English Version
This Site Is Available In English

تکامل در سایه همیاری و همکاری

تکامل در سایه همیاری و همکاری

انسان مثل آب راکد نیست، بلکه انسان مثل یک رود جاری‌ است و جریان دارد و هر لحظه در نقطه‌ای قرار می‌گیرد و آن نقطه، آغازی‌ است برای رسیدن به نقطه بعدی و نقاط بعدی ممکن است آبشار عظیمی باشد که می‌تواند تبدیل به رودی خروشان گردد و یک زمان هم آرام آرام با تفکر کامل حرکت کند تا زمانی که به دریا و اقیانوس برسددر خدمت زوج مرزبان محترم نمایندگی حافظ، مسافر جلال و همسفر لیلا هستم و گفت و گویی با این عزیزان ترتیب داده‌ایم که در ادامه نگاه زیبای شما را به خواندن آن دعوت می کنم، امیدوارم مورد توجه قرار گیرد.

همسفر لیلا و مسافرشان جلال، با بیش از ۱۵ سال تخریب با آنتی‌ایکس مصرفی تریاک، شیره،قرص، شیشه و متادون وارد جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ شدند. روش درمان DST، داروی درمان شربت OT، به مدت ۱۱ ماه و ۳ روز سفر کردند با راهنمایی مسافر علیرضا و همسفر مهدیه و امروز هم به مدت دو سال و سه ماه و بیست و پنج روز است که آزاد و رها هستند در ضمن سفر سیگار داشتند با روش DST با راهنمایی آقا میثم و به مدت ۲ سال و ۲ ماه و ۹ روز است که از بند سیگار هم  آزاد و رها هستند.
.

احساس خود را  نسبت به اینکه شما و همسفرتان هر دو در یک دوره مرزبان شدید بیان کنید.

مرزبان همسفر لیلا:

اتفاق بسیار خوب و مبارکی است؛ زیرا من پنج ماه بعد از مسافرم وارد کنگره۶۰ شدم و همواره دوست داشتم که در کنار مسافرم خدمت کنم و این خواسته به واقعیت پیوست؛ احساس بسیار خوشایندی است و امیدوارم سفر اولی‌ها این حس خوب را کنار یکدیگر تجربه کنند.

مرزبان مسافر جلال:

احساس بسیار خوبی دارم و این در کنگره۶۰ کمتر اتفاق می‌افتد و فرصتی شد که من و همسفرم در این جایگاه رشد کنیم و به مرحله پختگی برسیم.

با توجه به دنیای پیش از کنگره۶۰ آیا زمانی فکر می کردید که این روزها را تجربه کنید و خود شما هم خدمتگزار شوید و به انسان‌های دردمند کمک کنید؟

مرزبان همسفر لیلا:

نه هرگز، من در دنیای پیش از ورودم به کنگره۶۰ در تاریکی مطلق بودم و همواره ناامید و مایوس بودم و تصور می‌کردم من محکوم هستم که با یک مصرف کننده زندگی کنم و هرگز طعم خوشبختی را نخواهم چشید. امروز که در کنگره۶۰ خدمتگزار هستم خداوند را بسیار تا بسیار شاکرم که توانستم روزهای خوش زندگی را ببینم و در آرامش و آسایش زندگی کنم.

مرزبان مسافر جلال:

پیش از ورودم به کنگره۶۰ اصلا تصور نمی‌کردم که بتوانم روزی بدون مواد مخدر زندگی کنم؛ اما زمانی که وارد کنکره۶۰ شدم و با فضای این مکان مقدس آشنا شدم و دیدم که انسان‌های دردمند در این سیستم به درمان می‌رسند، در همان زمان خدمتگزار بودن را در ذهن خودم به تصویر کشیدم.

به نظر شما همراهی همسفر در کنار مسافر چه نقشی می‌تواند داشته باشد؟

مرزبان همسفر لیلا:

به قول آقای مهندس همسفر بال پرواز مسافر است. بودن همسفر و مسافر در کنار یکدیگر باعث می شود که در کنار هم رشد کنند و به تکامل برسند. همان‌گونه که همسفر به واسطه مصرف کننده بودن مسافرش وارد کنگره۶۰ می‌شود و آموزش می‌گیرد مسافر نیز با کمک و همیاری همسفر سفر می‌کند و به درمان می‌رسد .همسفر و مسافر یکدیگر را تکمیل می کنند و یک روح در دو جسم هستند.

مرزبان مسافر جلال:

همراهی همسفر در سفر اول باعث می‌شود یک سفر اولی بتواند سفرش را به نحو احسن انجام دهد و به رهایی برسد و در سفر دوم باعث می شود که مسافر و همسفر هر دو خدمتگزار باشند و به انسان‌ها کمک کنند .

خدمت در جایگاه مرزبانی چه تغییراتی را در زندگی مشترک و زندگی اجتماعی شما ایجاد کرده و چه پیامدهایی در زندگیتان داشته است؟

مرزبان همسفر لیلا:

خدمت مرزبانی در زندگی مشترک نظم و برنامه‌ریزی به وجود آورد و در زندگی اجتماعی باعث شد که روابط عمومی بهتری داشته باشم و باعث شد در خیلی از مسائل نقطه تحملم بالا برود.

مرزبان مسافر جلال:

من در جایگاه مرزبانی برنامه ریزی کردن درست را آموختم و در زندگی مشترک و اجتماعی می‌توانم به همه کارها و مشکلاتم رسیدگی کنم و با فکر درست پیش بروم و بتوانم در مسیر درست حرکت کنم.

کسانی که جایگاه مرزبانی را تحویل می دهند از پختگی می گویند ،این پختگی از نظر شما چگونه تعریف می‌شود؟

مرزبان همسفر لیلا:

جایگاه مرزبانی انسان را به چالش می‌کشد، ایجنت همسفر مهدیه همواره یادآوری می‌کردند که جایگاه مرزبانی یعنی مدیریت بحران و با همه جایگاه‌ها و افراد ارتباط گرفتن و در کنار اشخاص با افکار مختلف آموزش گرفتن است؛ این جایگاه انسان را مانند فلز طلا ذوب می‌کند و به حالت پختگی صیقل می‌دهد، این همان پختگی جایگاه مرزبانی است.

مرزبان مسافر جلال:

کسانی که در جایگاه مرزبانی خدمت می کنند با اشخاص مختلفی ارتباط دارند، با مصرف کنندگان، تازه واردین و با خدمتگزاران و همسفران که در این جایگاه آموزش می‌گیریم که با اشخاص مختلف چگونه رفتار کنیم و این چالش‌ها به مرور زمان باعث پختگی و بالا رفتن نقطه تحمل انسان می شود.

جایگاه مرزبانی به چه اندازه می تواند کنگره۶۰ را در راستای اهدافش پیش ببرد؟

مرزبان همسفر لیلا:

جایگاه مرزبانی حافظ مرزها و حرمت و قوانین کنگره۶۰ می‌باشد و زمانی که مرزبان با همه تلاش‌ها حامی قوانین باشد و قانون را به درستی همراه با عشق و محبت پیش ببرد در راستای اهداف کنگره نقش بسیار زیادی خواهد داشت.

مرزبان مسافر جلال:

به نظر من یکی از مهمترین جایگاه‌ها در کنگره۶۰، جایگاه مرزبانی است که با درست خدمت کردن و انجام درست قوانین می تواند به آرامش و پیشرفت کنگره۶۰  کمک کند و اشتباه خدمت کردن می تواند اهداف جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ را به خطر بیاندازد.

طبق دیدگاه شما تعریفتان از جایگاه مرزبانی چیست؟

مرزبان همسفر لیلا:

مرزبانی یعنی عشق و محبت همراه با چالش‌های فراوان،  بالا و پایین‌هایی که انسان را صیقل می دهند؛ مرزبانی یعنی خدمتگزار بودن و با عشق خدمت کردن و لذت بردن از خدمت در جایگاه مرزبانی خلاصه می‌شود.

مرزبان مسافر جلال:

مرزبانی یعنی حفاظت از مرزهای یک مجموعه، حفاظت از خانواده و قوانین آن مجموعه است

آیا بعد از تحویل این جایگاه قصد دارید جایگاه خدمتی دیگری را تجربه کنید؟

مرزبان همسفر لیلا:

بله حتمأ؛ بسیار علاقه‌مند هستم در کنار مسافرم خدمتگزار کنگره۶۰ باشم و بتوانم به انسان های بسیاری کمک کنم.

مرزبان مسافر جلال:

بله حتما؛ همه تلاش خود را می‌کنم که بتوانم خدمتم را به نحو احسن انجام دهم.

برای کسانی که می خواهند در دوره های بعد در این جایگاه قرار بگیرند چه توصیه ای دارید؟

مرزبان همسفر لیلا:

می‌خواهم به آن‌ها بگویم که با همه قدرت تلاش کنند که حتما این جایگاه را تجربه کند؛ زیرا که از نظر من جایگاه مرزبانی بسیار جایگاه مقدسی است و خدمت در این جایگاه باعث شده که گره‌های زیادی از زندگی مرا باز شود.

مرزبان مسافر جلال:

توصیه من این است که حتما این خدمت را انجام دهند.خدمت در این جایگاه باعث می‌شود ارتباطات با همه اشخاص در جامعه بهتر شود و مدیریت در زندگی را آموزش بگیرید.

لطفا نظر شخصی خود را در مورد این که کنگره۶۰ چگونه مکانی است بفرمایید.

مرزبان همسفر لیلا:

از نظر من کنگره۶۰ مقدس‌ترین مکان روی زمین است.مکانی است که به جان و زندگی  دوباره بخشید به من آموخت که زندگی ارزش جنگیدن دارد و بیهوده خلق نشدم و بسیار خوشبختم که اجازه ورود به کنگره۶۰ به ما داده شده است.

مرزبان مسافر جلال:

من زندگی و سلامتی‌ام را از کنگره۶۰ دریافت کردم و برای من کنگره۶۰ مکانی امنی است که بتوانم در این مکان تمامی ضدارزش.های خود را به ارزش‌ها تبدیل کنم.

اگر سخنی و کلام آخری دارید بفرمایید.

مرزبان همسفر لیلا:

در پایان بسیار تا بسیار خداوند را شاکر هستم که لیاقت این را پیدا کردم تا در کنگره۶۰ خدمتگزار باشم،امیدوارم که خدمتگزار لایقی برای این سیستم قوی و قدرتمند باشم و از آقای مهندس حسین دژاکام و خانواده محترم‌ ایشان سپاسگزارم.از راهنمایان خودم و مسافرم سپاسگزارم، می‌خواهم به سفر اولی‌ها بگویم که شما تلاش خود را بکنید که وعده خداوند دروغ نیست،انشالله روزی خدمتگزار خواهید شد.

مرزبان مسافر جلال:

در آخر کلام از آقای مهندس حسین دژاکام و خانواده محترم‌ ایشان تشکر می کنم که این بستر را فراهم کردند که من به درمان برسم و حال خوش را تجربه کنم و سپاسگزارم از راهنمایان نمایندگی حافظ که در کنار این عزیزان آموزش می‌گیرم و از شما نیز تشکر می‌کنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادید.

مصاحبه کننده و تایپ :همسفر فوزیه رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر مهسا رهجوی راهنما همسفر مهدیه لژیون هشتم
تنظیم و ارسال: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حافظ

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .