سومین جلسه از دور بیست و ششم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰، نمایندگی اسلامشهر با استادی مسافر سجاد، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه " آداب و معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی" روز چهارشنبه ۲۰ خرداد ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شکر میکنم که در این جایگاه قرار گرفتهام تا آموزش بگیرم. راستش دیروز که با من راهنمای محترم تماس گرفتند تا استادی جلسه را به من بدهند،به این فکر میکردم که چه چیز خارق العاده ای بگویم و مشارکت فوقالعادهای باشد که به دل دوستان هم بنشیند، اما تجربهام به من این را میگوید که قرار نیست کار خارقالعادهای انجام بدهی بلکه تمام مطالب که در این مدت در جلسات و مشارکتهای اساتید، آموزشها و سیدیهای آموزشی آموزش گرفتهایم، را ارائه بدهیم و تجربه خود را نیز به آن اضافه کنی. در جلسات نقل قولی از صحبتهای آقای مهندس شنیدهام که میگوید فرق ادم با ادب و بی ادب در تعادل عملکرد خط خمر آنهاست. در واقع دلیل تبدیل شدن یک انسان متعادل تبدیل به یک انسان غیر متعادل خط تخریب خط خمر است و به آدمی که قبلاً نبودهایم تبدیل میشود.
به واسطه مصرف یک قرص یا مواد مخدر یا الکل یک انسان با ادب، کاملا به یک آدم دیگر تبدیل میشود؛ آقای مهندس میگویند من یک هروئینی با ادب را بیشتر از یک دکتر بیادب قبول دارم و این نشان دهنده میزان اهمیت ادب و احترام در کنگره۶۰ میباشد. آدم بی ادب در هیچ کجا احترام و مقام ندارد. استاد امین میگویند:ما حس های خودمان را خیلی راحت میتوانیم به واسطه مصرف مواد مخدر یا توسط اعمال ارزشی کنترل کنیم و تغییر بدهیم، حس خوب را تبدیل به حس بد بکنیم. آقای مهندس لطیفهای تعریف کردند در مورد شخصی که با چکش بر سر خود میکوبید، از او پرسیدند چرا این کار را میکنی جواب داد وقتی این کار را نمیکنم خیلی حالم خوب است، منِ مصرف کننده هم زمانی ک مصرف میکردم به همین صورت بودم،حالم خوب بود تعادل داشتم با ادب بودم ولی با چکش میزدم بر سر خودم، این در ظاهر شاید یک لطیفه باشد اما درون منِ مصرف کننده را به خودم نشان میدهد چرا که همین بلا را با مصرف مواد مخدر بر سر خودم میآوردم و تعادلی که داشتم را به بی تعادل تبدیل میکردم و پردهای بر روی فکرم کشیده میشد و ذهن من که دیگر تحت کنترل من نبود و فرمان عقل اجرا نمیشد.
مجموع این نکات در جلساتی که در کنگره شرکت میکنم و اموزش میبینم، این را به من یادآوری میکند که باید ادب و احترام را رعایت کنم و انسان متعادلی بشوم، هدف در کنگره فقط درمان نیست هدف این است که به تعادل برسیم چرا که تعادل ورای درمان و بالاتر از درمان است. قبلا در من این سوال به وجود میآمد که چرا راهنمایی که چندین سال رهایی دارد و به حال خوب هم رسیده هنوز هم در کنگره فعالیت و خدمت میکند. امروز به این نتیجه رسیدهام که همه ما به اینجا میآییم تا به تعادل برسیم، به آسایش و آرامش برسیم و من جای دیگری را سراغ ندارم که این تعادل و ارامش در این مدت زمان کوتاه به من بازگردد. خدا را شکر که در مسیر کنگره قرار دارم و در این مسیر قدم میگذارم، از آموزشهای کنگره استفاده میکنم و پیش کسوتها حضور دارند تا من از آموزشهای آنها استفاده میکنم و گره کار خود را مییابم، خداوند را شاکرم که آموزش های آقای مهندس را میتوانم در زندگی استفاده کنم، از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان تشکر میکنم و از خدمتگزاران و اعضای شعبه متشکرم، از اینکه به صحبت های بنده توجه کردید از شما سپاسگزارم.
.jpg)
.jpg)
متن و عکس: مسافر امیر محمد
ویرایش و ارسال: مسافر محسن
- تعداد بازدید از این مطلب :
41