English Version
This Site Is Available In English

تعادل فوق درمان است

تعادل فوق درمان است

انسان موجودی است که به‌صورت اجتماعی زندگی می‌کند و در جامعه، محل کار و خانواده با افراد زیادی در ارتباط می‌باشد که لازم است برای یک ارتباط خوب از آداب معاشرت و رعایت کردن یک‌سری قوانین و اصول  برخوردار باشد. آداب جمع واژه ادب است و معاشرت به معنای گفت‌وشنود با هم است. در فرهنگ ما و دیگر فرهنگ‌ها ادب و مؤدب بودن جایگاه بالايي دارد، به استناد جهانی همه مودب بودن را دوست دارند و بی‌ادبی را نمی‌پسندند، مواردی که باید حتماً رعایت شود مثل آداب صحبت کردن، غذا خوردن، احترام گذاشتن به یکدیگر، زیبا سخن گفتن، شنونده خوب بودن، قدردان یکدیگر بودن، نکات مثبت یکدیگر را دیدن و لباس مناسب پوشیدن حتی شامل اعمال عبادی هم می‌شود.

داشتن ادب نشانه شخصیت آدمی است که رعایت کردن آن ادب و رعایت نکردن آن بی‌ادبی است. در گنگره یاد گرفته‌ایم که هیچ انسانی بد نیست، اگر انسانی بدی کند به آگاهی و دانایی نرسیده است. انسانی که بداند بدی نمی‌کند. همه بدبختی‌های بشر از جهل و نادانی او است. انسانی که آگاهی دارد امکان ندارد که بدی کند. یکی دیگر از مسائل در مورد تعادل و بی‌تعادلی است. آقای‌مهندس فرمودند: «تعادل و بی‌تعادلی یک مسئله حائز اهميت و مهم است، زمانی می‌گفتیم ترک اعتیاد اما بعد گفتیم درمان اعتیاد که یک پله بالاتر بود». درمان در قسمت فیزیولوژی انجام می‌گیرد که باید شخص به تعادل برسد و تعادل فوق درمان است‌.

تعادل به معنی پایداری است؛ مشکلی‌ که بشر دارد این است که ذره‌ذره از تعادل خارج شده‌است و این بی‌تعادلی فقط در قشر مصرف‌کننده نیست، بسیاری از انسان‌ها  تحصیلات و ثروت دارند؛ اما بی‌تعادل هستند. تعادل باید در همه امورات زندگی ما باشد؛ باید در خوبی‌ها هم تعادل را رعایت کنیم، هر چه انسان در تعادل بیشتری باشد توانایی و اجرایی کردن دانسته‌های او بیشتر می‌شود. زمانی‌که یک مصرف‌کننده موادمخدر در کنگره۶۰ به سمت درمان می‌رود و آموزش می‌گیرد کم‌کم به تعادل نسبی می‌رسد و تبدیل به فردی باادب می‌شود، به دیگران احترام می‌گذارد، آداب معاشرت را رعایت می‌کند، در مقابل مورد عزت و احترام دیگران قرار می‌گیرد و جایگاه مناسب خود را به دست می‌آورد. رشد دانایی در هر انسانی به معنای رسیدن به تعادل و قدرت تشخیص است و تکامل عقل این‌گونه صورت می‌پذیرد؛ تکامل عقل یعنی قدرت حل مسئله.

انسان زمانی رشد و تکامل عقلانی دارد که بتواند مسائل پیچیده‌تر را حل نماید و این با دانایی اتفاق می‌افتد؛ برای این‌که به دانایی برسیم بایستی این‌کارها انجام بگیرد؛ شاگردی کردن، فرمان‌برداری کردن، تواضع داشتن و کنار گذاشتن منیت زیرا نقطه مقابل آموزش است. برای کسب کردن تجربه بایستی بتوانیم با انسان‌ها رابطه برقرار کنیم که این‌کار در خلال نداشتن حسادت، کینه و غرور اتفاق می‌افتد. انسان زمانی‌که خود جوینده، متفکر و کاوشگر نباشد هیچ‌وقت به دانایی نمی‌رسد. دانایی توانستن و قدرت است. ما برای حل مسائل خود باید به دانایی توجه داشته باشیم و این با سواد متفاوت است؛ سواد یعنی انسان در یک موضوع خاصی به اطلاعات و آگاهی دسترسی و علم داشته باشد؛ اما ماهیت بسیاری از مسائل را نمی‌داند، مثل دانش یا کلیدی که برای ساخت یک بمب وجود دارد؛ اما زمانی‌که دانایی نباشد نمی‌داند که چگونه و در کجا از این بمب یا کلید استفاده کند.

منبع: سی‌دی آداب معاشرت، سی‌دی تعادل
نویسنده و رابط خبری: همسفر کبری رهجوی راهنما همسفر محدثه (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر آیدا رهجوی راهنما همسفر آذر (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی چرمهین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .