English Version
This Site Is Available In English

قلب ادب، تعادل است

قلب ادب، تعادل است

جلسه یکم از دوره پنجاه‌ و‌ نهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره‌۶۰ نمایندگی سمنان، با استادی‌ راهنما مسافر فرزاد، نگهبانی همسفر محسن و دبیری مسافر محمدرضا، با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب، بی‌ادبی، تعادل، بی‌تعادلی» در روز پنجشنبه 21 خرداد ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان فرزاد هستم یک مسافر، خداوند را شاکرم و خیلی خوشحالم که بار دیگر به‌واسطه جشن آزادمردی راهنما آقا داوود در این جایگاه قرار گرفتم. در مورد دستور جلسه باید بگویم؛ ما چون ادب را بلد نیستیم بی‌ادبی می‌کنیم و وقتی‌که در ارتباط با جهان اطرافمان فعلی که از ما صادر می‌شود بی‌ادبانه است، چیزی که در متقابلاً به‌سوی ما بازمی‌گردد بازخورد و انرژی خوبی نیست. چه بسیار مواقعی بوده که در ادارات به خاطر این‌که بلد نبوده‌ایم که چگونه رفتار کنیم، کارمان را انجام نداده‌اند یا در خانواده به خاطر رعایت نکردن ادب بازخورد بدی داشته‌ایم و حالمان بد شده است، در اصل قضیه به این صورت بوده که ما رفتار درست را بلد نبوده‌ایم و دیگران خواسته‌اند به ما این موضوع را یاد بدهند. وقتی‌که کارمند یک اداره کارمان را به تعویق می‌اندازد، می‌خواهد به ما بفهماند که اینجا بیشه قدرت من است و باید به من احترام بگذارید و ادب یا همان رفتار درست را رعایت کنید.

یکی از چیزهایی که بایستی در مبانی زندگی سالم آموزش ببینیم، آداب ادب است؛ یعنی وقتی یک کنگره‌ای را پس از مدتی می‌بینیم متوجه می‌شویم که او انسان مؤدب و محترمی است، نوع رفتار و عملکرد‌های معمولی روزمره‌اش؛ از راه رفتن و صحبت کردن تا کارهای خیلی ساده‌ای که انجام می‌دهد با قبل تفاوت زیادی دارد. انسان‌ها وقت ندارند که تمام کارهای دیگران را زیر نظر بگیرند، با دیدن چند رفتار ساده از شخص مقابلشان به آن‌ها برچسب می‌زنند و بر اساس همان داده‌ها تعیین می‌کنند که چگونه با آن‌ها رفتار کنند و ما باید چنین چیزهایی را بیاموزیم. این‌ها مسائل سطحی هستند؛ اما قلب و درون‌مایه ادب همان تعادل است، غالباً افرادی که رفتار بی‌ادبانه دارند از یک بی‌تعادلی درونی و از یک قرار گرفتن دائمی، در مرز آستانه انفجار رنج می‌برند.
افرادی که وقتی در رانندگی دچار یک اشتباه می‌شویم به ما واکنش شدید نشان می‌دهند؛ به خاطر این است که در لبه آستانه انفجار خودشان قرار دارند. انسانی که از تعادل برخوردار است بین محرکی که در حال اتفاق افتادن است و عکس‌العملی که قرار است انجام دهد یک فاصله‌ای وجود دارد که در آن رفتار خودش را تنظیم می‌کند؛ یعنی می‌داند که طرف مقابل شرایط خوبی ندارد و تصمیم می‌گیرد که با او مدارا کند.

هر رابطه‌ای ادب خودش را دارد اما سه مورد مهم‌تر؛ رابطه با خودمان، خداوند و خانواده است. باید بدانیم و بیندیشیم که بهترین نوع ادب با خداوند چگونه است، هر نافرمانی که در محضر خداوند می‌کنیم، بی‌ادبی محسوب می‌شود. به نظر من بی‌ادبی مهم‌تر از بحث گناه و رفتن به جهنم است. اگر بخواهم دستور جلسه را به سمت آقا داوود گسترش دهم، باید بگویم که ایشان در لژیون من جزو باادب‌ترین‌ها بودند، من خیلی خوشحالم که در لژیون من حضور داشت. تمام مراحل سفر را با تعادل و بلوغ پشت سر گذاشت یکی از ویژگی‌هایش این بود؛ که راحت تغییر می‌کرد و منعطف بود. مهم‌تر از همه اهل نمایش دادن خودش نبود و همیشه کارش را درست انجام می‌داد، ممنونم که به صحبت‌هایم توجه نمودید.

 

آرزوی مسافر:
آرزو دارم که علم کنگره جهانی شود و همه دنیا از آن بهره‌مند شوند و به کشورهای دیگر شعاع اضافه نماییم.

