سیگار و قلیان فقط دود نیستند؛ آرامآرام تکههایی از زندگی را میسوزانند. اولش شاید همهچیز ساده به نظر برسد؛ چند پک برای فرار از خستگی، ناراحتی یا تنهایی باشد؛ اما کمکم آدم میفهمد، چیزی که قرار بود آرامش بدهد، خودش تبدیل به زنجیر شده است. قلیان و سیگار نه فقط نفسِ ریهها را بلکه نفسِ دل را هم میگیرند و آدم را خستهتر، بیحوصلهتر و وابستهتر میکنند. لبخند خانواده، نگرانی پدر و مادر، سرفههای نیمهشب، درد سینه و ترس از بیماری، همه بهاییست که برای چند دقیقه دود پرداخت میشود.
بدتر از همه این است که دود سیگار فقط به خود آدم آسیب نمیزند؛ کسانی که دوستمان دارند هم قربانی میشوند؛ گاهی کودکی که کنارمان نفس میکشد یا مادری که نگران سلامتی فرزندش است، بیصدا آسیب میبیند. سیگار رفیق شبهای طولانیست؛ همان شبهایی که هیچکس حالِ آدم را نمیفهمد. مینشینی کنار پنجره، دود را فوت میکنی به تاریکی و با خودت فکر میکنی، چقدر بعضی آدمها شبیه دودند، میآیند دورِ دلت میپیچند و بعد آرامآرام محو میشوند. گاهی آدم سیگار نمیکشد که لذت ببرد، میکشد تا کمی کمتر فروبریزد، میان این همه سکوت، چیزی آرامآرام بسوزد و بهجز خودش باشد.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر اکرم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
53