عزیزانی که با من هم درد هستند بخوبی درک میکنند و میدانند که زندگی کردن با یک فرد مصرف کننده چقدر سخت و دشوار است و چالشهای زیادی رو به همراه دارد به طوری که او را هم از خودش و هم از خانوادهاش دور میکند.وقتی که همسرم اعتیاد داشت اشتیاقی برای کارکردن نداشت و روز به روز از زندگی واقعی فاصله میگرفت و همش به دنبال پیداکردن مواد و مصرف آن بود و درصورت نبود مواد دچار خماری میشد و شروع به داد و بیداد و بداخلاقی و پرخاشگری می کرد و هر وقت هم که بهش میگفتم برو ترک کن ،امروز و فردا میکرد تا اینکه کارش به جایی رسید که دیگر پولی برای خرید مواد نداشت و مجبور بود که خماری شدیدی را تحمل کند و زندگی را هم برای خودش و بخصوص برای من و فرزندم سیاه کند.
تا اینکه یکی از دوستانش که چند سالی بود در کنگره ۶۰ به رهایی رسیده بود به همسرم پیشنهاد کنگره رو داده بود.من یک روز به گوشی همسرم زنگ زدم گوشیش خاموش بود بعد از چند ساعت که به خانه برگشت ،بهش گفتم بازم رفته بودی دنبال مواد؟با لحن عصبانی گفت:خیر، یه جایی رفتم که اونجا مصرف کنندگان مداوا می شوند و مواد را کنار میگذارند و به اون مکان میگن ،جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰،اون لحظه من واقعا شوکه شدم و در ناباوری کامل بودم و به من گفت تو میتونی تو این مسیر همسفرم باشی؟ اگه بیای میفهمی که چه جای خوبی هست ، من هم بعد از ۲ ماهی که از سفر مسافرم گذشته بود اومدم کنگره و در این مدت احساس میکنم که خدا رو شکر آرامش و آسایش به زندگیمون برگشته.
از خداوند بزرگ و آقای مهندس عزیز و خانواده محترمشان و همینطور از راهنمای مسافرم و راهنمای خودم و همه کسانی که در این مکان مقدس زحمت فراوان میکشند تا ما به حال خوش برسیم و جامعهای سالم داشته باشیم سپاسگزاری میکنم.
نویسنده: همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر فریده (لژیون چهارم)
ویرایش: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر رقیه ( لژیون سوم)
ارسال: همسفر مژگان ( نگهبان سایت)
- تعداد بازدید از این مطلب :
66