سلام دوستان حسن هستم یک مسافر، تخریب ۱۵ سال، آخرین آنتی ایکس قرص، ۲۰۰ روز است سفر میکنم به روش دیاستی، داروی درمان شربت اوتی، راهنمای درمان آقای هادی مرادی از لژیون یکم نمایندگی عصارزاده، رشته ورزشی والیبال، تیدیاس مصرفی هر وعده ۴ دهم سیسی.
در کنگره ۶۰ ما میآموزیم تعادل، فوق درمان است. اما ادب جلوهگاه تعادل است. وقتی از آداب معاشرت صحبت میکنیم، در حقیقت از مرزهایی حرف میزنیم که انسان برای محافظت از آرامش خود و دیگران بنا میکند. بیادبی نتیجه عبور از مرزهاست، عبور از مرز حرمت کلام، عبور از مرز حریم شخصی دیگران و در نهایت عبور از مرز جایگاه خود.
گاهی انسان گمان میکند ادب فقط در کلمات زیبا خلاصه میشود؛ در سلامکردن، آرام حرفزدن، در لبخندی کوتاه و ظاهری آراسته. اما حقیقت این است که ادب، ریشه در جهانبینی انسان دارد؛ در نوع نگاه او به خود، به دیگران و به هستی.
آداب معاشرت، فقط مجموعهای از رفتارهای اجتماعی نیست، بلکه نشانهای است از میزان تعادل درون انسان. انسانی که به آرامش رسیده، انسانی که حرمت خویش را شناخته،
به طور طبیعی حرمت دیگران را نیز نگاه میدارد. او میداند هر کلمهای که بر زبان میآورد، هر نگاهی که ردوبدل میکند و هر رفتاری که از او سر میزند، میتواند بذر عشق باشد یا رنج.
ادب، میوهی تعادل است. وقتی درون انسان آشفته باشد، وقتی هنوز با خشم، ترس، غرور، خودخواهی یا ناآگاهی درگیر باشد،
این بیتعادلی دیریازود در کلام و رفتارش آشکار میشود. بیادبی فقط فریادزدن یا سخن زشت گفتن نیست؛ گاهی بیادبی در بیتوجهی است، در قطعکردن حرف دیگری،
در قضاوت عجولانه، در تحقیر خاموش،
و حتی در نادیدهگرفتن حق و حرمت انسانها.
در کنگره ۶۰ میآموزیم که حرکت از ظلمت بهسوی نور، بدون آموزش، تفکر و تجربه ممکن نیست؛ یکی از نشانههای این حرکت،
تغییر در رفتار و گفتار ماست. اگر انسان در مسیر درمان و رشد قرار گیرد. اما در معاشرت، در احترام، در گوشدادن، در صبر و در فروتنی تغییری نکند، باید کمی عمیقتر به حال درون خود بنگرد. زیرا تعادل فقط در جسم نیست، فقط در رهایی از یک وابستگی نیست، بلکه در روابط انسانی نیز باید خود را نشان دهد.
انسان متعادل، نه خود را بالاتر از دیگران میبیند و نه خود را کوچک و بیارزش میپندارد. او جایگاه خویش را میشناسد
و همین شناخت، او را به ادب میرساند.
ادب یعنی بدانی هر انسانی دنیایی دارد،
رنجی دارد، امیدی دارد و شاید نبردی خاموش را در درون خود میگذراند. پس با او مهربانتر سخن بگویی، آرامتر قضاوت کنی و انسانیتر رفتار نمایی.
بیتعادلی، مادر بسیاری از بیادبیهاست.
وقتی انسان از درون بههمریخته است، وقتی ظرف وجودیاش پر از آشوب است، با کوچکترین اتفاق لبریز میشود؛ زود میرنجد، زود میرنجاند، زود قضاوت میکند و زود از مدار احترام خارج میشود. اما انسانی که در مسیر شناخت و اصلاح نفس گام برمیدارد، کمکم میآموزد که پیش از هر واکنش، اندکی تأمل کند؛ پیش از هر سخن،
اندکی بیندیشد و پیش از هر قضاوت،
اندکی انصاف داشته باشد.
چه زیباست که انسان به جایی برسد
که ادب او فقط برای زمان آرامش نباشد؛
بلکه در اختلاف، در خشم، در ناراحتی و در شرایط سخت نیز باقی بماند.
اینجاست که میتوان فهمید ادب،
نقابی اجتماعی نیست، بلکه صفتی درونی و نشانهای از رشد و تعادل است.
در مسیر کنگره ۶۰ ما یاد میگیریم که برای رسیدن به حال خوش، باید از درون ساخته شویم و یکی از زیباترین نشانههای ساختهشدن، همین ادب در کلام، احترام در رفتار،
و تعادل در روابط است. اگر بتوانیم یاد بگیریم که با خود، با خانواده، با همسفر، با همنوع و با جهان با حرمت و آگاهی برخورد کنیم، آنگاه قدمی بزرگ در راه انسان شدن برداشتهایم.
بیاییم ادب را فقط یک ظاهر ندانیم؛
آن را تمرین کنیم، در سکوتمان، در سخنمان، در نگاهمان، در انتخاب واژههایمان. زیرا انسانی که به تعادل نزدیک میشود، نهتنها خود آرامتر میشود، بلکه آرامش را به دیگران نیز هدیه میدهد و شاید بتوان گفت: ادب، زبانِ تعادل است و تعادل، نشانهای از نزدیکشدن انسان به نور.
نگارش: مسافر حسن از لژیون یکم
ویرایش: مسافر حسین
ارسال: مسافر مصطفی
مرزبان خبری: مسافر مرتضی
نمایندگی عصارزاده
- تعداد بازدید از این مطلب :
34