English Version
This Site Is Available In English

من نیازمند آموزش‌های کنگره هستم

من نیازمند آموزش‌های کنگره هستم

 جلسه پنجم از دوره سی‌ویکم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی اروند آبادان به استادی راهنما همسفر شهناز، نگهبانی همسفر صدیقه و دبیری همسفر سوسن با دستور جلسه «ادب بی‌ادبی آداب معاشرت تعادل و بی‌تعادلی» روز یکشنبه ۱۷ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
معاشرت یک سری آداب، قوانین و ضوابت دارد که در واقع اگر درست و صحیح انجام شود، ما به آرامش می‌رسیم؛ می‌توان گفت انسان متعادل است و اگر بخواهد به تعادل می‌رسد.

شاید برای خیلی از ما این سوال پیش بیاید که من کنگره آمدم تا مسافرم درمان شود و به رهایی برسد و اعتیاد از زندگی من خارج شود، این دستور جلسه چه ارتباطی به درمان اعتیاد دارد و اعتیاد چه ربطی به من دارد؟

زمانی که یک مسافر وارد جهان تاریکی می‌شود، خیلی از حس‌های منفی و رفتارهای ناخوشایند، جایگزین رفتارهای خوشایند و حس‌های مثبت می‌شوند؛ می‌توان گفت زمانی که من به عنوان همسفر کنار مسافرم یا یک مصرف‌کننده قرار می‌گیرم، ناخودآگاه حس‌های منفی به من انتقال پیدا می‌کنند و دچار مشکلات فراوان می‌شوم؛ من در این جا هستم که آموزش‌ بگیرم و به حال خوب و آرامش برسم. هر دستور جلسه نیاز من است و برای من آموزشی دارد پس باید این آموزش‌ را دریافت کنم.

احترام به دیگران، یکی از اصول آداب و معاشرت است؛ همانطور که دوست دارم دیگران به من احترام بگذارند، دیگران هم این توقع و انتظار را از من دارند. جناب مهندس می‌فرمایند: وقتی وارد جایی می‌شوید باید سلام دهید، فرق نمی‌کند در چه جایگاهی هستید، باید به دیگران احترام بگذارید که این نشانه ادب و احترام است.

اگر در جمعی قرار بگیرم و رفتار ناشایستی ببینم و گفته‌هایی بشنوم که برای من قابل درک، شایسته و مطلوب نیست، در این جا باید نقطه تحملم را بالا ببرم، اگر سریع عصبانی شوم، از کوره در بروم و پرخاش کنم، نشان‌دهنده نقطه تحمل پایین است.

می‌توان گفت یکی از اصولی که در مورد آداب و معاشرت باید به‌ کار ببریم، بالا بردن نقطه تحمل و کنترل خود است چون خارج شدن از نقطه تحمل باعث می‌شود دیگران یک تصور اشتباه از من داشته باشند.

نکته مهم دیگری که جناب مهندس در سی‌دی‌ها مطرح می‌کنند، احترام به حریم خصوصی است؛ زمانی که دست به موبایل و وسایل شخصی فرزندم می‌زنم، فرقی ندارد با چه برداشت و هدفی باشد، همان بی‌ادبی است و زمانی که چیزی در وسایل مسافرم یا فرزندم مشاهده می‌کنم، از تعادل خارج می‌شوم‌ و آرامشم را از دست می‌دهم؛ در صورتی که باید بطور نامحسوس، فرزندم را کنترل کنم و به او آگاهی بدهم، به جای عصبانیت و پرخاشگری باید حس مهر و محبت را انتقال بدهم.

با تربیت صحیح و استفاده از دانش و آگاهی که در حال کسب آن هستم، قطعاً هیچ مشکلی پیش نمی‌آید و فرزندم به جای اینکه از من بترسد، مشکلش را با من مطرح می‌کند.

مسئله مهم دیگر که در کنگره خیلی مطرح است، وقت‌شناسی است؛ جناب مهندس در کنگره به زمان و وقت‌شناسی تاکید می‌کنند؛ جلسه ساعت پنج شروع می‌شود و باید قبل از ساعت پنج در شعبه حضور داشته باشم، در این صورت با حضور به موقع از مشارکت‌ها و آموزش‌ها استفاده می‌کنم و همچنین از استرس من کم می‌شود؛ تاثیر این آموزش‌ها در زندگی و بیرون از کنگره مشهود است.

مسئله دیگر که حائز اهمیت است و جناب مهندس بارها به آن تاکید کردند، آراستگی و نظافت است؛ زمانیکه می‌خواهم در جایی حضور پیدا کنم، باید به ظاهر لباس توجه کنم، آیا ظاهر مرتبی دارم، آیا از عطر و بوی خوشی برخوردار هستم یا‌ خیر، آیا لباس و آرایشی که دارم برای آن جلسه یا مراسمی که می‌خواهم حضور پیدا کنم، مناسب است؟

برای مثال؛ فردی در جلسه ترحیم لباسی می‌پوشد که به چشم بیاید و آرایشی که چشم‌نواز باشد؛ پس پچ پچ‌ها شروع می‌شوند، این مسئله به خود فرد برمی‌گردد، او مقصر است که دیگران پشت سرش صحبت می‌کنند و منشا این موضوع مرتبط به آداب معاشرت و درست‌ رفتار کردن است.

شاید به خاطر یک سری مشکلات که در‌ کنار یک مسافر و مصرف‌کننده قرار گرفته‌ام، آداب درست را فراموش کرده‌ام یا اصلاً حال و حوصله ندارم که آن آداب را درست ایفا کنم، پس این جاست که من نیازمند آموزش‌های کنگره هستم و باید به این آموزش‌ها چنگ بزنم، مطالب را بنویسم و مطالعه کنم.

به خودم برگردم و ببینم با خودم چند‌ چند هستم؛ آیا از این دستور جلسه چیزی یاد گرفته‌ام یا نه، آیا من هنوز آن شهناز پارسال و پیارسال هستم؟ همان شهنازی که سال‌ها با تخریب‌های زیاد مواجه بود، قطعاً نه، شهنازی که می‌ترسید در جایی حضور پیدا کند، الان راحت ایجا نشسته، در رابطه با دستور جلسه صحبت می‌کند و این نتیجه آموزش صحیح و درست است.

قطعاً هر جای دیگر می‌رفتم، حتی با پرداخت هزینه زیاد، نمی‌توانستم این جایگاه و اعتماد بنفس را پیدا کنم‌؛ آن شخصی که خرد و نابود شده بود، برگشته؛ این را مدیون کنگره هستم، نباید فراموش کنم از کجا آمده‌ام و کجا هستم.

مرزبانان کشیک: همسفر لیلا و مسافر میثم
تایپیست: همسفر یاسمین رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر شکریه رهجوی راهنما همسفر مولود (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر فرحناز
همسفران نمایندگی اروند آبادان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .