English Version
This Site Is Available In English

لژیون سردار لژیون بخشندگی مال است

لژیون سردار لژیون بخشندگی مال است

جلسه پنجم از دوره اول جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی کمال‌الملک به استادی راهنمای تازه‌واردین همسفر زهرا، نگهبانی راهنمای تازه‌واردین همسفر طیبه و دبیری همسفر فتانه با دستور جلسه «دخانیات (قلیان، سیگار، ناس، پیپ، ویپ)» روز سه‌شنبه ۱۲ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۴۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را هزاران بار شکر می‌کنم که اجازه داده شد امروز من در خدمت شما عزیزان باشم، خدمت کنم و آموزش بگیرم. از نگهبان لژیون سردار همسفر طیبه، ایجنت و مرزبانان ممنونم که اجازه دادند امروز در خدمت شما باشم. خب دستور جلسه در مورد دخانیات هست. مصرف سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ؛ همان‌طور که می‌دانید آقای مهندس با کشف روش DST و درمان اعتیاد توانستند کمک خیلی زیادی هم به خودشان کنند و رهایی خودشان از دام اعتیاد برایشان رقم بخورد و هم این‌که باعث شوند که هزاران فرد تا به امروز به رهایی برسند و به دنبال آن‌هم در مسئله ویلیام هم همین کار را کردند.

آقای مهندس خودشان مصرف‌کننده سیگار بودند و با درمان خودشان توانستند به انسان‌های خیلی زیادی کمک کنند. حالا اگر بخواهیم در مورد همسفران صحبت کنیم اول بگویم خودم مصرف‌کننده قلیان و سیگار نبوده‌ام و جزء لژیون ویلیام وایت نیستم و اگر در بین صحبت‌هایم از کلمه من استفاده نمی‌کنم سوءتفاهم نشود مجبورم اینجا از فرد یا شخص استفاده کنم. همسفری که وارد کنگره می‌شود خب در قسمت همسفران می‌آید و وارد لژیون می‌شود و آموزش‌ها را با متونی که در کنگره هست، با سی‌دی‌هایی که هست آموزش می‌گیرد؛ اما همسفرانی هم هستند که وارد قسمت همسفران و وارد لژیون می‌شوند؛ اما مصرف‌کنندگان سیگار و قلیان هستند. حالا از آن‌هم بگذریم بعضی‌ها جایگزین قلیان و سیگار، ویپ می‌کنند که الآن هم به‌وفور بین همه خانم‌ها، پسرها و جوان‌ها مخصوصاً دخترخانم‌ها، آقاپسرها خیلی زیاد شده است.

وقتی وارد لژیون می‌شوند خب اوایل که با لژیون ویلیام روبه‌رو می‌شوند که چنین لژیونی داخل کنگره هست و خودش مصرف‌کننده سیگار و قلیان هست به‌هیچ‌وجه پذیرا نیست که مصرف‌کننده هست؛ چون مصرف‌کننده فقط مسافران را می‌دانند که مواد مخدر مصرف کرده‌اند و باید اینجا بیایند و درمان شوند. خیلی مسئله مهمی است این‌که بپذیرد و پذیرش این را داشته باشد که مصرف‌کننده سیگار و قلیان بوده حالا هر مقدار حتی کم بوده است و خیلی به نظر من شاید حالا نمی‌دانم شاید هم اشتباه فکر کنم اکثر خانم‌هایی که سیگار و قلیان مصرف می‌کنند

حالا به‌غیراز این‌که شاید در کنار مسافرانشان بوده، بیشتر در جمع‌های دوستانه است. حالا چه خانم‌ها، چه دخترخانم‌ها در جمع‌های دوستانه قلیان وسط می‌آورند و استفاده می‌کنند و می‌گویند شما هم استفاده کن یا سیگاری که می‌کشد یک سیگار هم برای شما روشن می‌کند؛ به همین صورت مصرف‌کننده می‌شود و شاید هم خیلی زیاد مصرف نکند، شاید هم وقتی‌که با دوستانش بیرون می‌رود یا دور همی‌های خانوادگی و در فامیل هست به‌صورت خیلی تفریحی استفاده کند؛ اما این‌که قبول کند خودش یک مصرف‌کننده هست مهم است. درست است شاید هرچند ماه یک‌بارمصرف کند، در دور همی‌ها قلیان مصرف کند؛ اما پذیرش این خیلی مهم است که بتواند خودش را از این ضد ارزشی دور کند و بیاید و خودش را به رهایی برساند و بتواند قبول کند و دور شود.

من مصاحبه‌ یکی از خانم‌هایی که در لژیون ویلیام بودند و تازه رهایی گرفته بودند را در سایت یکی از شعبات می‌خواندم خیلی قشنگ صحبت کرده بود که شاید بتوانم بابیان آن قشنگ حال کسی که مسافر نیکوتین هست را بتوانم درک کنم. ایشان می‌گفتند که به‌شدت سیگار مصرف می‌کردند، در خانه زیاد قلیان مصرف می‌کردند و فکر می‌کردند که اصلاً اطرافیان متوجه مصرف سیگار ایشان نمی‌شوند. می‌گفت همیشه هر کس داخل خانه می‌آمد من ادوکلن و عطر می‌زدم، اسپری می‌زدم، خوشبوکننده در خانه می‌زدم که اصلاً کسی متوجه نشود. یک روز دخترم ازآنجایی‌که عذاب می‌کشید و خیلی به‌صورت مستقیم نمی‌توانست به من بگوید که مثلاً مامان سیگار مصرف نکن. یک‌بار آمد و به من گفت مامان دوستانم در مدرسه همیشه به من می‌گویند که لباس‌هایت بوی سیگار می‌دهد، می‌گفت من خیلی برخورد بدی با او کردم؛ البته آن لحظه از کار خودم راضی بودم؛ چون اصلاً نمی‌پذیرفتم که من مصرف‌کننده سیگار هستم.

الآن رهایی گرفته بودند و مثال خیلی قشنگی که زدند می‌گفتند مثل این می‌ماند که یک عینکی جلوی چشم شما هست و آن عینک پر از غبار هست و لکه‌های سیاهی روی آن عینک هست و الآن که به رهایی رسیده‌ام آن عینک، تمیز و شفاف شده و به‌وضوح می‌توانم اطرافیانم را ببینم و به‌وضوح افکارم بازشده و بادید بهتر و بازتر و مثبت‌تر می‌توانم به دنیای اطرافم به نزدیک‌ترین افرادم نگاه کنم. خب برای وارد شدن به لژیون ویلیام فکر می‌کنم اولین قدم همین‌طور که یک همسفر هم بتواند از ضد ارزش‌های خودش دور شود این است که خودش را بتواند ببخشد، بخشیدن خود خیلی مهم است.

وقتی‌که من می‌دانستم که کار ضد ارزشی انجام می‌دهم، بتوانم خودم را ببخشم بابت آن آسیب‌هایی که هم به جسم و روان خودم زده‌ام، هم به اطرافیانم، هم به خانواده‌ام زده‌ام خیلی راحت‌تر می‌توانم وارد لژیون شوم. قسمت اول لژیون سردار بخشندگی مال هست. خب بخشیدن مال دل خیلی بزرگی می‌خواهد که بتوانی از قسمت و سهمی از مال زندگی‌ات ببخشی، از خواسته‌ها و چیزی که لازم داری ببخشی و پولی را به کنگره پرداخت کنی، دل خیلی بزرگی می‌خواهد. در قرآن کریم خداوند اول هر سوره با بسم‌الله الرَحمنِ الرَحیم شروع می‌کند؛ یعنی به نام خداوند بخشنده و مهربان؛ یعنی خداوند خودش را با دو تا صفت بخشندگی و مهربانی معرفی می‌کند و چه‌ قدر بخشندگی عظیم‌تر و بزرگ‌تر از مهربانی است که خداوند اول بخشندگی را آورده و بعد مهربانی، مهربانی که استاد امین در سی دی همین هفته (خمار عشق) صحبت کردند و گفتند برای این‌که شخصی بتواند به آن مهربانی، محبت و عشق برسد چه ‌قدر باید صفت‌های مختلفی داشته باشد تا بتواند به آن بخشش و به آن مهربانی و به آن عشق و محبت برسد؛ پس چه‌ قدر بخشندگی عظیم‌تر و بزرگ‌تر از آن است که خداوند این صفت را قبل از مهربانی آورده است.

من خودم برای خودم خیلی خوشحالم که عضو لژیون سردار شده‌ام. همان اوایل که وارد کنگره شدم وقتی متوجه لژیون سردار شدم خیلی دوست داشتم که وارد این لژیون شوم؛ چون سفر اول بودم، اوایل اجازه نمی‌دادند و بعد از چند ماه توانستم وارد آن لژیون شوم. لژیون سردار این نیست که من اگر مالی را پرداخت می‌کنم منتظر باشم که بلاعوض چندین برابر آن به من پرداخت شود. دریکی از نوشتارهای کنگره۶۰ می‌گویند که کنگره مکان مقدس و امنی است. خب لژیون سردار به من آن امنیت و آرامش می‌دهد. قرار نیست که پول و مالی که من پرداخت می‌کنم چندین برابر آن به من برگشت بخورد، همان آرامشی که به من برمی‌گرداند، همان راحتی و آرامشی که به من می‌دهد، همان صبری که به من آموزش می‌دهد، همان نقطه تحملی که به من آموزش می‌دهد می‌تواند کمک کند که من قدم‌هایم را استوارتر در لژیون سردار بردارم.

ما با کمک‌های مالی‌مان در کنگره حالا چه لژیون سردار باشد چه حتی سبد قانون یازدهم باشد می‌توانیم باعث شویم چراغ شعبه‌ای روشن شود. شاید خود من زهرا بگویم حالا مگر یک چراغ شعبه چه ایراد دارد این شعبه نباشد شعبات دیگری هستند. آقای مهندس در صحبت‌هايشان بیان می‌کردند و می‌گفتند حدود ۲ ماهی که شعبه‌ها تعطیل بود با توجه به لژیون‌های سردار و امور مالی بود که توانستند اجاره خیلی از شعبات را پرداخت کنند و بتوانند آن شعبه‌ها را باز نگه‌دارند که آن شعبه‌ها باشند تا مسافران ما بیایند و به رهایی برسند و همه این‌ها برای این است که حتی یک نفر وقتی وارد این شعبه می‌شود یک مسافر وارد می‌شود یا همسفری که مسافر نیکوتین هست وارد اینجا شود و به رهایی برسد و به حال خوش برسد.

مرزبانان کشیک: همسفر نرجس و مسافر سعید
تایپیست: راهنمای لژیون تغذیه سالم همسفر فاطمه
عکاس: همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر طیبه
همسفران نمایندگی کمال‌الملک تهران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .