برسانم.
خزانهدار محترم فرمودند که چند نفر از اعضا در آستانه رسیدن به جایگاه پهلوانی هستند. در سایر شعب نیز افراد زیادی را میبینیم که با وجود شرایط مختلف، توانستهاند به تعهدات خود عمل کنند. این نشاندهنده قدرت، اختیار و مسئولیتپذیری آنهاست. اگر بخواهم در لژیون سردار خدمت کنم، ابتدا باید تواناییها و قدرت خود را در اختیار بگیرم تا بتوانم تعهدی را که پذیرفتهام به نتیجه برسانم.
آقای مهندس به هیچ عنوان به دنبال پول نیستند. فروش کتابها، سیدیها و سایر فعالیتها وجود دارد، اما هدف اصلی ایشان ساختن ساختمان یا حتی ساختن دانشگاه نیست. دانشگاه نیز در حال تکمیل شدن است، اما هدف اصلی، انسانسازی است.
در طول تاریخ، بعضی وقایع رخ میدهند و آثار آنها باقی میماند. واقعه عاشورا نمونهای از این موضوع است. بیش از ۱۴۰۰ سال از آن واقعه میگذرد و هر سال میلیونها نفر در مراسم آن شرکت میکنند. اما عاشورا به وجود نیامد که فقط غذا توزیع شود و مردم سیر شوند؛ بلکه هدف آن بیداری انسانهاست، حتی اگر در هر سال تنها یک نفر بیدار شود.
لژیون سردار نیز فقط برای جمعآوری پول، خرید صندلی یا ساخت دانشگاه نیست. اینها نتایج ظاهری و آشکار آن هستند. موضوع اصلی این است که من به واسطه حضور در این لژیون، چقدر بیدار میشوم و چقدر در مسیر رشد و تغییر قرار میگیرم.
چند روز پیش آقای زرکش پیامی از دفتر خزانهداری درباره گلریزان ۴۰۵ منتشر کردند. بر اساس آن، افرادی که تعهدات سال ۴۰۴ خود را به پایان رساندهاند، میتوانند فعالیت و تعهد جدید خود را برای سال ۴۰۵ آغاز کنند. قانون سال گذشته نیز همین بود و کسانی که تعهدات قبلی خود را به پایان نرساندهاند، شایسته است ابتدا آن تعهدات را تکمیل کنند.
من بیش از این صحبت نمیکنم. بسیار خوشحال و سپاسگزارم که در این جلسه حضور داشتم و از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، صمیمانه تشکر میکنم. خودتان و آقای مهندس را تشویق کنید.
.jpeg)
تایپ: مسافر فرزاد ل2، مسافر بهنام ل1، مسافر محمد ل15
تنظیم و ارسال: مسافر جواد ل۱۴
مسافران نمایندگی سهروردی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
144