همسفر سمیه:
در این دستور جلسه، موضوع کلی و جامع این است که کسی که ادب دارد، آداب دارد و کسی که ادب دارد، تعادل دارد؛ یعنی کسی که طرز استفاده و برخورد با کارها را بلد است. اگر روش غذا خوردن را بدانیم، خوب و مهم است؛ چون هر روز با آن سر و کار داریم. اگر آرام و بدون صدا غذا بخوریم، باعث تمرکز میشود. یکی از مصادیق بارز مفهوم تعادل در زندگی انسان، موضوع آداب معاشرت و ادب است.
آداب، جمع واژه ادب است؛ یعنی اگر ادب را در امور مختلف آموخته باشیم و رعایت کنیم، در حقیقت آداب معاشرت را رعایت کردهایم. معاشرت نیز همخانواده عشیره و عشرت است و به نوعی مفهوم زندگی اجتماعی را بیان میکند.
آقای مهندس حسین دژاکام میفرمایند: «راه رفتن هم آداب دارد. اگر آداب راه رفتن را رعایت نکنیم، ممکن است آرتروز گردن بگیریم.» و در ادامه فرمودند: «باید هر حرفی را که میزنیم کنترل کنیم، یک مرتبه حرف از دهانمان بیرون نیاید و بدون فکر صحبت نکنیم. وسط حرف دیگران نپریم.» از آداب صحبت کردن با دیگران این است که آقایان وقتی صحبت میکنند، از ضمیر «شما» استفاده کنند.
اکثر کسانی که اضافه وزن دارند، به دلیل رعایت نکردن آداب غذا خوردن است. ما نباید تا غذایی که در دهانمان است تمام نشده، قاشق بعدی را میل کنیم؛ چون معده بعد از اندازه مشخصی که غذا میل شد، پالسی را به مغز میدهد و اعلام سیری میکند و با تند غذا خوردن، ما از آن فرمان جلو میزنیم و حجم خیلی زیادی غذا میل میکنیم. در بین غذا آب خوردن هم باعث رقیق شدن اسید معده میشود و معده برای هضم غذا مجبور به ترشح دوباره اسید میشود و سیستم معده به هم میریزد.
طبق آموختههایی که از صحبتهای آقای مهندس حسین دژاکام یاد گرفتهام، موقع خوردن باید قاشق غذا را به طرف دهانمان هدایت کنیم، نه اینکه خودمان را به طرف قاشق هدایت کنیم. نکته دیگر این است که میتوانیم ماهی و مرغ را با دست بخوریم.
مورد بعدی این است که وقتشناسی از مهمترین و بزرگترین میزانهای ادب میباشد. من خودم در جلسه مدرسه دخترم اوایل سر وقت نمیرفتم، ولی آموختم که سر وقت رفتن احترام به خودم میباشد و مادری که دیر به جلسه میآید، هم مسائل گفته شده در جلسه را متوجه نمیشود و هم این کار بیادبی به حساب میآید.
هیچ انسانی بد نیست و اگر بدی میکند، به دانایی و آگاهی نرسیده است و همه بدبختی انسان از جهل و نادانی او است. و دیگر اینکه زن و شوهر در موبایل یکدیگر کنجکاوی نکنند و یا جیب هم را چک نکنند. همیشه خوب نیست تجسس کنیم؛ چون باعث فاجعه میشود و در آخر، باید دانش، آگاهی و تجربه خود را ذرهذره بالا ببریم و اگر تفکر خود را بالا ببریم، مقداری از رنج و درد خودمان کم میشود.
.jpg)
همسفر زهرا:
اگر این دستور جلسهای را که آقای مهندس حسین دژاکام در برنامه قرار دادهاند، همه رعایت کنیم و عملی کنیم، زندگی کردن هم برای خودمان و هم برای اطرافیان و جامعه قشنگتر و شیرینتر میشود.
اگر بخواهم این موضوع را در خانواده بیان کنم، اینکه اگر من زهرا بتوانم قبل از هر کاری، هر صحبتی کمی فکر کنم و رفتار درست را انجام بدهم، اگر عصبانیت خودم را کنترل کنم و حتی حرف زدن، نشستن، برخاستن، راه رفتن، غذا خوردن، رانندگی و خیلی مسائل دیگر و هر کاری را با تعادل انجام بدهم، اول از همه به خودم احترام میگذارم و دیگران هم به من احترام میگذارند. یعنی من خودم با رفتارم میتوانم بگویم دیگران با من چه برخوردی داشته باشند. احترام بگذارم، احترام میبینم و برعکس و اطرافیان در کنار من لذت میبرند و انرژی دریافت میکنند.
وقتی روی تعادل باشم و رفتار محترمانه داشته باشم، میتوانم الگوی خوبی برای همسرم، فرزندم و اطرافیان باشم و مثل زنجیره ادامه خواهد داشت و میتوانیم همه در کنار هم با آرامش زندگی کنیم. مسئله ادب و تعادل در رانندگی هم مطرح است که از سرعت بالا و بوقزدن اضافی خودداری کنیم.
در کنگره۶۰ اعتیاد را درمان میکنند و فرد مصرفکننده با جهانبینی به تعادل میرسد. تعادل در اینجا یعنی فوقدرمان. کسی که تعادل ندارد، حال خود و اطرافیان را خراب میکند، همیشه عصبی و ناراحت است و از همه توقع دارد و این خصوصیات نشانه بیادب بودن است.
خدا را شکر برای وجود کنگره۶۰ و آقای مهندس حسین دژاکام که در این دستور جلسه نکات خیلی مهمی را به ما آموزش میدهند. خیلی از نکاتی را که شاید نمیدانستیم با انجام دادنشان بیاحترامی میکنیم، آموزش میدهند. به امید روزهایی که همه تعادل داشته باشند و رفتار درست انجام بدهند.
اولین مسئلهای که در انسان با نگاه اول مشخص میشود، انتخاب نوع لباس پوشیدن، در هر جا و مکانی مرتب و تمیز بودن او و طرز رفتار و صحبت کردن او با دیگران است. اگر این موارد رعایت شود، قدر مسلم همه به او احترام میگذارند. مثلاً با لباس راحتی نمیتوان به مهمانی یا اداره رفت و یا صحبت کردن با دوست صمیمی با صحبت کردن با یک غریبه فرق میکند.
در این دستور جلسه من یاد گرفتم که زیادهروی در هر چیزی و یا کاستی در هر کاری نشانه بیاحترامی، بیادبی و بیتعادلی است.
مثلاً اگر از روی خساست غذا کم بخورم، یک نوع بیاحترامی به خودم است و برعکس، اگر در خوردن غذا زیادهروی کنم و به جسم خودم آسیب برسانم، این هم یک نوع بیاحترامی است. راه رفتن تند بیادبی است، چون با تند راه رفتن به دیگران برخورد میکنیم و هم به سیستم بدنمان آسیب وارد میکنیم. با آرام راه رفتن میتوانیم در جای شلوغ سد معبر نکنیم.
آقای مهندس حسین دژاکام میفرمایند: «در مهمانی، اول باید میزبان بر سر سفره بنشیند و غذا بخورد و آخرین نفر هم باید میزبان از سر سفره بلند شود و نمیتواند زود غذای خودش را بخورد. در مهمانیهایی که با چند نوع غذا پذیرایی میشویم، باید یک نوع غذا انتخاب کنیم و استفاده کنیم. بعضیها همه غذاها را میکشند و در آخر هم نمیتوانند بخورند و در بشقابهایشان میماند. همچنین ادب حکم میکند موقع غذا خوردن از ایجاد سر و صدا با قاشق و چنگال و صدای دهان خودداری کنیم.»
رابط خبری: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم) نگهبانسایت
همسفران نمایندگی اِرم کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
94