سلام دوستان حمید هستم یک مسافر
خیلی خوشحالم که در جمع شما هستم و از مسافران و همسفران عزیز و مسئولین محترم نمایندگی سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا بتوانم آموزش بگیرم. برای بار دوم است که به این نمایندگی میآیم. نمایندگی زندهای است با اینکه تازه تأسیس است، ولی این پویا بودن و این زنده بودن در همه جای فضای این نمایندگی جاری است.
ما اگر واقعاً یک خواستهای داشته باشیم و با تمام وجود بخواهیم به آن برسیم، قطعاً در دسترسمان است. چیز بسیار سادهای است و دستیابی به آن خیلی ساده است. آن چیزی که اجازه نمیدهد ما به خواستههایمان، به آرزوهایمان یا به آن بهترین چیزی که دنبالش هستیم برسیم، خود ما هستیم، وگرنه کل سیستم خلقت که در رأس آن خداوند است، دوست دارد تمام آدمها به بهترین خواستههای معقولشان برسند.چیزی که ما الآن برای آن اینجا جمع شدهایم، این است که از تاریکیها وارد روشناییها شویم. بستر کاملاً آماده است و زمانش هم مشخص است. ده تا یازده ماه زمان میبرد تا یک سفر اولی بتواند از عمیقترین تاریکی که وجود داشته که خود حمید را دارم میگویم، با یک سفر درست به رهایی برسد.
این مقدمه را گفتم، چون این خودش یک آداب است؛ یک روش است برای رسیدن به خواستهها. ما باید مکانیزم یا بستری را که خداوند قرار میدهد تا ما در آن قرار بگیریم، بشناسیم و با آن آداب و روش حرکت کنیم تا به آن دست پیدا کنیم. همینجوری دلبخواهی که نمیشود.مثل این میماند که من آن زمانی که وارد کنگره شدم، حدود ۱۶ سال پیش، راهنما انتخاب میکردم. داروی ما هم آن موقع تریاک بود و شربت OT نبود. برنامه راهنما را هم دریافت میکردم، ولی با کله خودم حرکت میکردم و به برنامه عمل نمیکردم. مطمئن باشید اگر همانطور ادامه میدادم، الان رها نبودم؛ چون آداب دارد، روش دارد.
همینجوری نیست که بگویی من راهنما دارم و راهنمایم را هم خیلی دوست دارم. خب باشد. همه در کنگره همین هستند؛ چه مسافر و چه همسفر. آن شاگرد با انضباط و آن شاگرد بیانضباط، هر دو عاشق راهنمایشان هستند. اصلاً شک ندارم. در ۱۲ سالی هم که راهنما بودم، این را کاملاً حس کردهام.همه راهنمایشان را دوست دارند، اما دوست داشتن کافی نیست. همانطور که دوست داشتن خداوند به تنهایی کافی نیست. باید با ادب و روشی که در سیستم الهی تعریف شده است حرکت کرد تا به نتیجه رسید.این بزرگترین آداب رسیدن به رهایی است.
وقتی راهنمایی میگوید سر ساعت باید دارویت را مصرف کنی و دقیقهاش هم مهم است. اگر علاقه داری سیستم بیوشیمی بدنت کاملاً راهاندازی شود، ۹۰ درصد به بالا یا حتی ۱۰۰درصد، باید تمام صدت را بگذاری تا به آن کیفیت لازم برسی.اگر برایت مهم است که بدانی سیستم بیوشیمی بدنت چگونه از کار افتاده و چگونه باید آن را پس بگیری و دوباره راهاندازی کنی، آن وقت دقیقهاش هم مهم میشود. ولی اگر ندانی سیستم بیوشیمی چیست، خب هر وقت دوست داشتی مصرف میکنی. اینجا دیگر آدم باادبی نیستی.
بیادبی و ادب داشتن فقط در الفاظ و کلمات نیست که مثلاً من حرف بد بزنم و بگویند بیادب است، یا حرف خوب بزنم و بشوم باادب. البته این مقدمه است و هر آدمی باید عفت کلام را رعایت کند و ما هم سعی میکنیم رعایت کنیم.
اما یک مسافر باادب، مسافری است که به برنامه راهنمایش عمل میکند. شب سر وقت میخوابد و هر زمانی که شب خوابش برد، صبح برای وعده اولش بیدار میشود. یعنی اگر ساعت چهار صبح هم خوابت برد و خوابت خراب بود، اگر ساعت شش برنامهات است، باید بلند شوی و دارویت را بخوری و دیگر نخوابی. این روش درست کردن خواب شب است.آن وقت میشوی آدم باادب؛ چون به روش درست کردن خوابت عمل کردهای.
من خودم وقتی فهمیدم خواب شب از صبح درست میشود و به آن عمل کردم، دیدم بعد از دو یا سه روز واقعاً ساعت یازده شب بیهوش میشوم. آن زمان راهنما میگفت: ساعت یازده بخواب و ما هم میخوابیدیم. الآن، بعد از حدود پانزده سال رهایی، واقعاً بدنم تنظیم است و میخوابم؛ چون یک بار به آن عمل کردم و به حرف راهنمایم گوش دادم. در این پانزده سال دارم نانش را میخورم.
خواب شب خیلی مهم است. الان بزرگترین بیادبی و بیروشی در دنیا، بحث خواب، چاقی و اعتیاد است. واقعاً نمیدانند چگونه باید آن را درست کنند. در کنگره، با روشهایی که داریم، میتوانیم به نتیجه برسیم. بالاترین فرد باادب در کنگره، خودمان را مثال میزنم، کسی است که ساعت و زمان را میداند. زمان آمدن به جلسه را میداند. قطعاً فرد باادب از لطف حق سیراب میشود.
«بیادب از لطف حق دستش خالی است؛
محروم ماند از لطف حق.»
واقعاً اگر میخواهی در همه جا به بهترین خواستهای که داری برسی، اگر میخواهی به رهایی برسی، سعی کن به ساعت و زمانی که در کنگره اختراع شده است، خیلی اهمیت بدهی.
از نظر آقای مهندس با ادبترین رهجو، رهجویی است که زمان را میداند.
- تعداد بازدید از این مطلب :
10