آموختم که هیچ دارویی نمیتواند همچون امید آدمی را ایستاده نگه دارد. آموختم که در همه حال و همه وقت باید عشق ورزید، حتی در زمان خستگی بیماری و یأس. آموختم که جنگیدن همیشگی برای نداشتهها، چشمها را به روی داشته هایمان میبندد، گاهی باید با خیالی آسوده زندگی کرد، رها از هر نبردی و شکستی.
آموختم که هیچ دارویی، نمیتواند همچون امید آدمی را زنده نگه داشته باشد. زندگی بیاورد، عشق ببخشد قرار نيست هميشه شاد باشيم يا هيچ غمى را تجربه نكنيم، قرار نيست احساسهاى خود را سركوب كنيم؛ اما لازم است ياد بگيريم چگونه احساسات خود را مديريت كنيم كه دچار بیخيالى و اندوه نشویم. هنوز هم کارهای خوب زیادی برای انجام دادن باقی مانده است، اینکه وقتی دیگران شایعه میسازند دهانمان را ببندیم، بدون خصومت به دیگران لبخند بزنیم.
کمبود محبت در جهان را از طریق محبتهای کوچکتر در زمینههای شخصیتر و کوچکتر جبران کنیم. صبر و حوصله بیشتری داشته باشیم و برای انتقامجویی حقیر به سراغ نقد دیگران نرویم. زندگی بازی خورشید و سایه است، بازی امید و ناامیدی، بازی شادی و غم، بازی حیات و مرگ؛ پس هستی وجهی دوگانه دارد، تنشی میان دو قطب، موسیقی نتهای ناسازگار است.
کلید این بازی حالت شاهد بودن است. در حالت شهود و مشاهده زندگی کن، این نمایش را تماشا کن در آن غرق نشو در عوض در مشاهده غرق شو. آنگاه شادی و غم، تولد و مرگ فقط یک بازی میشوند آنها نمیتوانند تو را متاثر کنند. امرﻭز ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ مثبت ﺑﺎش، ﺯﻭﺩ ﺩﺭﻫﺎﯼ ﺫﻫﻨﺖ ﺭﺍ ﻧﺒﻨﺪ، ببین ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯽ ﭘﺬﯾﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎﺷﯽ؟ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯽ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺍﯾﺠﺎد ﮐﻨﯽ.
ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺗﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻌﻀﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖﻫﺎﯾﯽﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ آنها ﺭﺍ ﮐﺘﻤﺎﻥ ﻧﮑﻦ، ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﻦ ﻭ ﺑﭙﺬﯾﺮ، ﺑﭙﺬﯾﺮ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﻣﮑﺎﻥﭘﺬﯾﺮ ﺍﺳﺖ.
ﺫﻫﻨﺖ ﺭﺍ ﻧﺒﻨﺪ ﺍﮔﺮ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺫﻫﻨﺖ ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯽ، ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﭘﺬﯾﺮﺵ ﻣﯽﺭﺳﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﮕﻮ ﺁﺭﯼ ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ. ﺣﺎﻝ ﻗﺪﻣﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﺮﺩﺍﺭﻡ ﭼﯿﺴﺖ؟ رخ دوران میﭼﺮﺧﺪ، چه ﺑﺮﺍی ﺁنکه میخندد ﭼﻪ ﺑﺮﺍی ﺁنکه میگیرد.
ﺯﻧﺪگی ﺩﻭﺧﺘﻦ شادیهاست، ﺯﻧﺪگی ﻫﻨﺮ ﻫﻢ نفسی ﺑﺎ ﻏﻢﻫﺎﺳﺖ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﻨﺮ ﻫﻢ ﺳﻔﺮی ﺑﺎ ﺭﻧﺞ ﺍﺳﺖ، ﺯﻧﺪگی ﯾﺎﻓﺘﻦ ﺭﻭﺯنه ﺩﺭ ﺗﺎﺭیکی ﺍﺳﺖ، زندگی هنر دل دادنهاست، زندگی هنر نشاندن لبخند بر لبهاست.
زندگی کن، مهربانم سخت نگیر رونق عمر جهان چند صباحی گذراست. دل اگر میشکند، گل اگر میمیرد و اگر باغ به خود رنگ خزان میگیرد، همه هشدار به توست. نازنینم سخت نگیر، زندگی کوچ همین چلچلههاست، به همین زیبایی به همین کوتاهی.
نویسنده: همسفر سمیرا رهجو راهنما همسفر سحر (لژیون شانزدهم)
رابط خبری: همسفر زهره رهجو راهنما همسفر سحر (لژیون شانزدهم)
عکاس: همسفر منیره رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون نهم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی میرداماد اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
70