در کنگره۶۰ بارها عنوان شده است که درمان فوقِ ترک است و تعادل فوقِ درمان است. در واقع، کنگره جایی است برای درمان قطعی اعتیاد، همراه با تعادل انسانی؛ انسانی که در مقابل فشارهای زندگی، خود را حفظ میکند و مقاوم است، یعنی تعادل دارد و زندگی او پایدار و در جریان است.
ساختار انسان، غیر از تعادل، به عدالت نیز محتاج است تا بتواند استوار بماند. البته عدالت نه به معنای اینکه همه برابر باشند، بلکه به این معنا که هر چیزی در جای خودش و به اندازه خودش باشد. ما نباید تمام نیرو و انرژی خود را صرف یک قسمت از زندگی کنیم؛ مثلاً فقط صرف کسب درآمد و پول نماییم، اما در شاخههای دیگر زندگی مثل سفر، خواب شب، نظم، رسیدگی به خانواده، آموزش و ورزش کوتاهی کنیم. این یعنی نامتعادل بودن.
سه ضلع مثلث درمان اعتیاد یعنی جسم، روان و جهانبینی. تعادل در درمان اعتیاد یعنی هر سه ضلع همزمان در حال رشد باشند، در غیر این صورت به درمان قطعی یا تعادل نخواهیم رسید و درمان ما ناقص خواهد بود؛ مثل یک انسان تکبعدی که فقط در یک زمینه رشد میکند.
آداب معاشرت نیز یکی از مفاهیم تعادل در زندگی انسان است. وقتی ادب را بیاموزیم و به کار بگیریم، در حقیقت آداب معاشرت را رعایت نمودهایم. زندگی در اجتماع و رابطه با انسانهای دیگر، آداب و رسوم خودش را دارد که باید بلد باشیم و رعایت کنیم و رعایت نکردن آن نشان بیتعادلی ما است.
همه انسانها مودب بودن را دوست دارند و از انسانهای بیادب پرهیز میکنند و رفتار خوب یا بد ما میتواند خاطرات خوب یا ناپسندی را در انسانها متجلی کند.
ما در کنگره فقط جهت درمان اعتیاد نمیآییم؛ بلکه طریقه درست زندگی کردن را میآموزیم و این آموزشها بخشی از پروسه درمان و تعادل مصرفکننده است که باید حتماً به آن توجه کنیم؛ زیرا تأثیرات بسیار زیادی روی ما میگذارند، مثل تغییر در وضعیت ظاهری و پوشش ما.
پس از ورود به کنگره۶۰، نظم وارد زندگی ما میشود و از نظر ظاهری مرتب میشویم. زیبایی و در عین حال سادگی، چیزی است که من از کنگره آموختم؛ مثل پوشیدن لباس سفید که نشانه نور و پاکی است.
در کنگره، طریقه صحبت کردن من با دیگران، در خانواده و جامعه، به واسطه افزایش دانایی تغییر یافت و آموختم که با بزرگترها، مربی، راهنما و فرزندان خود چگونه برخورد نمایم تا مناسب جایگاه آنها باشد.
حتی بعد از ورود به کنگره، روش غذا خوردن من نیز تغییر کرد؛ مثل نظم در وعدههای غذایی، خوردن غذا با دهان بسته، نگاه نکردن به غذای دیگران سر سفره، و اگر میزبان هستم، اولین کسی باشم که شروع به خوردن و آخرین نفری باشم که دست از غذا خوردن میکشد تا مهمان من احساس راحتی کند.
با دهان پر از غذا صحبت نکنم، دستهایمان را قبل از غذا بشوییم و به اندازه بخوریم و شکم خود را حفظ نماییم که همان کنترل نفس است. « همانا بزرگترین جهادها، مبارزه باخواستههای نفس است. »
اگر چند نوع غذا سر سفره میگذارند، ما نباید از همه آنها بخوریم، بلکه یک غذا را انتخاب و همان را مصرف کنیم. این نشانه کنترل نفس است و از انواع بیماریها جلوگیری میکند؛ چون معده انسان برای هضم هر غذا، در زمان خاصی اسید ترشح میکند و وقتی چند نوع غذا را همزمان وارد معده میکنیم، نمیتواند عمل هضم و جذب را بهدرستی انجام دهد و باعث دردسر برای خودمان میشود و عوارض آن دامن ما را میگیرد.
منبع: سیدی آداب معاشرت، ادب و بیادبی
نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون چهارم)
رابطخبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اندیشه
- تعداد بازدید از این مطلب :
65