English Version
This Site Is Available In English

برای کوه بودن باید به شکوهِ تحمل رسید

برای کوه بودن باید به شکوهِ تحمل رسید

 

بارها از بزرگان شنیده‌ایم که: «از طبیعت الگو بگیرید.» طبیعت، در هر برگی درسی از بقا در خود دارد. در این میان، کوه نماد عظمت، ایستادگی و شکوه است.

اما این سؤال من را به چالش کشیده است؛ عظمت کوه کجاست؟ چه زمانی یک انسان می‌تواند به این عظمت دست پیدا کند؟ آیا اشخاصی که در مسیر زندگی‌شان کوچک‌ترین وزش باد و ناملایمات جزئی تعادلشان را به هم می‌ریزد، هم می‌توانند کوهنورد باشند؟

پاسخ به این سؤال‌ها سخت است؛ چرا که برای کوه بودن باید به شکوه «تحمل» رسید. برای اینکه چون کوه استوار باشیم، باید نقطه تحمل خویش را در مواجهه با سختی‌ها بالا ببریم؛ زیرا هدف از زندگی، لذت بردن از خودِ زندگی است. باید شکرگزار تمام آفریده‌های خداوند باشیم. اگر با چشم دل به گیاهان، انسان‌ها، زمین و سما و… بنگریم، بی‌شک جز زیبایی و نظم چیزی نخواهیم دید.

کسانی که در مسیر تکامل و رشد به قله‌های بلند آگاهی می‌رسند، مانند همان عقابی هستند که بالاتر از ابرها در حال پرواز است، یا مانند کوهنوردی هستند که به قله رسیده است و از آن ارتفاع درمی‌یابد که مشکلات و سختی‌ها در برابر وسعت هستی چقدر کوچک و ناچیز هستند. زاویه دیدشان به خلقت و هستی تغییر می‌کند و دیگر نگاه سطحی به زمین ندارند و از افقی بالاتر به هستی می‌نگرند.

کوه‌ها مانند آموزگارانی خاموش هستند. نه تنها با چشمه‌هایشان به اطراف خود جان و آبادانی می‌بخشند، بلکه از درون محکم‌تر و نیرومندتر می‌شوند. انسان‌هایی که چون کوه، ریشه در حقیقت و راستی دارند، تفاوت میان زنبور عسل و مگس را دریافته‌اند. هر دو در تلاش‌اند، اما نگاه زنبور به دنبال گل و نگاه مگس در پی آلودگی است.

هرچه انسان داناتر شود، مسائلش نیز بزرگ‌تر می‌شود؛ نه از سر درماندگی، بلکه از سر مسئولیت. مانند کوهی که بی‌آب ماندن گیاهان را از بالا می‌بیند و نمی‌تواند بی‌تفاوت باشد، چرا که این انسان‌ها خواسته و هدفشان خدمت به خلق است. کوه استوار، تکه ابری را که در آسمان است و منفعتی ندارد، این نعمت را می‌بیند و با دانایی آن را تبدیل به هزاران ابر و باران می‌کند.

من با مشکلاتی که برای خودم ساخته بودم، خودم را هم گم کرده بودم و حتی تمام حواس ظاهری خود را نیز از یاد برده بودم. چگونه می‌توانستم عظمت کوه را ببینم؟ آواز پرندگان را بشنوم؟ عطر گل‌های دل‌انگیز را استشمام کنم؟ در اوج ناامیدی و با حس‌های یخ‌زده وارد کنگره۶۰ شدم. در آن هنگام، انسان‌هایی از جنس نور و گرما، گرمای وجودشان را به من بخشیدند و با گذر زمان یخ وجودم آب شد.

هر بار که این فایل صوتی را گوش می‌دهم، متوجه می‌شوم که جناب مهندس حسین دژاکام همانند کوهی بلند هستند که با علم و آگاهی هم خودشان جان گرفتند و هم جان بخشیدند. مانند کوهی سر به فلک کشیده، بیابان خشک و بی‌آب‌وعلف را تبدیل به جنگلی سرسبز و شاداب کردند.

رابط خبری: همسفر پریسا رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون دوم)
عکاس: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم) نگهبان‌سایت
همسفران نمایندگی اِرم کرج

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .