اولین دفعه که همراه مسافرم به پارک کنگره۶۰ رفتم، هوا سرد و بارانی بود. برخورد اول من با همسفران به شکل سلام و خوش آمدید بود که برایم بسیار جالب بود. سکوت کردم تا بهتر با این عزیزان آشنا شوم. مسیر پارک فوقالعاده زیبا بود، برگهای درختان یکدست زرد و نارنجی شده بودند و نمنم باران میبارید و گلهای پاییزی رنگ و جلوه زیبایی به پارک بخشیده بود؛ پس از صرف صبحانه به ورزش صبحگاهی رفتیم و بعد از ورزش دعای ناب کنگره۶۰ خوانده شد، انگار سالها بود که همسفران یکدیگر را میشناختند، سرما و باران نیز برای آنها اهمیتی نداشت. به هر طرف که نگاه میکردم همسفران در حال تکاپو و آماده شدن و رفتن سر رشته ورزشی خود بودند که با راهنمایی ورزشبانان در رشته ورزشی خود فعالیت میکردند، این فضا برایم بسیار دلنشین و جالب بود. وقتی به اطراف نگاه کردم ورزشبان شطرنج و راهنمایم را دیدم، همدیگر را طبق رسم کنگره در آغوش گرفتیم، وارد این رشته ورزشی شدم و آموزشهایی را توسط ایشان و ورزشبان فرا گرفتم. این جمعه برای من یک روز دوستداشتنی بود که باعث شد هر هفته صبح جمعه، زود از خواب بیدار شوم و با اشتیاق فراوان به پارک بروم که این اتفاق برای من تجربهای جز عشق و محبت نبود؛ اینکه ساعت پنج و نیم صبح با طلوع خورشید از خواب بیدار شوی و تا ساعت دوازده ظهر بدون اینکه احساس خستگی کنی، فعال و شاد باشی، اینها همه چیزی جز معجزه کنگره۶۰ نیست. قبل از کنگره این تغییرات را در خودم باور نمیکردم، خدا را شکر میکنم و قدردان همه دوستان در کنگره۶۰ هستم که در ایجاد این حس و حال خوب سهیم بودند. از راهنمای خوبم خانم شهناز (ک) و ورزشبان محترم همسفر مهسا که آموزشهای فراوانی به من دادند و همچنین از مرزبانان پارک و ایجنت محترم و راهنمای محترم خانم زهرا (ع) صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون نوزدهم)
رابط خبری: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون نوزدهم)
عکاس: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوازدهم) دبیر سایت
نمایندگی همسفران سهروردی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
52