English Version
This Site Is Available In English

رهایی به معنا آزاد شدن از زندان خودساخته است

رهایی به معنا آزاد شدن از زندان خودساخته است

رهایی به معنا آزاد شدن از زندان خودساخته؛ یعنی دیگر موادمخدر برای فرد تصمیم نمی‌گیرد؛ بلکه عقل و ایمان، سکان‌دار زندگی او هستند. سال‌های بسیاری در جستجوی چنین مکانی بودم و به درگاه خداوند التماس می‌کردم تا گره از مشکل اعتیاد مسافرم گشوده شود تا این‌که زمان آن فرا رسید و به أذن خداوند وارد کنگره شدم. در ابتدا برایم بسیار عجیب بود، همواره دچار تردید بودم و با خود می‌گفتم: آیا این‌جا هم به نتیجه نخواهم رسید؟ هنگامی که وارد شدم، دیدن محبت و آغوش باز اعضاء برایم شگفت‌آور بود.

به‌ مرور زمان متوجه شدم خداوند چنان پاسخم را داد و دستم را گرفت که باورش برایم دشوار بود. کم‌کم یقین پیدا کردم آنچه از خداوند می‌خواستم به اجابت رسیده است؛ سپس نوبت به انتخاب راهنما رسید. ابتدا برایم باورکردنی نبود و تعجب کرده بودم؛ وقتی برای نخستین بار راهنمایم را در حال مشارکت در جلسه دیدم، صدا آرام‌بخش و سخنانشان بر دلم نشست و با خود گفتم ایشان بهترین انتخاب برای من هستند. زمانی‌که وارد لژیون شدم، با وجود بار سنگین غم و مشکلاتم، مرا در آغوش گرفتند و از همان روز نخست، دیگر احساس تنهایی نکردم. ایشان در این مدت با تمام اشک‌ها و مشکلاتم، صبورانه کنارم بودند و راهنماییم کردند.

خداوندا! باور نمی‌کنم روزگاری از اعتیاد مسافرم گله‌مند بودم و از زندگی ناامید گشته بودم؛ اما همان اعتیاد، مسیر زندگی من را تغییر داد و سرانجام به رهایی مسافرم از تاریکی‌ها منتهی شد. حسی بسیار ناب را تجربه می‌کردم که هرگز در طول زندگیم آن را به این شکل نیافته بودم؛ چرا که همزمان استرس فراوان و شادی عمیقی را حس می‌کردم. از همان لحظه‌ای که راهنمایم گفتند برای سفر به تهران آماده شو، آن حس به سراغم آمد و هرچه به زمان حرکت نزدیک‌تر می‌شدیم، این شادی افزون‌تر می‌شد.

سرانجام روز موعود فرا رسید و راهی تهران شدیم. در طول مسیر، حسی متفاوت داشتم و هرچه پیش می‌رفتیم، این حس عمیق‌تر می‌شد تا این‌که به پارک رسیدیم. گویی همه چیز برایم نو شده بود؛ آن‌چنان در حس خود غرق بودم که وقتی نگاهم به آقای مهندس افتاد، ناخودآگاه از خود بی‌خود شدم. باورم نمی‌شد تا این‌که آقای مهندس گل رهایی را به دستان من و مسافرم دادند. چه حس شگفت‌انگیزی بود؛ رهایی از بند اعتیاد، پس از سال‌ها جست‌وجو برای یافتن چنین مکانی.

خداوند را هزاران بار شاکرم و تمام سعی خود را به کار می‌بندم تا در کنگره خدمتگزار باشم و دستان دردمندان گرفتار در تاریکی اعتیاد را با عشق بفشارم. از آقای مهندس دژاکام صمیمانه سپاسگزارم که این بستر را برای من و مسافرم فراهم کردند تا به رهایی و روشنایی برسیم. در پایان، از راهنمایم که در طول این ۱۴ ماه، مرا راهنمایی و همراهی کردند، کمال قدردانی را دارم.

نویسنده: همسفر اعظم (مهرداد) ره‍جوی راهنما همسفر مریم (لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر نازیلا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون ششم)
ویرایش: همسفر آی‌سودا دبیر سایت
ارسال: همسفر رخساره نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تخت‌جمشید شیراز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .