جلسه چهاردهم از دوره سیونهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی شیخبهایی با دستورجلسه «کتاب عبور از منطقه ۶۰درجه زیرصفر و تصاویر آن» با استادی همسفر فریبا، نگهبانی همسفر ندا و دبیری همسفر دنیا در روز دوشنبه تاریخ ۲۵ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ برگزار شد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
از خداوند بزرگ و متعال سپاسگزارم که امروز این خدمت را نصیب من کرد تا بتوانم از تکتک شما عزیزان آموزش بگیرم. دستورجلسه، «کتاب عبور از منطقه ۶۰درجه زیرصفر و تصاویر آن» است. من بر حسبوظيفه مقدمهای در رابطه با کتاب، برای سفر اولیها، تکرار برای سایر اعضا و آگاهی تازهواردین، بیان میکنم و بحث را ادامه میدهم.
کتاب «عبور از منطقه ۶۰درجه زیرصفر» به قلم مهندس حسین دژاکام است. ایشان پس از ۱۷ سال اعتیاد توانستند این روش را کشف کنند. این کتاب، کتابی است که هرکس با هر سطح سوادی میتواند آن را بخواند. غیرممکن است خوانندهای این کتاب را بخواند و همزادپنداری نکند. موضوع این کتاب، روش صحیح درماناعتیاد است که به دو زبان عربی و انگلیسی ترجمه شدهاست. روشی که در این کتاب نوشته شده، با الهام از ماه مبارک رمضان است که بهطور کاملاً اتفاقی کشف شد.
در این روش، گرههای کور درمان اعتیاد گفته شدهاست. مهندس حسین دژاکام در این کتاب فرمودند: اعتیاد، درمان دارد؛ چون اکثراً اعتقاد دارند، اعتیاد درمان ندارد و روشهای غلط درمان اعتیاد را نیز بیان کردهاند. اگر روشی را رد کردند؛ بهجای آن روش درستی ارائه دادهاند. این ویژگیها باعث جذابیت این کتاب شدهاست.
کتاب «عبور از منطقه ۶۰درجه زیرصفر» میتواند یک راهکار واقعی برای ما باشد. محتوای این کتاب، دارای ۱۴ قانون است که این قوانین، برگرفته از قوانین الهی است. بهیقین، برای اینها ۱۴ تصویر گذاشته شدهاست که یک تصویر، روی جلد کتاب، دوازده تصویر رنگی داخل کتاب و تصویری هم در پشت جلد کتاب قرار دارد.
اگر بخواهیم در مورد تصویر روی جلد کتاب صحبت کنیم؛ در وهله اول شاید یک تازهوارد متوجه چیزی نشود. این تصویر، تصویر بیابان، دریا و سرسبزی است که هر سه در کنار همدیگر قرار گرفتهاند. همچنین ما میدانیم که در هستی، به صورت واقعی چنین چیزی را نخواهیم داشت؛ ولیکن انسان تنها موجودی است که تمام اینها را میتواند در درون خود داشتهباشد و این بهواسطه قدرت اختیاری است که به انسان داده شدهاست.
این تصاویر برای ما همانند نقشه راه میمانند که مبدأ، مقصد و هدف را برای ما مشخص میکنند که در ادامه، با کمک اینها میتوانیم شروع به حرکت کنیم. مهندس دژاکام در یکی از سخنانشان فرمودند؛ دلیل انتخاب این اسم برای این کتاب، تمثیلی است که ما بتوانیم این مطلب را درک کنیم؛ چون یک فرد مصرفکننده هنوز یک مقداری محبت و انسانیت در وجود خویش دارد که اگر وجود نداشت؛ اسم این کتاب را باید عبور از منطقه ۲۷۰درجه زیرصفر میگذاشتیم.
الان با این تفاسیری که گفتهشد و مطمئناً خیلی از شما همهچیز را بهتر از من بارها و بارها مطالعه کردهاید و میدانید؛ اما من میخواهم بگویم، ممکن است برای یک همسفر سفر اولی یا یک تازهوارد، این سوال مطرح شود که مثلاً یک مسافر، برای کم کردن مواد، دردهای آن و موارد دیگر آمدهاست؛ پس من چگونه میتوانم از این کتاب استفاده کنم؟ این یک کتاب اجتماعی، خانوادگی است که مهندس دژاکام از همان اول این موضوع را در نظر گرفتند که همسفران این مسافران، بیش از خود آنها آسیب دیدهاند و آنها نیز باید بهنحوی از این کتاب استفاده کنند.
مهندس حسین دژاکام فرمودند این کتاب به گونهای برنامههای آینده را هم پیشبینی کردهاست و میگوید ما در کجا قرار داریم و به کجا میخواهیم برسیم. الان استفاده این کتاب برای من همسفر که موادی مصرف نمیکنم؛ اما متوجه هستم که از درون، مانند کسی هستم که تصادف کرده و تمام استخوانهایش مو برداشته و له شده، ضروریاست. من از بیرون، زخمی ندارم ولی از درون، فرسوده و له هستم. برای اینکه بتوانم از این کتاب استفادهکنم، جهانبینی این کتاب را آموزش میگیرم؛ زیرا این کتاب شامل دو بخش؛ فیزیولوژی و جهانبینی است.
جهانبینی به چهصورت است؟ من به مدت یازده ماه با نوشتن ۴۰ سیدی سفر میکنم و با نوشتن هر سیدی، سعی میکنم با برداشت صحیح، آنها را در زندگی کاربردی کنم؛ به اینصورت که در اول کتاب، مهندس دژاکام میفرمایند: تفکر کن.
قبل از این، آنقدر درون من خشم بود که هیچ تفکری نداشتم. بعد به من میگویند؛ مسئولیت گرفتار شدن در مسائل و مشکلات خود را بپذیر و به دوش کسی نینداز. باز این کتاب به من میگوید؛ حال که مسئولیت کارهایت را پذیرفتی؛ بیا تا با تزکیه، پالایش و حرکت در صراطمستقیم، به خودشناسی و ارتقاء انسانیت برسی. در واقعیت، ارتقای انسانیت برای من، جز آرامش چیزی نیست. آن آرامشی که همهجا به دنبال آن بودم. مهندس دژاکام میفرمایند: با منیت، ترس و کینه نمیتوانی به هیچچیزی برسی. ترس را کنار بگذار تا بتوانی از دانایی، پُر شوی. وقتی از دانایی پر شوم؛ میتوانم تفکر سالمتری داشتهباشم. باز این کتاب به من میگوید: تو بهعنوان همسفر، حرکت کن. چرا منتظر کمک دیگران هستی؟ حرکت کن تا مسیر، برای تو مشخص شود؛ «با حرکت راه نمایان می شود.»
ویژگی خوب این کتاب این است که به من میگوید؛ با جنگیدن و ستیز کردن، نمیتوانی به آرامش برسی؛ در صورتی میتوانی به آرامش برسی که بخشیدن را یاد بگیری، بتوانی ایمان داشته باشی و عشق بورزی. وقتی بتوانی عشق بورزی، خودت به آرامش میرسی. باز هم این کتاب به من می گوید: «پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.» یعنی مسافر تو آمد و به رهایی رسید؛ اما انتظار نداشته باش از فردا همهچیز گل و بلبل شود و بر وفق مرادت پیش برود. چنین چیزی نیست. شاید یک مشکل بزرگتری سر راه تو قرار بگیرد؛ ولیکن من با کسب دانایی، آگاهی و کاربردی کردن سیدیها، الان میتوانم این مشکل را حل کنم.
در مورد این کتاب صحبت کردن، ساعتها فرصت میخواهد. در مورد تصویر آخر کتاب؛ همه تصاویر را که رد کنیم، به تصویر پشت جلد کتاب میرسیم که عقاب سفیدی است که بر فراز آسمانها در حال پرواز است. این نمادی از انسان است که با پسگرفتن تواناییها و نیروهای از دست رفته، الان توانستهاست بر مشکلات خود غلبه و آنها را حل کند و همینطور توانستهاست تمام صفات خداوندی که در اندازههای کوچک، در درون او قرار گرفته را احیاء کند و از آنها استفاده لازم را ببرد.

کاندیدای نگهبانی
تقدیر از رتبه برتر رشته والیبال
مرزبان کشیک: همسفر زهره و مسافر امیرحسین
تایپ: همسفر رکسانا رهجوی راهنما همسفر مائده (لژیون بیستوسوم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر شادی
همسفران نمایندگی شیخبهایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
439