جلسه اول از دوره ششم جلسات لژیون سردار کنگره۶۰، همسفران نمایندگی صائب تبریزی با استادی راهنما تازهواردین همسفر رویا ، نگهبانی همسفر معصومه و دبیری همسفر رباب با دستور جلسه: «کتاب عبور از منطقه۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن» روز دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
من آب میآورم تو آنقدر بنوش تا سیراب شوی؛ امّا نه زیر آب، من بلندم، به بلندای قلههایی که نتوان تسخیر نمود؛ امّا تو بر بام من، مسلح بیا، تا عظمت را ببینی و... . در ابتدا از نگهبان لژیون سردار کمال سپاس را دارم که فرصت و اجازه خدمت را در قامت استاد برای من فراهم آوردند تا آموزش ببینم. به تمام شما عزیزان که در این جمع حضور دارید، خدا قوت میگویم. بسیار خرسندم که برای دومین بار در این لژیون به عنوان خدمتگزار در جایگاه استادی حضور مییابم تا از انرژی این مکان و آموزههایش بهرهمند شوم. کتاب۶۰ درجه، اثری چنان زیبا است که توصیف احساساتم در برابر آن، به قول آقای مهندس فراتر از کلمات است.
در کتاب۶۰ درجه، آمده است که وقتی انسان در اعماق تاریکی و تشنه یافتن راهی است، به محض دریافت آن حس، متحول میشود. من دقیقاً همین مسیر را تجربه کردم. سالها، بهخصوص از سال ۸۹ به بعد، در جستوجوی راهی برای درمان همسرم بودم تا اینکه در سال ۸۸، از طریق اینترنت با کنگره آشنا شدم. در آن زمان، به دلیل مصرف شیشه توسط همسرم، شرایط بسیار دشواری داشتیم. من از طریق خرید اینترنتی پکیج آموزشی کنگره۶۰ را خریداری کردم و با وجود اینکه هنوز با کنگره آشنایی نداشتم، پکیج آموزشی را سفارش دادم. به یاد دارم وقتی پکیج به دستم رسید، پدرم با تردید پرسید، این چیست؟ پاسخ دادم برای یادگیری است؛ اما ایشان با ناامیدی گفتند؛ تو هنوز امید به درمان همسرت داری؟ اینها درمان نمیشوند!
آن شب، کتاب۶۰ درجه را گشودم. در ابتدا مفاهیم برایم نامفهوم بود؛ اما وقتی به دلنوشته استاد امین رسیدم، بیشتر جذب آن شدم. چون از اعماق تاریکی آمده بودم و تشنه یافتن راه بودم، همان لحظه آن حسِ رهایی به من دست داد. نیمهشب به خود آمدم و دیدم نیمی از کتاب را خواندهام؛ با اینکه هنوز همهچیز را درک نمیکردم؛ اما لذت عمیقی میبردم و اشک میریختم. با خود زمزمه میکردم: خدایا، آیا ممکن است این معجزات برای همسر من هم اتفاق بیفتد و درمان شود؟ هنوز هم هر کلمه و جملهای از این کتاب برایم تازگی دارد. شاید نتوانسته باشم آنگونه که باید تمام ابعاد کتاب۶۰ درجه را درک کنم، اما به قول استاد امین، عشق را تنها کسی دریافت میکند که با قلبش احساس کند و من دقیقاً همین حس را داشتم.
احساس میکنم این اثر، یکی از مفیدترین کتابهای کتابخانه من است. امروز هر کجا میروم، اطرافیان متوجه آرامشی میشوند که از برکات آموزشهای کنگره به دست آوردهام. من تصاویر کتاب۶۰ درجه را قاب کرده و به اتاق زده بودم؛ در ابتدا معنای آنها را نمیدانستم؛ اما با گوش سپردن به سیدیهای آقای مهندس، کمکم متوجه مفاهیم آنها شدم. ایشان برای تکتک پیامها، مانند: لنگر کشتی را بکشید یا بهترین راه، آموزشهای دقیقی دادهاند. برداشت من از اولین پیام کتاب که میگوید؛ من آب میآورم، همان متد DST است؛ مسیری که به ما میآموزد چگونه سیراب شویم، نه اینکه در اعماق مشکلات غرق شویم. این آموزشها ما را دعوت میکند تا آگاهانه پیش برویم تا قدرت و عظمت رهایی را درک کنیم.
این کتاب، پایه و اساس آموزشهای کنگره۶۰ است؛ اثری زنده که هرگز تکراری نمیشود و موجب پایبندی من به این مسیر شد. برکات این آموزشها اکنون در تمام زندگی من نمایان است و مطمئنم تکتک شما نیز این را تجربه کردهاید. یکی از اساتید برجسته ایشان، استاد سردار است که لژیون مالی نیز به نام ایشان است و ما در آن خدمت میکنیم. همانگونه که در دوران دبیرستان، ادبیات را کلمه به کلمه و بیت به بیت تفسیر میکردم، کلمات کتاب۶۰ درجه نیز برای من چنین تفسیر و مفهومی دارند. حضور در این مکان و در لژیون سردار، حس برنده بودن و امید به زندگی را در من بیدار کرد. اکنون میدانم که با به کار بستن این آموزشها، چگونه میتوان از تاریکی به سوی نور حرکت کرد. این حس برای من، همانند اولین لحظات تولد فرزند برای یک مادر است؛ با تمام دردهایش، شیرین و گوار است.
تعویض جایگاه نگهبانی لژیون سردار


.jpg)
تایپیست: همسفر رباب رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم) نگهبان سایت
عکاس: همسفر فاطمه (لژیون سردار)
ویرایش و ارسال: همسفر رباب رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صائب تبریزی
- تعداد بازدید از این مطلب :
125