جلسه نهم از دوره پنجم لژیون سردار نمایندگی پاکدشت به نگهبانی مسافر پهلوان علیرضا و دبیری اینجاب مسافر حسن و خزانه داری مسافر غلامحسین و به استادی مسافر پهلوان مهدی (در استحکام پایه های مالی وعلمی کنگره۶۰ من چه کردهام؟) در تاریخ ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۴:۳۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه یک سؤال است و یک پیام دارد، یک تلنگر به من میزند که از خودم بپرسم چهکار کرده ام یک تیکه از پیام لژیون سردار که میگوید:
حال در نظر بگیرید که پسران و دختران، زنان و مردان، پیران و جوانان در اثر اعتیاد در حال پرپر شدن و خاکستر شدن هستند؛ ما میتوانیم با فراهم نمودن پول و سرمایه، ایجاد شعب از نابودی آنها جلوگیری کنیم.
این بار دوباره از من سؤال میپرسد، دیگران کاشتند و ما خوردیم؛ به من می گوید که اگر دیگران این کار را انجام نداده بودند تو هنوز در حال مصرف و در تاریکی بودید.
در این چند ماه اخیر مدرسه ها تعطیل بود به علت اینکه یا هوا خراب بود یا جنگ بود. تنها کسانی که توی ایران در هفته داشتند تحصیل می کردند افراد کنگره شصت بودند چه درسفر اول و چه سفر دوم ،در سفر اول من که امدم پناه آوردم به کنگره۶۰ و بهعلم کنگره ۶۰ راهنما دست من را گرفت هر هفته به من یک نامه می داد بعد ا ده ماه به رهایی رسیدم، در سفر دوم همین طور از ترس به شجاعت از قهر به مهر و از نفرت به طرف عشق در حال حرکت هستیم من اگر در سفر دوم نفرت و عشق را نمی فهمیدم شاید از همسرم طلاق گرفته بودم .
اگر ترس را نمی فهمیدم درمان نمی شدم سفر اول با سفر دوم فرق می کند خدمت سفر دوم با خدمت سفر اول فرق می کند خدمت لژیون سردار با همه این خدمت ها فرق می کند میگوید معرفت و عمل سالم و عدالت در جایگاهی است، و با معرفت و کسب خدمتی که در کنگره انجام میدهیم به دست می آید. ما فقط بخشش نمی کنیم، اولین صفت که خداوند چندین بار در کلام الله اشاره شده بخشندگی است "بسم الله الرحمن الرحیم "خداوند بخشنده است در کائنات همه چیز به دست ما می رسد.
خورشید می تابد برایش فرق نمی کند می خواهد گل باشد یا گل، کنگره ای باشد یا نه، دزد باشد یا پلیس مأموریتش انجام می شود همان چیزی که دوست داری برداشت می کنید، لژیون سردار و اعضای لژیون سردار و افرادی که رفتن اجازه پهلوانی بگیرند آقای مهندس می فرمایند فکر کنید پول خود را ریختید در آب دنبال این نباشید که پول شما برگردد اگر بتوانی ببخشی ، معنی بخشش را می فهمید یک خدمت بزرگ انجام داده اید وقتی تصمیم می گیرید در لژیون سردار بخشش کنید فرقی نمی کند، شش میلیون باشد یا ششصد میلیون در کائنات جایگاهی برای خود ثبت کرده اید مثل پاس گل می ماند اون موقع که توپ رسید زیر پایت باید بتوانی گل بزنید .
مثالی می زنم مثلا دو تا سکهدر خانه دارم همسفرم رفته اجازه پهلوانی را گرفته است صبر میکنم سکه از این قیمت که است برسد به قیمت بالا که می خواهم یکی را بفروشم پول سکه را درلژیون سردار قرار دهم و آن موقع ده برابر بیشتر از قیمت قبل می شود، از خودم این لحظه را سلب کرده ام اصلا من تعیین نمی کنم فرصت را یکی دیگر دارد من اگر اینطوری باشم فرصت را از خودم گرفته ام من یادم می آید بربری ده ریال بود الان چقدر است بیست یا بیست و پنج هزار تومان می خواهم بگویم که این نون تقریبا از سی و پنج سال پیش تا الان بیست و پنج هزار برابر شده ولی همیشه نون است و هیچ اتفاقی نیفتاده و هیچ کس هم از گرسنگی نمرده است یک چیزهایی هست نه اینکه نیست سخت شده است ولی هست و این بازی ادامه دارد.
با احترام .دبیر لژیون سردار نمایندگی پاکدشت
ویرایش و تایپ:مسافرحسن لژیون دهم .راهنما، ابوالفضل
عکس: مسافر ابوالفضل مرزبان خبری
بارگذاری: مسافر احمد لژیون ۹
- تعداد بازدید از این مطلب :
61