سومین جلسه از دوره چهارم لژیون تغذیه به روش دژاکام با دستور جلسه "آداب و معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی" در روز جمعه 22 خرداد 1405 با راهنمایی، راهنمای محترم مسافر رضا و دبیری مسافر حمید راس ساعت 7:30 دقیقه صبح آغاز به کار کرد.

سلام دوستان رضا هستم مسافر کاهش وزن به روش دژاکام؛
خداوند را شکر میکنیم که امروز هم در کنار هم هستیم و میتوانیم از یکدیگر آموزش بگیریم در خصوص دستورجلسه یکی از موضوعات مهم که باید مد نظر داشته باشیم این است که بتوانیم کمک کنیم تا همسفران و اطارفیان ما هم که درگیر اضافه وزن هستند در کنار ما در مسیر آموزش و درمان قرار بگیرند. یکی از موضوعات مهم در این راستا این است که ما روی آداب و معاشرت و تعادل خودمان کار کنیم و با این کار میتوانیم باعث جذب اطرافیان و انتقال درست پیام بشویم.هر کدام از ما باید سعی کنیم در خصوص غذا خوردن به نقطه ای از آداب درست برسیم که خود دیگران از ما سوال کنند که شما چه کار کردید که به این وزن دست پیدا کردید و اصلا این نیست که بخواهیم دیگران را نصیحت کنیم بلکه باید روی خودمان کار کنیم تا دیگران مشتاق این باشند که ما چه کار کرده ایم، با این کار میتوانیم به گسترش علم کنگره و کمک به بقیه افراد نیز موثر باشیم، این موضوع یکی از کارهای مهمی است که هر کدام از ما باید انجام بدهیم.
امروز از آقا محمدرضا که از همسفران خوب کنگره هستند و به تازگی وارد سفر دوم شدند خواهش میکنیم به عنوان استاد جلسه تجربیات خودشان را مطرح کنند؛
سلام دوستان محمدرضا هستم مسافر کاهش وزن به روش دژاکام؛
خیلی خوشحالم که امروز درخدمتتان هستم و از آقا رضا سپاسگزاری میکنم که من را دعوت کردند که تا در جمعتان حضور داشته باشم. برای کاهش وزن من هر رژیمی را تقریبا امتحان کرده بودم که در اکثر روش ها میگفتند این خوراکی ها را بخورید این خوراکی ها را نخورید که در اصل این روش ها محدود کردن خودمان است و این محدود کردن حتی باعث میشود که چربی ها در بدن افزایش پیدا کند و جسم شروع به ذخیره چربی کند که این موضوع باعث اضافه وزن میشود. اضافه وزنی که من داشتم باعث شد تا من سختی زیادی را تجربه کنم و کاملا فشار را روی جسم خودم احساس میکردم و همین موضوع سبب شد تا در من این خواسته شکل بگیرد و بیایم و وارد لژیون بشوم و شاید تا قبل از این که این فشار را احساس کنم با خودم میگفتم این چهکاری است که آدم بخواهد وزن کم کند غذا را میخورم و لذتش را هم میبرم ولی زانوی من دچار شکستگی شد و بعد از این که گچ را باز کردم به خاطر اضافه وزن مجدد درد شدیدی داشت و من به دنبال عمل هم رفتم ولی وقتی که وارد لژیون شدم با کاهش وزن این درد کاملا برطرف شد.
موضوع دیگری که با اضافه وزن برای من اتفاق افتاد این بود که از ظاهر بدنم خوشم نمیآمد، چون من یک ورزش کار بودم و در رشته تکواندو مسابقات مختلفی را رفته بودم ولی با اضافه وزنی که داشتم دیگر نمیتوانستم در این رشته فعالیت کنم و اصلا برای خودم خوشایند نبود. در نهایت من با حضور در لژیون و گوش دادن فایل های صوتی آقای مهندس و آموزش های آقا رضا خیلی از مسائل را یاد گرفتم طوری که الان اگر یک مشکلی در جسمم ایجاد شده باشد میدانم این مشکل از کجاست و دلیلش چه چیزی است و در واقع آن صورت مسئلهاش را میفهمم و برایش یک راه حلی پیدا میکنم.
یکی از اصلی ترین چیزهایی که در این روش خیلی مهم است و اولین قدم است همان ترازو است، ترازو در اصل به ما نشان میدهد که ما مسیر را داریم درست طی میکنیم یا نه طبق سخنان آقای مهندس در یک ماه اول ما باید سه بار در روز خودمان را وزن کنیم؛ یکبار صبح ناشتا، یکبار قبل از ناهار ، یکبار هم قبل از خواب وقتی ما این سه بار خودمان را وزن کنیم کامل میزان خوراکمان دستمان میآید که ما بین صبحانه تا ناهار یا ناهار تا شام میفهمم آیا چیزی را اضافه خورده ایم یا خیر؛ و ترازو این را به ما نشان میدهد.
من یکی موضوعات مهم دیگر در این مسیر برای من پیادهروی بود که اصلا برای من قابل باور نبود بتوانم با یک پیاده روی کردن ساده و روشی که یاد گرفته بودم بتوانم به یک بدن ایده آل برسم طوری که وقتی خودم را جلوی آیینه میبینم لذت ببرم.

یکی از تجربیات دیگر من این بود که تقریبا 9 ماه از سفر من گذشته بود که ویروس آنفلوانزا گرفتم که حدودا یک ماه من درگیر این بیماری بودم و در همین حدود یک ماه من خیلی وزنم ریخت یعنی از آن حد نرمال هم کمتر شد و در این مدت اصلا مواد موردنیاز را دراختیار بدن نگذاشته بودم که جسم بتواند خودش را بازسازی کند و دقیقا من همانکاری که برای کاهش وزنم انجام دادم در افزایش وزنم هم انجام دادم و همینکار باعث شد که من وزنم دوباره افزایش پیدا کند و این مسئله به من یاد داد که من باید مواد مورد نیاز را به اندازه کافی و در زمان مناسب در اختیار جسم قرار بدهم و خود جسم بازسازی را انجام میدهد.
سفر در کنگره و کاهش وزن به روش دژاکام یک سبک جدید در زندگی من ایجاد کرد و من جسم خودم را بیشتر شناختم و امروز از زندگی خودم بیشتر لذت میبرم.
از این که به حرف های من گوش دادید از همه شما سپاسگزارم.
در این روز مسافر حمزعلی با دریافت گل رهایی از دستان پر مهر آقای مهندس وارد سفر دوم شدند.


عکس، تایپ و بارگزاری:مسافر مصطفی
- تعداد بازدید از این مطلب :
154