فرماندهی در ذهن ما بهعنوان یک فرمانده است که لباس رزم پوشیده و به سربازان دستور میدهد؛ ولی ما در کنگره به دو صورت صورپنهان و صورآشکار فرماندهی را تعریف میکنیم، در صورپنهان دستور دادن، در درون انسان است. مثلاً من به دستم فرمان میدهم که یک لیوان آب را بردارم و وقتی برمیدارم؛ یعنی فرمان را به دستم دادهام که لیوان آب را برداشته است. پس فرمانده درون افراد معتاد، با افراد سالم فرق میکند، فرد سالم هروقت خواست بیدارمیشود، غذا میخورد؛ اما زمانیکه فرد، بیماری قند میگیرد، چیزی که از بین میرود، فرماندهی است.
اگر خوب نگاه کنیم، در انسان فرماندهی یکی از خاصیتهای او میباشد و همه ما دوست داریم، در درون خود جایگاه فرماندهی را داشته باشیم و گاهی بابت آن بهای سنگینی میدهیم. کسی میتواند فرمان بدهد که قادر باشد، کاری که میخواهد از دیگران انجام بدهند؛ در آن کار و انجام دادن آن، توانا باشد و اگر بخواهد این توانایی را فراهم کند؛ باید به دانایی مؤثر برسد، چون انسان میتواند کاری را انجام بدهد، یا به عمل تبدیل کند که به دانایی مؤثر رسیده باشد و آموزش هم جزء دانایی مؤثر است.
آموزش به این معنی است که شما یک استادی را برای خودت انتخاب کنی و این استاد، معلم یا راهنما به شما چیزهایی را انتقال میدهد و شما باید از آن اطاعت کنید. ما باید اطاعت کنیم؛ وگرنه آموزش انجام نمیشود، آموزش از استاد به شاگرد انتقال پیدا میکند. انسان وقتی در مرتبه نفس اماره است؛ یعنی نفس به او دستور و فرمان میدهد؛ ولی وقتی بخواهد از این حالت خارج شود؛ باید خوبی بیاید تا بدی برود، یک چیزی بیاید تا یک چیزی برود؛ باید مواد شبه افیونی طبیعی درون انسان تولید شوند.
فرمانبرداری کار راحتی نیست، انسان شاید به این نقطه برسد که فرمانبرداری میکنم، کار درست، منطقی و کاملاً عقلائی است؛ ولی در عمل کار راحتی نیست. اینکه من استادم را قضاوت نکنم، درمورد اینکه استادم چه میداند و چه نمیداند و درمورد علم استادم نظر ندهم و این کار راحتی نیست؛ اگر انسان توانست این کارها را انجام بدهد، تازه میتواند فرمانبرداری را بهاجرا دربیاورد و همه اینها مراتب خودش را دارد تا انسان به جایگاه خود برسد.
منبع: سیدی فرمانبرداری
نویسنده و رابط خبری: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر اکرم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
43