English Version
This Site Is Available In English

همین ادب و تعادل اعضا است که ستون‌های کنگره را پابرجا نگه می‌دارد (نمایندگی رز تهران)

همین ادب و تعادل اعضا است که ستون‌های کنگره را پابرجا نگه می‌دارد (نمایندگی رز تهران)

دومین جلسه از دوره شانزدهم سری کارگاه‌های آموزشی- خصوصی خانم‌های مسافر و همسفر نمایندگی رز تهران، با استادی دیده‌بان محترم مسافر مونا، نگهبانی مسافر رقیه و دبیری مسافر مرسده، با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی» روز یکشنبه ۱۷ خرداد ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۳:۳۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام دوستان مونا هستم یک مسافر
ابتدا از گروه مرزبانی و نگهبان جلسه تشکر می‌کنم که استادی جلسه را به لژیون ما سپردند، تا تولد ده سال رهایی خانم عصمت را در کنار هم جشن بگیریم. با توجه به تعطیلات زیادی که پشت سر گذاشتیم، باعث خوشحالی و افتخارم است که در خدمت شما هستم و امیدوارم این خدمت نصیب کسانی که دوست دارند بشود.
دستور جلسه امروز «آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی» است و در ادامه تولد ده سال رهایی خانم عصمت را برگزار می‌کنیم. ما در مورد تمام مطالب، از کتب کنگره استفاده می‌کنیم. درمان در کنگره بر اساس سه مؤلفه صورت می‌گیرد؛ جسم، روان و جهان‌بینی. ما یاد گرفتیم که این سه مؤلفه باید به تعادل برسند تا بتوانیم بگوییم شخص به درمان قطعی رسیده است. این، اولین مثلثی است که توسط آقای مهندس در کنگره ترسیم و نام‌گذاری شد و تمام ماجرا را برای ما مشخص می‌کند. اگر افراد از این سه پارامتر به خوبی عبور کنند، به آن تعادلی که مد نظر کنگره است می‌رسند، چون ممکن است مصرف مواد ما قطع شود، اما به تعادل نرسیم، خوابمان درست نباشد، تفکراتمان افیونی باشد و یا خلق‌وخوی مناسبی نداشته باشیم که برای خودمان یا جامعه قابل قبول باشد.
چگونه درمان کنگره زبان‌زد خاص و عام شده است؟ این هیچ دلیلی ندارد مگر به خاطر به تعادل رسیدن این سه مؤلفه در فرد مصرف‌کننده. تمام حالات روحی و روانی ما بستگی به موادی دارد که در مغز و قسمت‌های مختلف جسم ما ترشح می‌شود. مثلا به موقع خوابیدن یا بیدار شدن، مسائل زناشویی، به موقع خندیدن، حتی سخاوت و بخشنده بودن ما بر مبنای ترشح متعادل این هورمون‌ها است. در این صورت ما یک انسان معقول و مؤدب، با حال خوش هستیم. اگر ترشح این هورمون‌ها بالاتر یا پایین‌تر از حد تعادل باشد، به عبارتی می‌گوییم شخص از تعادل خارج شده، مثلا موقعی که باید بخوابد، بیدار است.
پس رفتارهایی که از ما سر می‌زند، نتیجه ترشح هورمون‌هایی است که در تعادل یا بی‌تعادلی ترشح می‌شود. این مسئله هم برمی‌گردد به شرایط جسم انسان، که هورمون‌ها خوب کار می‌کنند یا خیر. اگر جسم ما با داروی OT و جهان‌بینی به تعادل برسد، قطعاً خلق‌وخوی مناسبی داریم و بیان ما متعادل است.
جناب مهندس در تعریف روان گفته‌اند؛ روان یعنی خلق‌وخو. جهان‌بینی هم دیدگاه و نگرش ما نسبت به خودمان و جهان اطرافمان است. آداب معاشرت در کنگره، ابعاد گسترده‌ای دارد، برای مثال، من باید به همه سلام کنم، ولی جایز نیست سوالات دیگری بپرسم؛ کجا کار می‌کنی یا کجا زندگی می‌کنی، این سوالات در مقوله بی‌ادبی جای می‌گیرند. این حدومرزها و آداب معاشرت را راهنماها یا مرزبانان به ما یاد می‌دهند. شخصی که خوب صحبت کند و به بالادست خود احترام بگذارد، محترم است. همه امورات و جایگاه ما را ادب ما مشخص می‌کند.
قضیه نظم و احترام به قدری مهم است که آقای مهندس آن را در دستور کار لژیون تازه‌واردین قرار داده‌اند، تا آن را به افراد تازه‌وارد گوشزد کنند. مثلا اگر ما در جای خودمان نشسته‌ایم و آقای مهندس رد می‌شوند، باید به احترام ایشان از جا بلند شویم. همین ادب و تعادل اعضا است که ستون‌های کنگره را پابرجا نگه می‌دارد. افراد تازه‌وارد به خاطر ادب و روی خوش جذب کنگره می‌شوند.

پیام تولد:
وقتی باورها با محبت واقعی عجین شود، معنی محبت را لمس می‌کنیم و شما با خدمت درست محبت را به تصویر کشیدید. دهمین سال رهایی‌تان مبارک.

سخنان استاد درباره ده سال رهایی مسافر عصمت:
دهمین سال رهایی خانم عصمت را بسیار تبریک می‌گویم. ایشان در حال حاضر مرزبان مرکز هستند و به تازگی ایجنتی شعبه نیلوفر شهر قزوین را بر عهده گرفتند، در لژیون آموزشی نمایندگی رز تهران نیز در حال دریافت آموزش هستند، در لژیون کاهش وزن نیز حضور دارند و تا چند وقت دیگر رهایی‌شان را جشن می‌گیریم، تا الان بیست و شش کیلو کاهش وزن داشته‌اند.
خانم عصمت درمان شده در نمایندگی ارغوان هستند و خدمات زیادی را پشت سر گذاشته‌اند. یازده سال پیش هنگام ورود به کنگره، وارد لژیون خانم پروانه شدند، بعد از اینکه خانم پروانه از کنگره رفتند، عضو لژیون خانم کتایون شدند و بعد به لژیون آموزشی آمدند تا آموزش بیشتری بگیرند و برای مسیر خدمت آماده شوند. زمانی که هنوز لژیون تازه‌واردین نداشتیم، ایشان در کنار آقای مهندس راهنمای تازه‌واردین بودند. خیلی تلاش کردند که در شعبه رز یا در بوستان بهشت مادران، مرزبان شوند، ولی نشد. اما به خاطر عقبه‌ای که داشتند، برای مرزبانی مرکز انتخاب شدند و دو دوره مرزبانی را پشت سر گذاشتند. من بی‌نهایت از خانم عصمت راضی هستم. ایشان ازجمله افرادی هستند که با عشق بی‌نهایتی کار می‌کنند، گاهی اوقات ممکن است چیزی بگویند که به مذاق کسی خوش نیاید، ولی هیچ کدام از ما کامل نیستیم و همه آمده‌ایم تا آموزش بگیریم. من هم که در این جایگاه قرار دارم، قطعاً یکسری کمبودهایی دارم، اما در مسیر خدمت و آموزش در حال یادگیری هستم.
همانطور که در پیام خانم عصمت هم آمده، ایشان یک محبت خاصی دارند. در طول هفته، شنبه‌ها و چهارشنبه‌ها به قزوین سفر می‌کنند، خودشان رانندگی می‌کنند و افراد خدمتگزار دیگر را هم با خودشان می‌برند، یکشنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها هم در نمایندگی رز هستند و روزهای دیگر هم به خاطر امتحانات در شعبه حضور تمام وقت داشتند. این روز زیبا را مجددا به خودشان، همسر و دخترشان تبریک می‌گویم.

خانم عصمت، نام راهنما: خانم مونا- آنتی ایکس مصرفی: شیشه و قرص‌های مخدر- روش درمان: DST- داروی درمان: OT- مدت سفر اول: ۱۰ ماه- مدت رهایی: ۱۰ سال- رشته ورزشی: ایروبیک
سفر جونز: وزن اولیه: ۹۹ کیلوگرم- کاهش وزن تا به حال: 26 کیلوگرم

صحبت‌های مسافر عصمت:
سلام دوستان عصمت هستم یک مسافر
خدا را شکر می‌کنم که در این جایگاه قرار گرفتم، از آقای مهندس خیلی تشکر می‌کنم، از خانم مونای عزیزم که مرا به اینجا رسانده‌اند، بسیار سپاسگزارم، هر چه دارم از کنگره است. من نسبت به ده سال و شش ماه قبل که یک مصرف‌کننده بودم، خیلی تغییر کرده‌ام.
از دخترم تشکر می‌کنم که مرا به کنگره آورد. یکبار شخصی به من گفت: تو باید دخترت را به اینجا می‌آوردی، نه دخترت تو را! من آن موقع کنگره را نمی‌فهمیدم، خیلی پررو بودم و مشق هم نمی‌نوشتم، به دخترم می‌گفتم تو باید این‌ها را برایم بنویسی و من رونویسی کنم، چون من خودم را مصرف‌کننده نمی‌دانستم و معتقد بودم هر وقت بخواهم مصرف می‌کنم و هر وقت نخواهم استفاده نمی‌کنم. متاسفانه خودم آخرین نفری بودم که متوجه شدم چقدر حالم بد است. اگر دخترم نجاتم نمی‌داد معلوم نبود چه می‌شد. الان دیگر مشق‌هایم را خودم می‌نویسم. من هنوز هیچ کاری برای کنگره نکرده‌ام، اگر بگویند نصف شب بیا و برای کنگره کاری انجام بده، خواهم آمد. از همسرم بسیار تشکر می‌کنم، چون زمانی که مصرف‌کننده بودم، همسرم اطلاعی نداشت و یا می‌دانست و به روی من نمی‌آورد. من مجبور بودم بدون اجازه از جیب همسرم پول بردارم تا موادم را تهیه کنم. از همه کسانی که در این مسیر به من کمک کردند تشکر می‌کنم.

بیان خواسته‌ها:
خواسته اول: در دل بیان شد.
خواسته دوم: جهانی شدن کنگره 60

تایپ: همسفر مریم- لژیون بیست و دوم- نمایندگی رز تهران
ویرایش: مسافر سمیرا- نمایندگی رز تهران
بازبینی و ارسال: مسافر خاطره

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .