همسفر ملیحه
موضوع مهم آداب، معاشرت است که به تعادل و بیتعادلی برمیگردد؛ چون کسی که ادب دارد، تعادل هم دارد. کسی که بیادب است، تعادل ندارد.
درمورد آداب معاشرت ما همسفران قبل از ورود به جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ فکر میکردیم بسیار آگاه هستیم و از نظر آداب معاشرت، ادب و فرهنگ از همه بالاتر هستیم و سرشار از منیت بودیم؛ اما بعد از ورود متوجه شدیم چقدر اشتباه پشت این رفتارها بوده است و هیچ چیز بالاتر از باادبی نیست.
به این نتیجه رسیدم که انسان مودب به همه چیز میرسد و هر چه آگاهی او بیشتر شود ادب او هم به مراتب بالاتر میرود و هر چه آگاهی و ادب بالا برود تعادل او نیز گسترش پیدا میکند.
متوجه شدم که در تمام هستی همه چیز مانند صحبت کردن، غذا خوردن، راه رفتن، نشستن، برخاستن و حتی رانندگی کردن آداب خودش را دارد.
هر انسان با رفتاری که دارد به بقیه میفهماند که با او چگونه برخورد و صحبت کنند. مثلاً من اگر بخواهم انسانها به من احترام بگذارند ابتدا باید خود به آنها احترام بگذارم تا از بقیه احترام طلب کنم.
آداب معاشرت یک مصرفکننده بر اثر استفاده از موادمخدر دچار مشکل میشود و این مواد بر روی رفتار، آداب و معاشرت آنها با بقیه افراد خانواده باعث ایجاد مشکل میکند و بیشتر باعث تخریب شخصیت همسفر میشود و آن مصرفکننده با آمدن به کنگره۶۰ مثل درماناعتیاد پله به پله آداب معاشرت، ادب و تعادل خود را نیز به دست میآورد.
تعادل، واژهای است که ما در تمام زندگی آن را به کار میبریم و بیتعادلی یعنی ما حد و اندازهی خودمان را نمیدانیم و اجازه میدهیم به حریم خصوصی دیگران که به ما هیچ ارتباطی ندارد، دخالت کنیم و این کار باعث میشود دیگران هم به کارهای ما سرک بکشند و دخالت کنند.
طریقه درست زندگی کردن بخشی از پروسه درمان و تعادل در کنگره۶۰ است؛ پس اگر بخواهیم انسانی پایدار و متعادل باشیم باید از آموزشهای کنگره استفاده کنیم.
در آخر خداوند را هزاران مرتبه شکر میکنم که چنین جایی برای ما همسفران وجود دارد.
همسفر یلدا
برای من فرصتی رقم خورد تا دوباره از اعماق وجود از حقایق ناگفتنی که هرگز جرات بیان آن را نداشتم، بازگو کنم.
من از روزی که وارد سرزمین مقدس کنگره۶۰ شدم، حقایقی را درک کردم که دیگر دوستان خود هزاران بار در اعلام سفر بیان میکردند؛ اما تا انسان چیزی را خود تجربه نکرده باشد اینقدر به کمال نمیرسد.
من وقتی وارد کنگره۶۰ شدم با خود گمان کردم، میانبر زدم و با کمال خونسردی مسافر خود را به خدا و راهنما سپردم. گویی خدا دوبال دیگر به من داد تا به کارهای خود برسم، پیش خود خیال میکردم که بهترین همسفر هستم هر بار که فایل صوتی را مینوشتم به خود میبالیدم که چقدر داناتر شدهام.
روزی به جدول تمام فایلهای صوتی سر زدم و تازه متوجه شدم من سفری از جهل به سوی دانایی را معکوس میرفتم؛ چون انسان هر چه آگاهتر شود تازه میفهمد هیچ نمیداند من مسافرم را به جهنم سپرده بودم پیش خودم مغرور و شادمان و خرامان خرامان به کنگره۶۰ میآمدم تا همین سه ماه پیش بلایی مسافرم بر سرم آورد که سی سال زندگی از دماغم درآمد آنقدر که اشکهای من با نعره جاری میشد که فرصت فکر کردن را از من میگرفت در حین گریه به خودم آمدم انگار کنگره۶۰ و آموزشهای آن هرگز در خاطر من نبوده است.
کیلومترها از کنگره۶۰ فاصله گرفتم فقط تنها کار خوبی که انجام دادم این بود که ارتباط خود را با راهنما قطع نکردم. انگار تمام اطلاعاتی که از کنگره۶۰ گرفته بودم، ناپدید شده بود نمیدانستم با این موضوع چگونه برخورد کنم حساب خودم را از حساب مسافرم جدا میدانستم؛ چون خیال میکردم او را به راهنما خودش سپردهام در صورتی که او در حین سفر به کمک و همراهی من نیاز داشت.
آنقدر بدون من تصمیم گرفته بود که انگار دیوار چین بین افکار من و افکار او بود. من چون او را نمیدیدم راحت بودم او هم چون من را نمیدید راحتتر و هر روز مشکلی به سرش میآمد و روی هم تلنبار میکرد تا نهایتاً از من کمک خواست و من تازه فهمیدم من افراط کردهام، چیزی را به خدا دادهام که انگار خداوند مانند بوم رنگ به هوا سپرده و یکباره بر سرم خورد.
امروز که سیدی تعادل را گوش کردم تازه نقطه سر خط آمدم.
اشتباه من این بود که چیزی را که به خدا سپردی و از گردن خود احساس سبکی کردی، روزی سرت را به زیر خواهد آورد و آن روز تازه میفهمی دنیا در حالت تعادل میچرخد تکتک سیارات ذرهای از جای خود جابهجا شوند دنیا کن فیکون میشود.
اگر در تقسیم سلولی جنین یک سلول بیشتر یا کمتر شود آن جنین سالم نخواهد بود.
به قول شاعر:« ادب آداب دارد.» خوردن، صحبت کردن، راه رفتن، رفاقت، صداقت و خوابیدن همه در حالت تعادل خوب هستند هرکدام اینها اگر از تخته تعادل خارج شود از چرخ گردونه هستی خارج میشود و من با دستان خودم داشتم زندگی خود و خانوادهام را نابود میکردم.
روزی راهنمایم از من پرسید:« از آمدنت به کنگره۶۰ خوشحالی؟» در جواب گفتم:« بخاطر فرزندانم.» اینجا دستانش را میبوسم و اعتراف میکنم که من برای تربیت بچههایم به کنگره۶۰ بیشتر از همه جا نیازمندم.
خداوندا شکر شکر شکر بهخاطر وجود مهندس حسین دژاکام که چیزی را به ما میآموزد و ما نیز به فرزندان خود میآموزیم که هزاران سال آموزش لازم داشت.
رابط خبری: همسفر زهرا رهجو راهنما همسفر مرضیه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر سما (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی کاسپین قزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
39