یکی از موضوعاتی که میتوان ساعتها درباره آن سخن گفت و تقریباً برای هر انسانی در هر مقطع از زندگی رخ میدهد، موضوع عشق است. اهمیت این موضوع به اندازهای است که از گذشته تاکنون آثار هنری، کتابها و فیلمهای بیشماری پیرامون آن خلق شده است، پیشتر گفته شد که هر پدیدهای که قدرت بالایی در ساختن داشته باشد، به همان میزان نیز میتواند قدرت تخریب داشته باشد، برای مثال انفجار باروت در دل کوهها میتواند مسیرها و ساختارهای جدیدی ایجاد کند اما همین نیرو در جای دیگر قادر است سازهها را نابود کند، عشق نیز از همین قاعده پیروی میکند، زیرا هستی بر پایه عشق آفریده شده و نیروی عشق، نیروی سازندگی است.
در خطابه زنجیرههای عشق آمده است، امواج عشق از طریق آب، غذا و هوا به انسانها میرسند تا بر تاریکیها فرود آیند و آنها را درهم شکنند، در حقیقت، عشق به عنوان نیرویی قدرتمند معرفی میشود که توانایی مقابله با تاریکیها و ناملایمات را دارد، بنابراین عشق با قدرت، استواری و صلابت همراه است و انسان را به سوی رشد و تعالی هدایت میکند، حال اگر فردی به نام عشق وارد بیراهه شود و دچار آسیب گردد، لازم است با صداقت به درون خود بنگرد و علت این مسئله را بررسی کند، هر انسانی باید در یک رابطه، جایگاه و تکلیف خود را به روشنی مشخص کند، زمانی که متوجه میشود محبت و علاقه واقعی نیست و رابطه از تعادل و دوطرفه بودن برخوردار نیست، بهتر است آن وابستگی را رها کند.
اگر این رهایی صورت نگیرد، مانند استخوانی است که پس از شکستگی به شکل نادرست جوش خورده باشد، ظاهراً ترمیم شده، اما در عمل مشکلات بسیاری ایجاد میکند، در چنین شرایطی، فرد در روابط بعدی خود دائماً گذشته را با حال مقایسه میکند و نمیتواند تجربهای تازه و سالم داشته باشد، برای ورود به یک رابطه جدید، لازم است از وابستگیها و تصاویر باقیمانده از گذشته عبور کنیم و با ذهنی آرام و شفاف قدم برداریم، زیرا خلق یک تصویر زیبا بر روی بومی که از قبل تیره و آشفته است، بسیار دشوار خواهد بود، عشق حقیقی، نیروی رهایی و سازندگی است، نه عاملی برای اسارت، وابستگی و توقف در گذشته.

عنوان یادداشت: سی دی خمار عشق
به قلم: مسافر مصطفی هاشمی لژیون 31
ویرایش: مسافر علیرضا امینی لژیون 29
تنظیم: مسافر علی فدائی لژیون 17
تقدیم نگاه زیبایتان از طرف خدمتگزاران سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
116