جلسه چهاردهم از دوره اول کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی ورامین با استادی راهنمای محترم مسافر حسن، نگهبانی مسافر میثم و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه: "کتاب 60 درجه زیر صفر " روز دوشنبه 25 خرداد 1405 راس ساعت 17 آغاز به کار کرد.
سلام دوستان حسن هستم یک مسافر
تشکر میکنم از تمام خدمتگزاران چه در صور آشکار و چه در صور پنهان که خدمت میکنند تا یک نمایندگی برپا باشد و بستر امنی باشد که یک مصرف کننده وارد بشود و به حال خوش برسد .
دستور جلسه: کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر. اگر عزیزی هست که هنوز این کتاب را تهیه نکرده حتماً بعد از جلسه به نشریات مراجعه بکند و تهیه بکند. چرا میگویم؟ زیرا این کتاب مرجع و مادر است که ما به واسطه عدم آگاهی در این دریای پرتلاطم اعتیاد که فقط یک کلمه نوشته میشود اعتیاد ولی هزار قصه پیچیده و تو در تو دارد راه نجاتش در این کتاب است. جزوات، کتابهای دیگر، آموزشها همه دخیل هستند ولی چون ما با کلمه مادر آشنا هستیم کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر مادر است. وقتی برای اولین بار در سفرم این کتاب را مطالعه میکنم به راهنمایم میگویم: من خیلی متوجه نمیشوم طبیعی است.نویسنده این کتاب آقای مهندس دژاکام میگوید که وقتی این کتاب را میخوانم اگر ۶ ماه یا ۱ سال پیش این کتاب را مطالعه کردهام امروز مطالبی را که متوجه میشوم با آن روز متغیر است فرق دارد. اگر ۱۰ سال جلسات کنگره مستمر این باشد که راجعبه کتاب ۶۰ درجه زیر صفر صحبت بکنیم وقت کم میآوریم. یکی از اصلها ثبات است برعکس آن اصل بیثباتی که در هستی است در کنگره ثبات داریم ، دستور جلسات تکرار میشوند و این تکرار باعث میشود من هر دفعه که مطالعه میکنم چون حسام عوض میشود دریافتم بهتر میشود.با هر مشارکت یک مطلب و نکته جدید یاد میگیرم. این کتاب به من حسن در سفر اول امیدواری میدهد که اگر امروز درگیر اعتیاد هستی یا ناامیدی به سراغت آمده یا منیت داری با مطالعه این کتاب که کلید را به من میدهد یاد میگیریم که چه کار کنم.
من در سفر اولم زمانیکه راهنمایان و خدمتگزاران را که میدیدم فکر میکردم هر کدام از اینها با یک ماشین بنز یا فراری میآیند چون حالشان خیلی خوب بود من یأس و ناامیدی را در وجود حداقل ۹۰ درصد اینها نمیدیدم تصورم این بود که همه چیز بر وفق مرادشان است؛ ولی زمانی که خودم وارد سفر دوم شدم، مرزبان شدم یک به یک جایگاهها را طی کردم دیدم آنطور نیست . الآن شرایط اقتصادی من در سطح پایین از زمان مصرفم است اما اگر آن شرایط را ضربدر ۱۰۰ بکنند با حال امروزم عوض نخواهم کرد زیرا یاد میگیرم این گرهای که در کار من است را چگونه باز کنم آیا با دندان؟ نه این کتاب و آموزشهای کنگره به من یاد میدهد که با دست به سهولت این گرهها را باز کنم. شما اگر با یک خدمتگزار صحبت بکنید که چگونه کارهای روزانهات را روتین میکنی برایت اگر در کاغذ بنویسد در مخیله یک سفر اولی نمیگنجد.
امروز هر گرهای در زندگیم افتاده باشد با مراجعه به کتاب ۱۴ وادی و یا کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و اگر حسم باز باشد محال است جواب من را ندهد.یک وقتهایی من سیدی را مینویسم برای اینکه راهنمایم گفته باید سیدی بنویسی،آن هم تا یک جایی خوب است به یک جایی میرسم که متوجه میشوم که اگر به من گفتن جارو بزن، تمیز جارو بزنم برای خودم بزنم، راهنمام نیازی به جارو زدن من ندارد اینها تفکر در من ایجاد میکنند. این کتاب به من صبر را یاد میدهد زمانی که تازه میآیم روی این صندلیها مینشینم نیروهای اهریمنی بعد از یکی دو ماه از سفر که میگذرد به سراغمان میآید و میگویند: برای چه باید بروی ۱۰ ماه بنشینی بگویی چشم، گوش به فرمان باشی، حرف مرزبانها و ایجنت را گوش کنی، خودت یاد گرفتهای با کله خودت برو. نه خیلیها آمدن و رفتن ولی جواب نگرفتند. من اگر میخواهم به شیرینی حال خوش برسم باید از یکسری تلخیها عبور کنم. در نگاه اول تلخ است برای موجودی به نام انسان گوش به فرمان بودن سخت است اولیهامان هم گوش به فرمان نبودند که اخراج شدند آمدند به کره زمین ولی هر انسانی که نفساش را تزکیه و پالایش بکند یعنی هم تصفیه بشود و بعد تسویه بکند میآید در مسیر صراط مستقیم و میرسد به آن شیرینی و وقتی لذت این شیرینیها را چشید به همه آن تلخیها پشت دست میزند. اول یکم سخت است مصرف مواد هم اوایل سخت بود ولی ما آرام آرام یاد گرفتیم که چه کار کنیم آن در مسیر ضد ارزشها بود آن را یاد گرفتم، حالا در مسیر ارزشها یاد نگیرم؟
نکته آخر اینکه سفراولی و سفر دومیها دنبال بهانه باشید برای خدمت کردن. اگر میخواهید اوتی را که میخورید توان انرژیای را که میدهد برای بازسازی شبه افیونی بدنت را بیشتر بکند دنبال بهانه بگردید برای خدمت کردن.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید بی نهایت سپاسگزارم.
- تعداد بازدید از این مطلب :
213