کنگره۶۰، برای من فقط یک نام نیست، قصه دوباره جان گرفتن است، قصه برخاستن از میان خاکستر روزهایی است که بوی خستگی، درد و فراموشی میداد. کنگره شبیه نوری است که آرام و بیصدا از پنجره دلهای خاموش عبور میکند و به انسان یادآوری میکند که هنوز هم میشود زنده بود، هنوز هم میشود امید را نفس کشید و هنوز هم میشود از نو شروع کرد. کنگره سفری از رنج به آرامش، از گمگشتگی به آگاهی و از ناامیدی به ایمان است. اینجا انسان نه تنها درمان را پیدا میکند؛ بلکه خود را نیز پیدا میکند. گمشدهای که شاید سالها زیر غبار درد و رنج پنهان شده بود. کنگره جایی است که دستهای افتاده را با مهر میگیرد نه برای آنکه فقط بلندشان کند، برای آنکه دوباره راه رفتن را به آنها بیاموزد. چه زیبا است جایی که در آن انسان، نه با سرزنش؛ بلکه با محبت رشد پیدا میکند، نه با اجبار، ولی با آموزش تغییر میکند و نه با ترس، اما با امید دوباره زندگی را از سر میگیرد.
در کنگره۶۰، عشق جاری است، عشقی که در کلام راهنما، در صبوری همسفر، در قدمهای مسافر و در نور آموزشها دیده میشود. اینجا هر کس میآموزد که برای رهایی، باید دانایی را چراغ راه خود کند و با صبر و نظم مسیر تغییر را طی کند. چهقدر این راه با شکوه است. راهی که در آن انسان میفهمد رهایی فقط رسیدن به پایان درد نیست؛ بلکه رسیدن به آغاز فهم، آرامش، عشق و شناخت خویش است. کنگره یعنی باور به معجزه تغییر، یعنی ایمان به اینکه حتی اگر سالها در تاریکی مانده باشم، باز هم میتوانم به سمت نور قدم بردارم. یعنی فهم این حقیقت ناب که هیچ انسانی برای دوباره ساختن خویش، دیر نکرده است و انسان یاد میگیرد که خداوند در هر سقوط بذر برخاستنی دوباره را پنهان کرده است. کنگره، یعنی شکوفایی دوباره انسان یعنی ایمان به اینکه در دل هر تاریکی، نوری است و در دل هر انسان، توانی برای برخاستن وجود دارد.
نویسنده: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون هجدهم)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون هجدهم)
ویرایش و ارسال: راهنما تازهواردین همسفر زینب (دبیر دوم سایت)
همسفران نمایندگی امام قلی خان
- تعداد بازدید از این مطلب :
249