سلام دوستان بهنام هستم یک مسافر.
اوائل ورودم به کنگره ۶۰ و در طی سه جلسهٔ تازهواردین، اولین چیزی که نظرم را جلب کرد مثلثی که در راس آن عدالت و ضلعهای آن؛ معرفت و عمل سالم و این نوشته که بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم، بود. پس تخریبهایی را که پشت سر گذاشته بودم در ذهنم مرور شد.
در تابلوهای نقاشی که بر روی دیوار سالن نصب هستند، تابلوی ماشینی که در حال عبور از یک منطقهی کوهستانی صعبالعبور است توجهم را جلب کرد، همچنین عنوان کتابی که تهیه کرده بودم این بود؛ "عبور از منطقهی ۶۰ درجه زیر صفر! " در ذهن خودم گفتم که راه سختی در پیشروی دارم و شروع کردم به خواندن وادیها و آنها را حفظکردن، ولی وقتی وارد جلسه لژیون شدم فهمیدم، فقط حفظکردن مطالب هیچ فایدهای ندارد. در صورتی این کار خوب است که به قول راهنمای عزیزم آموزشها را کاربردی کنیم، پس شروع کردم کتاب را مجدد خواندن. اولینبار در کتابخانه حرم امامرضا، وقتی در حال مطالعه بودم، رسیدم به این پاراگراف که میگفت: "متخصصین ترک اعتیاد جمع میشوند و مقداری فحش و ناسزا به افراد معتاد و اینکه اراده ندارند و انگل جامعه هستند و با سلاموصلوات جلسه خود را تمام میکنند." در اینجا خیلی خندیدم و از طرفی خوشحال بودم؛ زیرا در جایی پا گذاشتهام که صورتمسئلهٔ اعتیاد را حل کردهاند. این شروعی بود از سفر من و تاکنون در حال آموزش گرفتن هستم.
نویسنده: مسافر بهنام از لژیون پنجم
ویرایش: مسافر حسین
ارسال: مسافر مصطفی
مرزبان خبری: مسافر مرتضی
نمایندگی عصارزاده مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
56