خلاصه سخنان مسافر:
خیلی ممنونم از کسانی‌که امروز در جشن تولدم مشارکت کردند، معمولاً جشن‌ تولدها با پای‌کوبی همراه است؛ اما در کنگره جهت یادآوری به رهجویان سفر اولی است که بگویم من این‌گونه که اکنون نشان می‌دهم مرتب و منظم نبوده‌ام. من در سن ۳۲ سالگی شروع به مصرف مواد نمودم و فقط دو سال اول مصرفم احساس می‌کردم که مواد برای من کار انجام می‌دهد؛ ولی پس‌ازآن به دنبال راهی برای رها شدن از آن می‌گشتم و در پی این خواسته راه‌های زیادی را پیمودم که شاید همسفرانم هم از آن اطلاع نداشته باشند؛ حتی به خاطر باورهای اشتباهی که به من داده‌شده بود برای ترک تریاک یک سال مصرف‌کننده شیشه شدم.
من قبلاً آقای مهندس را در تلویزیون دیده بودم؛ ولی از یاد برده بودم که جایی به نام کنگره برای درمان اعتیاد وجود دارد؛ اما نمی‌دانم چه‌ کار خوبی انجام داده بودم که خداوند کنگره را سر راه من قرار داد. اوایل ورودم به کنگره باور نمی‌کردم که راهنمایان، خودشان روزی مصرف‌کننده بوده‌اند و تصور می‌کردم برای دل‌خوشی تازه واردین خودشان را مسافر معرفی می‌کنند.
در سفر اولم خیلی جدی بودم و محکم سفر کردم، اوایل فکر می‌کردم مصرفم ارتباطی به زندگی‌ام ندارد و چون مشکل مالی ندارم همه‌چیز درست پیش می‌رود؛ ولی پس از ورود به کنگره فهمیدم که خانواده‌ام چه رنجی را متحمل شده‌اند.
از همسفرم تشکر می‌کنم که همیشه پشتیبان من بوده است و اکنون درک می‌کند که من در زمان مصرف یک مریض بوده‌ام و رفتارم تحت تأثیر مصرفم بوده است. از تمام کسانی‌که در حال خوب امروز من نقش داشتند تشکر می‌کنم، ممنونم که به صحبت‌هایم توجه نمودید.

خلاصه سخنان راهنمای همسفر:
آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی‌ست، خداوند را شاکرم که برای اولین بار در این جایگاه قرارگرفته‌ام، از راهنمایان خودم تشکر می‌کنم و این جشن زیبا را ابتدا به آقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک عرض می‌کنم و از تمامی خدمتگزاران بخش مسافران و همسفران تشکر می‌کنم هم‌چنین از مسافرم قدردانی می‌کنم که حضورم در این جایگاه از همت بلند ایشان است. در مورد خانم فاطمه باید بگویم که حال خیلی بدی داشتند و همان‌طور که مسافرشان گفتند مصرف مواد یک مسافر، باعث به وجود آمدن خرابی‌های بسیاری در همسفرش می‌شود و وقتی در کنگره حضور پیدا می‌کند حالش رفته رفته بهتر می‌شود و به درمان می‌رسد، از اینکه به صحبت‌هایم توجه کردید ممنونم.

خلاصه سخنان همسفر:
خیلی خوشحالم که برای اولین بار در جشن تولد مسافرم شرکت می‌کنم، حس و حال عجیبی دارم، خیلی تشکر می‌کنم از راهنمای مسافرم و راهنمای خودم که با آموزش‌های خوب‌شان حال من و مسافرم به‌کلی دگرگون شد. با حال بدی در جشن یک سال رهایی مسافرم شرکت داشتم، اصلا اعتمادبه‌نفس نداشتم و صور پنهانم نابود شده بود، حتی نتوانستم مشارکت کنم؛ ولی به لطف خداوند و آموزش‌های آقای مهندس توانستم حال بد خودم را تبدیل به حال خوش کنم. من در همان اجرای پیمان وادی هشتم با خدای خودم عهد بستم تمام کسانی‌که خواسته یا ناخواسته به من بدی کرد‌ه بودند را ببخشم و اولین نفری که بخشیدم مسافرم بود، با وجود این‌که خیلی وقت‌ها برای خودمان و زندگی‌مان کم می‌گذاریم، ولی خوشحالم که مسافرم این مسیر پر از نور و عشق را انتخاب کرده و امیدوارم به این مسیر ادامه بدهد. از آقای مهندس و خانواده محترمشان و تمامی خدمتگزاران در بخش مسافران و همسفران سپاسگزارم و امیدوارم که بتوانم خدمتگزار خوبی برای نمایندگی سمنان باشم، ممنونم که به صحبت‌هایم توجه نمودید.

خلاصه سخنان همسفر:
از راهنمای مسافرم تشکر می‌کنم و می‌خواهم به کسانی‌که سفر می‌کنند بگویم که محکم باشند و با تمام قدرت به مسیرشان ادامه بدهند. از مسافرم متشکرم و به او افتخار می‌کنم که در کسوت راهنمایی افرادی را به درمان رسانده است؛ زیرا آن افراد تنها نبوده و هر یک خانواده‌ای دارند و مسافرم در اصل باعث حال خوش چندین خانواده شده است. امیدوارم که این زنجیره همیشه ادامه پیدا کند، متشکرم که به صحبت‌های من توجه نمودید.

عکاس: مسافر بهروز لژیون نهم
نگارش و ارسال مطلب: مسافر میلاد

مرزبان خبری: مسافر میلاد

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .