به نام قدرت مطلق الله
وقتی در جمعِ این همه آدم، در میانِ این همه بحثهای تخصصی و برنامههای دقیقِ در کنگره 60 هستم، ناخودآگاه به یک فکر ساده میرسم: ما واقعا دنبال چه هستیم؟
همه ما اینجا هستیم تا چیزی را بسازیم، چیزی را اصلاح کنیم یا چیزی را یاد بگیریم. اما اگر از تمام این کلمات کنار برویم، چیزی که در ته دل تکتک ما میتپد، چیزی شبیه به یک عشق ساده است
عشق به روشنایی.
منظورم از روشنایی، لزوما خورشید یا لامپ نیست. منظورم آن حسی است که وقتی یک مسئلهی سخت حل میشود، وقتی یک حقیقت پنهان فاش میشود، یا وقتی یک آدمِ صادق را در میان همه اینها میبینیم، در دلمان جرقه میزند.
ما همه گاهی در تاریکیِ تردید در تاریکی بیخبری یا حتی در تاریکی ناامیدی گیر میکنیم.
روشنایی برای من یعنی همان امیدی که میگوید هنوز راه هست هنوز میشود بهتر کرد و هنوز میتوان به هم اعتماد کرد.
عشق به روشنایی یعنی دوست داشته باشیم که چیزها را همانطور که هست ببینیم، نه آنطور که میخواهیم باشند. یعنی ترجیح میدهم با حقیقت تلخ روبرو شوم تا اینکه در آرامش یک تاریکی شیرین زندگی کنم.
در کنگره، شاید ما از مدیریت، از علم و از ساختارهای مختلف حرف بزنیم، اما بیاییم یادمان نرود که هدف نهایی تمام این تلاشها، رسیدن به یک دنیای روشنتر است. دنیایی که در آن، دانش، مسیر را برای ما روشن کند و صداقت، قلبهایمان را.
بیایید علاوه بر یادگیری مطالب علمی، سعی کنیم کمی هم به دنبال روشن کردن گوشههای تاریک افکارمان باشیم. بیایید یاد بگیریم که چطور با هم، حتی با کوچکترین کارهای ساده، کمی از تاریکی دنیا کم کنیم و ذرهای به روشنایی اضافه کنیم.
چون در نهایت، چیزی که از ما باقی میماند، نه فقط دانستههایمان، بلکه میزان نوری است که در مسیر زندگیمان منتشر کردهایم.
نویسنده: مسافر مجید
تایپ و تنظیم: همسفر محمد
تهیه شده در سایت نمایندگی بوئین زهرا
- تعداد بازدید از این مطلب :
74