جلسه نهم از دوره چهل و ششم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ به نمایندگی شعبه دانیال اهواز، با استادی ایجنت محترم مسافر حسن ،نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر ابراهیم با دستور جلسه ( دخانیات ،سیگار قلیان، ناس، پیپ و ویپ))در تاریخ 1405/3/10 ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد.
سلام دوستان، حسن هستم، یک مسافر.دستور جلسه امروز درباره دخانیات است؛ سیگار، ناس، ویپ و سایر موادی که این روزها وارد بازار شدهاند. معمولاً در ابتدا به عنوان جایگزین سیگار معرفی میشوند، اما بعد از مدتی باید به دنبال جایگزینی برای آنها بگردیم تا بتوانیم از شر همانها هم راحت شویم.یکی از مخربترین و کشندهترین مواد، همین سیگار است. آمارهای جهانی نشان میدهد که در مقایسه با تصادفات رانندگی، بیماریهای مختلف، سیل، زلزله و بسیاری از حوادث دیگر، تعداد قربانیانی که سیگار میگیرد بسیار بیشتر است. علت آن هم این است که سیگار به راحتی در دسترس قرار دارد و مصرف آن بسیار آسان است.در دورانی که مصرف مواد مخدر را شروع کرده بودم، روزهای اول که مصرف کردم، فردای آن روز منتظر بودم خمار شوم. روز بعد، روز بعدتر و حتی یک یا دو هفته گذشت، اما دیدم خبری نشد. دوباره در یک جمع مصرف کردم و باز هم منتظر بودم اتفاق خاصی بیفتد؛ خماری، درد یا حال بدی سراغم بیاید، اما باز هم خبری نشد. این روند بارها تکرار شد و من با خودم فکر میکردم که جسم من با دیگران فرق میکند. تصور میکردم کسانی که خمار میشوند، اعتیاد پیدا میکنند یا دچار مشکل میشوند، مثل من نیستند. فکر میکردم جسم من قویتر است و این اتفاق برای من نخواهد افتاد.
در مورد سیگار هم دقیقاً همین اتفاق میافتد. بسیاری از افرادی که حتی مصرفکننده مواد مخدر نیستند، سیگار مصرف میکنند و برای مدتهای طولانی هیچ مشکل ظاهری برایشان پیش نمیآید. شاید سالها مصرف کنند و اتفاق خاصی رخ ندهد. به همین دلیل با خودشان فکر میکنند که هرگز بیمار نخواهند شد و مشکلی برایشان به وجود نخواهد آمد.من خودم از بعضی افراد شنیدهام که میگفتند رگهای ما فرق میکند و دود سیگار نمیتواند باعث گرفتگی آنها شود، یا ریههای ما قویتر است و مشکلی پیدا نمیکنیم. اما واقعیت این است که تخریبهای سیگار معمولاً ناگهانی خودشان را نشان میدهند. یک روز فرد دچار گرفتگی عروق میشود و سکته میکند، یا ناگهان تنگی نفس سراغش میآید و مشکلات شدید ریوی پیدا میکند.اگر فرد خیلی خوششانس باشد، این اتفاقات منجر به مرگ نمیشوند. اما حتی اگر زنده بماند، درمان این آسیبها کار بسیار دشواری است. در واقع برای سیگار و مواد مخدر، راه درمان واقعی در هیچ جای دنیا به سادگی پیدا نمیشود و تنها جایی که مسیر درمان را به شکل اصولی پیدا کرده، کنگره ۶۰ است.حتی زمانی که درمان هم انجام میشود، بسیاری از آسیبهایی که سیگار به جسم وارد کرده است به راحتی از بین نمیروند. سالها پس از قطع مصرف، آثار تخریب در ریهها باقی میماند. من افرادی را دیدهام که پانزده یا بیست سال سیگار مصرف نکردهاند، اما وقتی از ریههایشان اسکن گرفته شده، آثار مصرف سیگار همچنان مشخص بوده است. پزشک به راحتی متوجه میشده که این فرد در گذشته مصرفکننده سیگار بوده است.
علت آن این است که مواد حاصل از دود سیگار در ریه رسوب میکنند و به سادگی از بین نمیروند. بنابراین فرد باید تا پایان عمر با بخشی از این تخریبها زندگی کند. به همین دلیل باید قدر این مسیر درمان را دانست که حداقل میتوان جلوی تخریب بیشتر را گرفت و از آسیبهای جدید جلوگیری کرد.روش درمان سیگار در کنگره ۶۰ مانند درمان مواد مخدر است؛ یعنی ابتدا باید صورت مسئله را بشناسیم. در درمان مواد مخدر، با استفاده از روش DST و داروی OT جایگزینی انجام میشود و سپس این جایگزین به صورت تدریجی کاهش پیدا میکند تا فرد به درمان برسد. این فرایند حدود ده تا یازده ماه زمان نیاز دارد.در مورد سیگار نیز همین اتفاق میافتد. به جای سیگاری که به صورت دودی مصرف میشد، از آدامس نیکوتین استفاده میشود تا نیاز جسم به نیکوتین تأمین گردد و فرد دچار کمبود نشود. در حقیقت آن چیزی که فرد را به سمت مصرف میبرد، وسوسه نیست؛ بلکه نیاز جسم است.

در گذشته روشهای مختلفی برای درمان سیگار وجود داشت. حتی از همین آدامس نیکوتین نیز استفاده میشد. پروفسور ویلیام وایت در آمریکا از این روش استفاده میکرد، اما چون مدت زمان صحیح مصرف و کاهش تدریجی آن مشخص نبود، درمان موفقی صورت نمیگرفت. افراد دو یا سه ماه از آدامس استفاده میکردند و بعد آن را کنار میگذاشتند، اما دوباره نیاز به نیکوتین پیدا میکردند و به مصرف سیگار بازمیگشتند.این مشکل در کنگره ۶۰ حل شده است. مدت زمان مصرف و کاهش تدریجی به طور دقیق مشخص شده تا جسم فرصت بازسازی و درمان کامل را پیدا کند.اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد و آن مثلث درمان است: جسم، روان و جهانبینی.وقتی جسم درمان میشود، روان یا همان خلقوخو نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. اما بخش مهمتر، جهانبینی است؛ یعنی نوع نگرش و تفکر ما نسبت به سیگار. اینکه من چه تصوری از سیگار دارم. آیا فکر میکنم سیگار برایم لذتبخش است؟ آیا به من شخصیت میدهد؟ آیا باعث بزرگی و اعتبار من میشود؟ این نوع نگرشها باید تغییر کنند.
من بعد از قطع مصرف سیگار تازه متوجه شدم چه کارهایی انجام میدادم. شبهایی بود که به جای رسیدگی به فرزندانم، مشغول مصرف سیگار میشدم و بعد میخوابیدم، بدون اینکه متوجه باشم چه رفتاری انجام میدهم.امروز تازه میفهمم کسانی که مصرفکننده سیگار نیستند، چقدر از بوی آن اذیت میشوند. اگر فردی حتی بیرون ساختمان سیگار بکشد، بوی آن به داخل میآید و افراد غیرسیگاری را آزار میدهد. قبلاً وقتی کسی از بوی سیگار شکایت میکرد، من که خودم مصرفکننده بودم ناراحت میشدم و فکر میکردم بهانهگیری میکند. اما حالا میفهمم که واقعاً چقدر آزاردهنده است. سفارش من به همه دوستانی که میخواهند درمان کاملی داشته باشند این است که حتماً برای درمان سیگار اقدام کنند. مصرف سیگار باعث میشود بخشی از تأثیر داروی درمان اعتیاد از بین برود و اثربخشی آن کاهش پیدا کند.با شروع درمان سیگار، روند درمان مواد مخدر نیز بسیار بهتر انجام میشود و سیستم ایکس فرصت پیدا میکند بازسازی مناسبتری داشته باشد.از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم.
سایت نمایندگی دانیال اهواز
عکس و تایپ: مسافر عادل ((لژیون سوم))
تنظیم و ارسال خبر: مسافر محسن لژیون یکم ((دبیر سایت))
- تعداد بازدید از این مطلب :
545