English Version
This Site Is Available In English

در هر مسیری باید تفکر کرد

در هر مسیری باید تفکر کرد

جلسه دهم از دوره سوم جلسات آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی سالار خمین با استادی مسافر مهران و نگهبانی مسافر ابراهیم و دبیری مسافر حسین با دستور جلسه "وادی سوم و تاثیر آن روی من" در روز یکشنبه ۳ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ شروع به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد؛ 

باید دانست که هیچ موجودی به اندازه انسان نمی‌تواند به خودش کمک کند. ما باید ابتدا فکر کنیم که چقدر خودمان را دوست داریم. اصلاً خودمان را دوست داریم؟ آیا می‌خواهیم برای خود آسایش و آرامش فرا هم کنیم، یا در تاریکی گرفتاریم و به دنبال مواد، اضطراب، بی‌پولی، و زندگی‌ای آشفته و آسوده‌ایم؟
صبح زود که از خواب بیدار می‌شویم، با افکار و حالی خراب مواجه می‌شویم. برای اینکه احساس بهتری داشته باشیم، مجبوریم ماده‌ای مصرف کنیم تا شاید به یک آدم عادی تبدیل شویم. یادم می‌آید روزی یک نفر می‌گفت: «تازه فهمیدم که مصرف مواد، به اندازه‌ای که حس خوبی داشته باشم، فقط من را به یک آدم عادی تبدیل می‌کند.» یعنی کسی که مواد مصرف می‌کند، اگر مصرف نکند، انگار هیچ نیست و هیچ ارزشی ندارد. نمی‌تواند به پول، خانه، زندگی یا فرزندش فکر کند. تا ماده تأمین نشود، قادر به تفکر نیست. و تازه اگر حال و توان داشته باشد، می‌تواند کاری انجام دهد.
اما زمانی که وارد «کنگره» می‌شوی، می‌بینی روزگاری مواد بدنت را تأمین می‌کرده، اما تو با وجود اینکه به آن مواد می‌دادی، آن سیستم از کار افتاده و دیگر توانی ندارد. در کنگره با دانایی و افکار خوب به ما آموخته‌اند که این سیستم را باید به‌گونه‌ای راه‌اندازی کرد که هیچ مشکلی برای بدن پیش نیاید. این کار با روشی پلکانی انجام می‌شود تا بدن به اندازه نرمال برسد و دوباره مثل روز اولت شوی.
کسی که وارد سفر دوم می‌شود، تازه می‌فهمد چه سیستم ارزشمندی داشته است. صبح زود که بیدار می‌شود، با آسایش و آرامش، با حال خوب و نشئه‌ای طبیعی از خواب برمی‌خیزد و دیگر نیازی به مصرف ندارد. این بسیار زیبا است. وقتی با روش‌های مهندسی آشنا می‌شویم، می‌بینیم که اگر ساعت خوابت را تنظیم کنی، بهترین آسایش و بهترین حال خوب را خواهی داشت. کسی که ساعت ده شب بخوابد، بهترین خواب و سحرخیزترین بیداری را دارد. اما اگر تا دوازده یا یک بامداد بیدار بمانی، صبح زود که می‌خواهی بلند شوی، انگار کوهی روی کمرت سنگینی می‌کند. ببینید این سیستم‌ها را چقدر به ما آموخته‌اند. کی می‌دانستیم که هر چه زودتر بخوابیم، زودتر و با حال بهتری بیدار می‌شویم؟
باید از کنگره سپاسگزار باشیم که چیزهایی را به ما نشان می‌دهد که در تاریکی فکر می‌کردیم از همه داناتریم و هیچ‌کس اندازه ما نمی‌داند. اگر می‌خواستیم سرمایه‌گذاری کنیم یا مسیری را برویم، فکر می‌کردیم هیچ‌کس مثل ما بلد نیست. می‌خواستیم زودتر از همه برسیم اما دورتر می‌افتادیم، می‌خواستیم زودتر پولدار شویم اما دیرتر می‌شدیم. چرا؟ چون در تاریکی بودیم. فکر می‌کردیم افکار درستی داریم، اما مسیری که می‌خواستیم زودتر برسیم، بیهوده بود. در هر مسیری باید تفکر کرد تا بتوان آن را به بهترین شکل انجام داد. در کنگره این مفاهیم را به زیبایی به ما نشان می‌دهند.
گاهی فراموش می‌کنیم این افکار را چگونه به دست آورده‌ایم. بهتر زندگی کردن، حال خوب و دانشی که کنگره به ما می‌دهد، ارزش آن با پول قابل محاسبه نیست. اما گاهی ما می‌خواهیم مبلغی برای همین «سبد» بپردازیم. چرا؟ چون این سبد باعث افزایش دانش ما و باقی ماندن این دانش برای دیگران می‌شود و آموزشی باشد برای آنها. کنگره با حمایت ما و شما دوستان می‌تواند پابرجا بماند. مهندس گاهی بخشیدن را از چیزهای کوچک شروع می‌کند: از یک نخ سیگار، از یک پوک دود. کسی که می‌خواهد ببخشد، باید از همین‌ها شروع کند تا یاد بگیرد که در زندگی از چیزهای مختلف بگذرد و شاید در جای دیگری به او بازگردد.
من باید بدانم چقدر برای خودم مفید هستم تا بتوانم برای دیگران نیز مفید باشم. این استفاده‌مندی باعث می‌شود حالم خوب شود. آموزش گرفتن و آموزش دادن، حال آدم را قشنگ می‌کند. کسی که با بخشیدن حالش خوب می‌شود، با گذشت از مال و از خودگذشتگی برای دیگران نیز به همین آرامش می‌رسد. کنگره به ما مسیر را می‌آموزد تا بتوانیم آن را به بهترین شکل طی کنیم. با تفکر، حال خوب و این دورهمی‌هاست که انسان به آرامش واقعی می‌رسد. از شما سپاسگزارم که گوش کردید.

جلسه هماهنگی با خدمتگزاران 

عکاس، نویسنده، ویرایش، تنظیم و ارسال مسافر عباس 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .