English Version
This Site Is Available In English

کسب انرژی بالا با جهان‌بینی درست

کسب انرژی بالا با جهان‌بینی درست

دست‌هایی که خدمت می‌کنند، مقدس‌تر از لب‌هایی هستند که دعا می‌کنند.

روز شنبه ۹ خردادماه ۱۴۰۵ به مناسبت جشن آزادمردی راهنما مسافر محمد و همسفرشان هاجر مصاحبه‌ای را ترتیب دادیم. در ادامه توجه‌ شما را به این مصاحبه صمیمی جلب می‌نماییم.

مسافر محمد و همسفر هاجر با سال‌ها تخریب و آخرین آنتی‌ایکس مصرفی تریاک وارد کنگره۶۰ شدند. به روش DST و شربت OT با راهنمایی مسافر حامد و همسفر فاطیما، ۱۰ ماه سفر کردند. در ضمن یک سفر سیگار هم به راهنمایی مسافر حامد داشتند. در حال حاضر ۵ سال و چند روز است که با دستان پرتوان آقای مهندس از هر دو بند آزاد و رها هستند.

به‌عنوان همسفر یک راهنما، بزرگ‌ترین درسی که از صبوری و خدمت در کنگره۶۰ یاد گرفتید چیست؟

همسفر هاجر:

به‌عنوان یک همسفر می‌توانم بگویم: صبوری در این مسیر هم سهل و هم سخت بود؛ اما پایان خوشی داشت. با صبری که ما همسفرها در این راه به خرج می‌دهیم، کوچک‌ترین هدیه‌ای که از این صبر برای خودمان می‌گيريم، آرامش‌ در زندگی است که به نظر من آرامش مهم‌ترین رکن در زندگی است.

زمانی‌که مسافر شما درگیر مسئولیت‌های راهنمایی است، شما چگونه نقش حمایتی خودتان را در خانه و خانواده ایفا می‌کنید؟

همسفر هاجر:

همیشه برنامه‌های زندگی را با وقت مسافرم تنظیم می‌کنم‌، مخصوصا جمعه‌ها که باید در پارک حضور داشته باشند.

بزرگ‌ترین چالشی که در کنار یک مسافر در حال خدمت تجربه کردید چه بود و چگونه با آن کنار آمدید؟

همسفر هاجر:

هم‌سو کردن خودم با مسافری که الان راهنما است و مسئولیت دارد، خیلی سخت است، مخصوصاً این‌که باید پابه‌پای مسافر جلو بروم که دچار فازهای مختلف نشویم؛ اگر مسافر و همسفر باهم هم‌فاز باشند، سفر راحت‌تری خواهند داشت.

کدام آموزش کنگره۶۰ در این ۵ سال، گره بزرگی از مشکلات شخصی خودتان باز کرد؟

همسفر هاجر:

جشن گلریزان، بخشش مالی برای من بسیار سخت بود؛ اما بعد از سردار شدن این بخشش برای من لذت‌بخش بود، مخصوصاً که با بخشش مالی بسیاری از مشکلاتمان هم حل شد.

تفاوتِ همسفر دوران سفر اول با همسفر امروز که ۵ سال رهایی را پشت سر گذاشته، در چیست؟

همسفر هاجر:

سفر اول بسیار بسیار سخت بود. سخت می‌توانستم تحمل کنم؛ اما سفر دوم، چون به آگاهی رسیده بودم و جهان‌بینی آموزش دیدم و به يک تغییر بزرگ فکر می‌کردم بسیار با انگیزه سفر دوم را شروع کردم.

اگر بخواهید مسیر ۵ سال رهایی خودتان را در یک جمله توصیف کنید، آن جمله چیست؟

راهنما مسافر محمد:

در این ۵ سال فقط شکر خدا، لذت از زندگی، آرامش و رشد شخصی وجود داشته است که همه را مدیون آموزش‌ها هستم.

در این ۵ سال، کدام لحظه برای شما نقطه عطف واقعی محسوب می‌شود؟

راهنما مسافر محمد:

روز رهایی برای من واقعا نقطه عطفی بود. آن‌قدر حالم خوب بود که قابل باور نیست. فردای آن روز از صبح تا غروب در باغ یکی از اقوام کار کشاورزی انجام دادم. انگار ۱۰ گرم مواد مصرف کرده بودم و خسته نمی‌شدم.

اگر امروز به روزهای اول سفرتان نگاه کنید، بزرگ‌ترین تفاوت خودتان را در چه می‌بینید؟

راهنما مسافر محمد:

خیلی تفاوت ایجاد شده است که مهم‌ترین آن فکر می‌کنم این بود که با محیط پیرامونم و آدم‌ها بیش‌تر سازگار شدم؛ البته هنوز کار دارم.

چه‌چیزی به شما امید داد که این مسیر واقعاً شدنی است؟

راهنما مسافر محمد:

در سفر اول پله کم می‌کردم؛ اما حالم بهتر می‌شد و اعتمادبه‌نفسم زیاد می‌شد. در سفر دوم هم برای خدمت از وقت، کار و پول درآوردن می‌زدم؛ اما موفقیت‌هایم و درآمدم بیش‌تر می‌شد.

مهم‌ترین تغییری که پس از رهایی در نگاه شما به زندگی ايجاد شد، چه بود؟

همسفر هاجر:

این‌که خواسته خیلی مهم است؛ اگر در وجود هر فرد خواسته‌ای باشد، حتماً به انجام می‌رسد.

راهنما مسافر محمد:

مهم‌ترین تغییری که پس از رهایی در من ایجاد شد، این بود که می‌توان بدون هیچ‌گونه وابستگی به مواد از زندگی لذت برد. فهم من از لذت تغییر کرد و فهمیدم هر چیزی اعم از قرص یا دارو که از بیرون وارد بدن شود، قطعاً برای من مضر خواهد بود. بعد از رهایی متوجه‌ شدم، هرقدر که سطح انرژی من بالاتر باشد، از زندگی بیش‌تر لذت می‌برم و این کسب انرژی را فقط می‌توان با جهان‌بینی درست به‌دست آورد.

آيا خدمت در کنگره۶۰ به زندگی شما خللی وارد کرد یا حال خوش در زندگی شما ايجاد کرد؟

همسفر هاجر:

خدمت همیشه با حال خوش همراه است، مخصوصا اگر در کنگره۶۰ باشد.

راهنما مسافر محمد:

در ابتدا از خدمت گریزان بودم و برای ادامه تحصیل خود برنامه‌ریزی کرده بودم؛ اما با گذشت زمان و رهنمودهای راهنمایم متوجه شدم که تلاش و کوشش در زندگی شخصی و در ادامه موفقیت‌های کاری و شغلی، همه‌و‌همه از مسیر خدمت می‌گذرد. به‌عبارتی من زمانی توانستم در کارهایم موفق شوم که به‌واسطه خدمت سطح انرژی بالاتری را به‌دست می‌آوردم؛ چون انرژی بالا و حال خوش به من قدرت تفکر و تأمل می‌داد و به‌واسطه این امر می‌توانستم راحت‌تر با چالش‌ها و مسائل زندگی روبه‌رو شوم. همچنین خدمت ظرفیت زیادی را در من ایجاد کرد و توانستم به‌واسطه این کسب ظرفیت ارتباط بهتری با محیط پیرامونم و انسان‌ها داشته باشم.

وظیفه ما در برابر نعمت‌ها و امکاناتی که کنگره۶۰ در اختیار ما قرار داده چیست ؟

همسفر هاجر:

شکرگزار و قدردان باشیم که در مسیر کنگره قرار گرفتیم.

راهنما مسافر محمد:

وظیفه ما این است که ناسپاس نباشیم و همواره حرکتمان مبتنی بر قوانین و اصول کنگره۶۰ باشد. من باشم یا نباشم برای کنگره۶۰ هیچ تفاوتی ندارد. افراد بهتر از منی وجود دارند که اگر من نباشم کار من را انجام می‌دهند؛ اما حالا که هستم و به من اجازه حضور و خدمت داده شده است بایستی قدردان و سپاسگزار باشم.

لطفا بفرمایید کدام یک از وادی‌ها جذاب‌تر و کاربردی‌تر است؟

همسفر هاجر:

وادی اول

راهنما مسافر محمد:

وادی اول و چهاردهم را من خیلی دوست دارم. در وادی ۱۴ آن‌جایی که آقای مهندس می‌گویند: تمام بیماران عالم را عشق است، تمام معتادان عالم را عشق است، وقتی می‌خوانم واقعاً احساس عجیبی پیدا می‌کنم. وادی اول هم همین حس را در من به‌وجود می‌آورد.

لطفاً نظر خود را در مورد هریک از واژه‌های زیر بفرمایید.

همسفر هاجر:

مهندس دژاکام: امنیت. وقتی اسم آقای مهندس می‌آید به بزرگی، قدرت و توانمندی انسان فکر می‌کنم.
کنگره ۶۰: رهایی از تاریکی
آموزش: حال خوش
جهان‌بینی: حرکت به‌سمت صراط‌مستقیم
خودشناسی: شروع زندگی

راهنما مسافر محمد:

مهندس دژاکام: معلم راستین و عاشق انسان‌ها
کنگره ۶۰: سازمانی مبتنی بر نظم و اصولی بی‌نظیر و بی‌همتا
آموزش: آموزش بخش جدایی‌ناپذیر از زندگی است؛ اگر آموزش صحیح باشد تعادل را به‌همراه دارد.
جهان‌بینی: تنها چیزی که باعث می‌شود ما در زندگی خود کم‌تر اشتباه کنیم، جهان‌بینی است.
خودشناسی: خودشناسی یعنی سفر دومی خدمتگزار نیاز به انجام هیچ کار دیگری نیست.

در خاتمه از این‌که وقت خود را در اختیار ما گذاشتید صمیمانه قدردانی می‌کنیم.

طراحان سؤالات: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون ششم) و همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فوزیه (لژیون نهم)
مصاحبه‌کننده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون ششم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فوزیه (لژیون نهم)
ویرایش و ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کوروش آذرپور

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .