همسفر سمیه.م:
«یاد الله در هر جا، یاد خود از قطره به اقیانوس است.»
کتاب ۶۰ درجه، تحقیقی مستند راجع به صورتمسئلهی مواد مخدر و روش درمان آن است و قابلاستفاده برای بیماران مواد مخدر، خانوادهها، پزشکان، محققین و قضات میباشد. در حقیقت این کتاب خودآموزی است برای درمان اعتیاد. اگر بخواهم در مورد «کتاب ۶۰ درجه» بگویم: این گنجینهی بیهمتا، یکی از کتابهای باارزشی است که من تا به حال خواندهام و میتوانیم آن را همردیف کتاب نهجالبلاغه قرار دهیم.
کتاب ۶۰ درجه به زبان ساده و روان، مطالب را بیان میکند. وقتی که برای اولین بار من این کتاب را میخواندم، انگار زندگی خودم را در این کتاب میدیدم. انگار مسافرم و من شخصیتهای اصلی این کتاب بودیم؛ حتی بعضی از مواقع از تعجب و حیرت، چشمانم گرد میشد و تأمل میکردم و قادر به خواندنِ ادامهی مطلب نبودم. آقای مهندس خیلی خوب حال و احوال اعتیادشان را بیان میکنند. وقتی از ترکهایی که انجام میدادند سخن میگفتند، صدها بار ترک مسافرم و رنجها و دردهایی که کشیده بود، برایم تداعی میشد.
تمام مطالب کتاب به عمق جانم نفوذ میکرد. اینکه میگویند: «کتاب ۶۰ درجه» یک کتاب زنده و پویا است؛ راستش اول برایم درکش خیلی سخت بود، ولی به مرور زمان و با گذشت زمان، پویا بودن و زنده بودنش را حس و لمس کردم. من با هر بار خواندن «کتاب ۶۰ درجه»، یک برداشت و یک کلید دریافت میکردم و اینها بستگی به حال و هوا و وضعیت من در سفرم داشت. من بعضی مواقع وقتی حالم خیلی بد بود، با خواندن این کتاب جان تازه میگرفتم و به ادامه و به پایانِ سفر فکر میکردم.
آقای مهندس میگویند: «بزرگترین دشمن ما جهل و نادانی ماست» و این سخن برای من خیلی قابلتأمل است و خیلی به این مطلب فکر کردم. واقعاً تمام مطالب این کتاب را باید با طلا بنگاریم که همهی اینها برای من چراغی برای حیاتِ بهتر و زیباتر میباشد. در یک قسمت این کتاب از کارناوال شادی (مصرف مواد مخدر) صحبت میکنند و جسم انسان که توسط موریانهها، کرمها، موشهای صحرایی، ملخها، حشرات و مگسها آلوده و تخریب شده بود. من وقتی این مطالب را میخواندم، تصویر مسافرم وقتی که صبح بیدار میشد و قادر به نفس کشیدن نبود، در ذهنم میآمد؛ در آخرین سالهای مصرفش حتی نمیتوانست قدم از قدم بردارد تا بتواند مصرف کند. وقتی با خواندن این مطالب علتش را فهمیدم، اشک در چشمانم جمع شد و چقدر از اینکه مسافرم را بیاراده میدانستم، افسوس خوردم.
تصویر غسل در صحرا برایم خیلی زیبا است که همان رها شدن را به تصویر میکشد. من وقتی گل رهایی را گرفتم، این تصویر برایم به تصویر کشیده شد؛ توانستم این تصویر را درک کنم. آخرین آلودگیها از درون و بیرون خارج شدند و بعد از آن لباس احرام بر تن میکنیم به نشانهی پاکی. امیدوارم بتوانم به معنی واقعی، این کتاب را لمس و درک کنم و از تمام مطالبش بهرهی لازم را ببرم تا چراغ راهم شود برای پر کردنِ کولهبارم در بعد دیگر.
خدا را شکر میکنم که آقای مهندس با الهام از رمضان، صورتمسئلهی اعتیاد را کشف کردند تا هزاران نفر از تاریکی اعتیاد نجات پیدا کنند و امروز به حالِ خوش و روشنایی برسند و در آخر هم قدردانِ آقای مهندس و خانوادهی محترمشان و راهنمای عزیزم خانم مهتاب هستم.
همسفر سمیه.ن:
صحبت کردن در مورد کتاب ۶۰ درجه یکجورهایی هم سخت است و هم آسان. آساناش به خاطر این است که آنقدر این کتاب روان نوشته شده که در حوصلهی هر فردی است؛ اما سختاش به خاطر این است که با هر بار خواندن این کتاب به مطالب جدیدی دست پیدا میکنیم و برای هر نسلی تازگی دارد. حتی برای نسل آینده؛ انگار مشکلات تمام نسلها از روز الست تا روزی که دوباره به سمت خداوند برمیگردیم، در این کتاب است.
کتاب ۶۰ درجه، کتابی باارزش و گنجینهای است که بین چندین حلقهی آفرینش چرخیده شده تا به دست ما رسیده و هرکس با خواندن این کتاب میتواند قدم به دنیای جدیدی بگذارد؛ دنیایی که از تاریکی فاصله دارد و جنساش جنسِ نور است. شخصیت این کتاب فردی است که به خاطر اعتیاد، قدم به دنیای تاریکی گذاشته و در ماه رمضان تصمیم میگیرد که به اعتیاد خود نظم دهد. همین نظم دادن باعث میشود سفر کند؛ سفری که در آن از اعتیاد و تاریکیها فاصله میگیرد و وارد دنیای جدیدی میشود و روش DST و درمان اعتیاد در این سفر، به واسطهی آقای مهندس به دست میآید.
اما این کتاب فقط برای افراد مصرفکننده نیست؛ بلکه هرکسی که مشکلی دارد، میتواند برای حل مشکلاتش سفر کند. برای همین است که واقعاً یک گنجینه است؛ به واسطهی این کتاب و تلاشهای آقای مهندس، درمان سیگار، درمان چاقی و حتی درمان سرطان هم پیدا شد و مطمئنم بیماریهای زیاد دیگری نیز با این روش به درمان میرسند. تصاویر این کتاب، درون و بیرونِ انسان را نشان میدهد که در حال مبارزه با تاریکیِ درونِ خود و بازسازی سیستمهای بدن است؛ که در نهایت با حرکت و تلاشهایی که انجام میدهد، پیروز میشود و میتواند قدم به دنیای عشق بگذارد.
من خودم هر بار این کتاب را میخوانم، به مطالب جدیدی پی میبرم و خیلی جاها در زندگیام به حل کردن مشکلاتم کمک کرده است. خدا را هزاران بار شکر میکنم که در مسیر کنگره قرار گرفتم و با آقای مهندس آشنا شدم. از ایشان بینهایت سپاسگزارم که کنگره ۶۰ را پایهگذاری کردند که افراد زیادی به حال خوش رسیدند. همچنین از راهنمای محترمم، خانم مهتاب ممنونم که همیشه به بهترین نحو، آموزشهای کنگره را در اختیار ما شاگردان قرار دادهاند؛ انشاءالله خیرِ زحماتشان هزار برابر به زندگیشان برگردد.
رابط خبری: همسفر سمیه.م رهجوی همسفر مهتاب (لژیون دوم)
ارسال: همسفر فهیمه رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون دوم) نگهبان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
103