English Version
This Site Is Available In English

عید قربان قربانی کردن ضدارزشهاست

عید قربان قربانی کردن ضدارزشهاست

 

جلسه چهاردهم از دوره یازدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، در نمایندگی شهباز با استادی مسافراصغر، نگهبانی مسافر اصغر و دبیری مسافر اصغر با دستور جلسه «وادی سوم- باید دانست هیچ موجودی به اندازه خودِ انسان به خویشتنِ خویش فکر نمی‌کند» سه شنبه، ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، اصغر هستم، یک مسافر.

تشکر و قدردانی می‌کنم از آقای مهندس و خانواده محترم‌شان که این بستر را برای ما فراهم کردند که امروز با حال خوش کنار هم جمع بشویم و در رابطه با وادی سوم با هم تبادل نظر کنیم.

یک تشکر و قدردانی ویژه می‌کنم از راهنمای عزیز خودم که هرچه دارم از اوست؛ آقا مهدی که حالا اینجا نیستند. همچنین از آقای محمد تشکر می‌کنم که امروز استادی جلسه را به من واگذار کردند.

یک تشکر ویژه هم بکنم از تمام اعضای شعبه شهباز که خدا را شکر نسبت به سال پیشی که من اینجا بودم، تغییرات خیلی خوبی در شعبه اتفاق افتاده و همین که حالا به قول خودمان، همین اتفاقاتی که در قسمت ساختمانی این شعبه افتاده، نشان از این دارد که در این شعبه افراد به همان خویشتن خویش خیلی فکر می‌کنند و برای خودشان و کارشان و اتفاقاتی که پیرامون‌شان صورت می‌گیرد، بها پرداخت می‌کنند.

اگر من بخواهم در رابطه با وادی سوم صحبت کنم باید بگویم:

«باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.»

دو تا جمله کلیدی دارد که یکی از آن‌ها را من توی لژیون سردار امروز هم گفتم و حالا دوباره برای دوستان بیشتر توضیح می‌دهم. یکی دیگر هم که می‌خواستم در این جلسه به آن اشاره کنم، این است که در یک قسمت نوشته: «باید». زمانی که کلمه باید در یک جمله می‌آید، یعنی الزام. این را حالا در لغت‌نامه دهخدا هم اگر جست‌وجو کنید، دقیقاً نوشته: الزام. یعنی وقتی کلمه الزام در هر نوشتار یا سندی می‌آید، باید آن کار انجام بشود؛ مثل الزام به سند و … .

من  اصغر، قاعدتاً تمام مسافرهایی که اینجا نشسته‌اند، در زمان مصرف بایدهای زیادی برای خودشان داشته‌اند:
باید امروز موادم را تهیه کنم،
باید امروز بکشم،
باید امروز با دوستم بروم،
باید هزار و یک باید که در آن دوران تاریخی و این‌ها برای خودشان گذاشته بودند، و به قول آقای مهندس، چک‌هایی که برای خودشان صادر کرده بودند و در تاریخ روزبه‌روز فرو می‌رفتند تا رسیدند به جایی که روزنه نوری برایشان باز شد که بیایند به سمت کنگره.
حالا وقتی آمدند در کنگره، بایدهایی که در کنگره هست را باید انجام بدهند.
وقتی راهنما به من می‌گوید باید سی دی را بنویسی، باید بنویسم.
وقتی راهنما می‌گوید باید سر وقت بیایی، باید بیایم.
هیچ‌وقت یادم نمی‌رود زمانی که رفتم کنگره، شعبه سردشت، فکر می‌کردم آدم با نظم و انضباطی هستم و پیش خودم این‌طور فکر می‌کردم. اما دقیقاً روزی که جلسه توجیهی اوتی بود، من یک دقیقه دیر رسیدم و تازه آنجا فهمیدم که وقتی می‌گویند نظم و انضباط، و وقتی می‌گویند باید در این ساعت باشی، یعنی چه.
و خیلی بایدهای دیگر که حالا راهنماهای عزیز، فراخور حال رهجو که دارند برای رهجوشان تعریف می‌کنند، باید انجام بدهند. و وقتی آن باید را انجام می‌دهی، نتیجه‌اش، به قول خودمان، انرژی‌اش به سمت خودت سرازیر می‌شود.
وقتی شما سر وقت بیایی، سی‌ دی هایت را درست بنویسی و تمام آن کارهایی که آقای مهندس و راهنماهای عزیز به ما می‌گویند انجام بدهیم، یک رهایی خیلی خوب صورت می‌گیرد که در نهایت آن رهایی برای یک‌سری‌ها می‌شود پهلوانی، برای یک‌سری‌ها می‌شود راهنمایی، و برای یک‌سری عزیزانی که حالا خدمتگزاری می‌کنند در بخش مرزبانی، جنابعالی، و خیلی چیزهای دیگر که حالا توی کنگره هست.
یک قسمت دیگر هم که خیلی برای من جالب بود و حالا محمد آقا هم که در لژیون سردار دوباره به آن اشاره کرد، خویشتن‌خویش است. و باز خیلی برای‌مان جالب بود که این وادی چرا باید در یک همچین روزی و یک همچین شبی…اتفاق بیفتد و چرا منِ اصغر باید امشب یا امروز در این شعبه دعوت بشوم؟
دقیقاً امروز روز عرفه است و فردا هم روز عید قربان. اگر منِ اصغر به این خویشتن خویش مراجعه کنم، باید خیلی از چیزهایی را که حالا ضد ارزش هستند، در خودم قربانی کنم.
و به قول خودمان، چیزی که داستانش را همه‌مان خوانده‌ایم، و حتی خود آقای مهندس هم در یکی از سی‌دی‌ها به نام «سی‌دی ابراهیم» به آن اشاره کرده‌اند، این است که در سوره ابراهیم، کار اصلی‌ای که حضرت ابراهیم انجام داد — حالا شاید به‌صورت تمثیل — این بود که پسرش را برد به قربانگاه که سرش را ببُرد. این، به نظر من همان چیزی است که آقای مهندس می‌گویند؛ تمثیل. شاید آنجا برده تا آن کارهای ضد ارزشی‌ای را که دارد قربانی کند، به قول خودمان بُکُشد، و از بین ببرد.


برای من خیلی جالب بود که در چنین شبی به منِ اصغر دوباره تلنگر بخورد؛ دوباره برایم چیزی بشود که به این خویشتن خویش خودم بیشتر بها بدهم، بیشتر با خودم دو دوتا چهارتا کنم و بنشینم و حالا آن کارهایی را که ضد ارزش است، بررسی کنم. هر کسی در آن بخش پاره‌ای که خودش دارد، می‌تواند بنشیند و لیست کند.

خب قطعاً زمانی که آدم می‌خواهد به سمت تکامل و روشنایی برود، به قول آقای استاد امین، یک‌سری مشکلات، مصائب و درگیری‌ها دارد. مثلاً یک نمونه‌اش این است که آقا، من سر کارم دروغ نگم، کارم را ساعتی و سر وقت بزنم. خب این‌ها وقتی می‌آییم و کنار هم می‌چینیم، شاید به ظاهر کار راحتی باشد، ولی وقتی می‌خواهد انجامش بدهی، و به قول آقای مهندس که می‌گویند اعتبار علم به عمل است، اینجاست که معنا پیدا می‌کند.

وقتی منِ اصغر می‌آیم توی کنگره، وقتی می‌آیم سی دی های آقای مهندس را می‌نویسم و گوش می‌کنم، وقتی می‌آیم در جمع شما عزیزان و حالا چیزی یاد می‌گیرم، این همان به قول خدا، آن تولد است. و قشنگی‌اش کجاست؟ قشنگی‌اش آنجاست که من وقتی می‌روم بیرون، در آن شرایطی که هستم، این‌ها را انجام بدهم.

و این دقیقاً باز برمی‌گردد به همان خویشتن‌خویشی که در وادی سوم به من اشاره می‌شود.

و امیدوارم، امیدوارم که هر چه می‌گذرد و هرچه در توانم هست، کاری کنم که به سمت خویشتن‌خویش بروم و هر روز از روز قبل برای خودم و خویشتن خویش خودم ارزش قائل بشوم.

به این خاطر که باز یادم نمی‌رود، فکر می‌کنم آقا مهدی بود که یک روز از ما پرسید: «کی را از همه بیشتر دوست دارید؟» هر کسی یک چیزی گفت. خب باید اول خودتان را دوست داشته باشید تا بتوانید بقیه را هم دوست داشته باشید.

دقیقاً اینجا من به همین دوست داشتنِ خودم اشاره می‌کنم؛ کسی که بتواند خودش را دوست داشته باشد و بتواند آن ضد ارزش‌هایش را دور بریزد، قطعاً در همان جایی که هست منشأ خیر و برکت می‌شود و اتفاقات خوب می‌افتد.

و همان‌طور که حالا آقای مهندس دقیقاً در وادی هم اشاره می‌کنند، یکی از قسمت‌های نتیجه‌گیری این است که هیچ چیزی را بدون زحمت کشیدن و بدون سختی و مشکلات به کسی نمی‌دهند.
و امیدوارم که همه‌مان در جهت وادی‌ها حرکت کنیم و از وادی یک ان‌شاءالله برسیم به وادی چهاردهم که محبت است.

خیلی ممنونم که به حرف‌های من گوش کردید.

عکاس:مسافرابوالفضل

تایپ وتنظیم:مسافرحسین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .