English Version
This Site Is Available In English

فردی که به رهایی برسد اما به تعادل نرسد، رهایی او مشکل دارد

فردی که به رهایی برسد اما به تعادل نرسد، رهایی او مشکل دارد

جلسه هفتم  از دوره دوازدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی ویژه مسافران کنگره 60 نمایندگی قوچان با نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر جواد، استادی مسافر علی با دستور جلسه «آداب و معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی» سه شنبه 19 خرداد 1405 ساعت 17 شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان علی هستم یک مسافر

از ایجنت محترم، گروه مرزبانی، نگهبان محترم و خانم‌های عزیز تشکر می‌کنم که این جایگاه را به من واگذار کردند تا بتوانم تجربه خود را بیان کنم.موضوع امروز «آداب، ادب، آداب معاشرت و تعادل» است. مسئله تعادل و بی‌تعادلی، موضوعی بسیار مهم و اساسی است. زمانی ما فقط می‌گفتیم «ترک»، بعد فهمیدیم ترک اعتیاد کافی نیست و «درمان اعتیاد» مرحله بالاتری است؛ اما امروز می‌دانیم که رسیدن به «تعادل» از درمان هم فراتر است. درمان اعتیاد مقدمه‌ای است برای رسیدن به تعادل، و تعادل هدف نهایی ماست. ما معمولاً تصور می‌کردیم که تنها مصرف‌کنندگان دچار بی‌تعادلی هستند، اما واقعیت این است که امروز شاهدیم جامعه بشری به‌طور کلی به سمت بی‌تعادلی حرکت می‌کند. افراد زیادی هستند که ثروت دارند، باسوادند، مقام دارند، مدیر و رئیس و کارمند هستند، اما از نظر رفتاری تعادل ندارند. فردی که تعادل نداشته باشد، خواه‌ناخواه موجب رنجش، اذیت و آزار دیگران می‌شود، آداب معاشرت مجموعه‌ای از قوانین و راهکارهاست که رفتار درست را برای انسان مشخص می‌کند. این آداب شامل بسیاری چیزهاست؛ حرف زدن، غذا خوردن، خندیدن، رانندگی و حتی نحوه استفاده از وسایل عمومی، وقتی قوانین آداب معاشرت را بدانیم، می‌توانیم در جامعه بهترین رفتار را از خود نشان دهیم؛ رفتاری که موجب افزایش شخصیت و احترام انسان می‌شود، در مورد ادب، ضرب‌المثلی داریم که می‌گوید: «ادب از که آموختی؟ از بی‌ادبان». این موضوع همیشه برای من سؤال بود که چگونه می‌شود رفتار زشت افراد بی‌ادب را دید، اما آن رفتار را تکرار نکرد؟ پاسخ این است که انسان باادب کسی است که خوب و بد را تشخیص دهد و براساس شناختی که دارد انتخاب درست کند، مدت‌ها فکر می‌کردم انسان باادبی هستم، اما وقتی وارد سفر شدم فهمیدم که فهم من سطحی بوده است. اکنون ۱۷ ماه از سفرم می‌گذرد. یادم هست زمانی که مهمانی به منزل ما می‌آمد، من کنار مهمان می‌نشستم اما چون مصرف‌کننده بودم، مدام سیگار می‌کشیدم. مهمان من سالم بود، اما از رفتار من اذیت می‌شد، خودم هم آن شب تا آخر اذیت بودم، در سال‌های دهه ۴۰، ۵۰ و ۶۰ آداب معاشرت و تعادل وضعیت دیگری داشت. کسانی که هم‌سن من هستند می‌دانند که وقتی وارد یک مهمانی می‌شدیم، اول سلام می‌کردیم و جای کودک، نوجوان و بزرگ‌تر مشخص بود. می‌دانستیم چگونه بنشینیم، چگونه غذا بخوریم و چگونه از جمع خارج شویم. اما امروز می‌بینیم بسیاری از این آداب کم‌رنگ شده است، اما به لطف خداوند، کنگره ۶۰ و راهنمایان عزیز، این مشکلات یکی‌یکی در حال برطرف شدن است؛ البته به شرطی که وقتی وارد کنگره می‌شویم، «تسلیم کنگره» شویم و به قوانین آن احترام بگذاریم. این قوانین از همان ابتدا شروع می‌شود؛ از ظاهر آراسته، پیراهن سفید، سروقت رسیدن به کارگاه، حضور منظم در لژیون، در این مسیر است که انسان می‌فهمد با خودش چند چند است، آقای مهندس همیشه می‌فرمایند: فردی که به رهایی برسد اما به تعادل نرسد، رهایی او مشکل دارد. من خودم کاملاً این را لمس کرده‌ام و می‌دانم بدون رسیدن به تعادل، رهایی کامل معنا ندارد.

 

تایپ و ویرایش: مسافر سجاد لژیون چهارم

عکاس: مسافر محمد لژیون هفتم

ارسال خبر: سایت نمایندگی قوچان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .