دوازدهمین جلسه از دوره هجدهم کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه مسافران کنگره۶۰ نمایندگی کاشمر روز یکشنبه به استادی مسافر علیرضا، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر عباس با دستور جلسه «وادی سوم و تاثیر آن روی من» در تاریخ 3 خردادماه ۱۴۰۵ ساعت 17:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان علیرضا هستم یک مسافر.
خدا را شکر به خاطر اینکه باز هم قسمت شد که در این جایگاه قرار بگیرم خدمت کنم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه وادی سوم است که می گوید باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتنِ خویش فکر نمیکند، این تنها وادی می باشد که در ابتدا کلمه «باید» را استفاده میکند. وقتی ما با کلمه ای روبرو میشویم یعنی یک قانون جهان شمول که برای تمامی افراد می باشد، حالا چه چیزی را باید بدانیم و قبول کنیم و چه چیز هایی لازم الاجرا هست؟ هیچ کسی نمیتواند به درد یک فرد بخورد غیر از خودش که این کار را انجام دهد.
برداشت من از این دستور جلسه به این شکل است که وقتی متوجه شدم که یک معتاد هستم، جرات رویارویی با این واقعیت را نداشتم و توان مقابله با آن را پیدا نمی کردم، منتظر بودم یک دست از غیب برسد و به من کمک کند یا هزینه های زندگی من را قبول کند، من همیشه در زندگی دنبال مقصر می گشتم حالا از پدر و مادر بگیریم که اولین متهمها بودند. وادی سوم یکی از چهار وادی تفکر است که میگوید تو به این دنیا آمدی تا مشکلات را حل بکنی؛ نه تنها مشکل مصرف مواد بلکه مشکل روان، جهانبینی، مشکلات مالی، شغلی و غیره، قرار نیست کسِ دیگری برای من این مشکلات را بر طرف کند. به خودت اطمینان کن، تواناییهای خودت را بالاببر، آموزش، دانایی و دانستنیهای خودت را بالا ببر. با صبر، سعی و تفکر، با این مثلث میتوانید مشکلات را یکییکی پشت سر بگذارید.
در وادی اول به تفکر نیاز داریم؛ تفکر یا فکر کردن یا اندیشیدن برای خودش اصولی دارد. آن فکر یا افکاری که ما پای بساط داشتیم آن تفکرات به هیچ دردی نمیخورد؛ آقای مهندس میگوید اینها تخیلات یا توهمِ دانایی است. تفکر در وادی اول چه نوع تفکری می باشد؟ تفکری که رو به عقب نباشد، ما خیلی سعی کردیم مواد را کنار بگذاریم ، منتها همیشه نگاه ما به گذشته بود یعنی با خودمان می گفتیم که اگر مواد را کنار بگذاریم باید پک کار دیگری انجام دهیم این تفکر نگاهش به عقب است. تفکری درست هست که هدف، هارمونی و هماهنگی داشته باشد، از یک سری قوانین و بایدها و نبایدها پیروی کند. چنین تفکری باعث تشکیل یک ساختار میشود و برای منِ راه گمکرده، آلوده و فرورفته در ظلمات، باعث این خلق شد. در این خلق جدید، علیرضای جدید را پیدا کردم. ما برای پیدا شدن به همچین تفکری احتیاج داریم. همانطور که پله پله سقوط کردی، میتوانی پله پله بالا بروی و در مسیر کسانی قرار بگیرید که با نیروهای مثبت به تو کمک میکنند به رهایی برسی.
حالا که تفکرت را درست کردی، تنها تفکر کافی نیست؛ باید سعی و کوشش بکنیم و برای این تفکر باید پرداختی داشته باشیم تا دریافتیِ خوبی به اسم رهایی و درمان به تو برسد. باید در زمان مناسب در این مسیر برای حل مشکلات، صبر و تلاش نماییم وادی سوم وادی زیبایی است؛ برای ما خیلی آموزنده بود، من به همین مقدار بسنده می کنم و دوست دارم از مشارکت همه دوستان عزیز بهرهمند بشوم. من یک روز در نمایندگی قبلی که بودیم بابت وجود کنگره سپاسگذاری کردم چون میدانستم اگر در آینده فرزندم مصرف کننده شود می تواند در اینجا حاضر شود و اعتیاد خود را درمان کند، این وظیفه ما است تا ساختار بزرگ کنگره ۶۰ را تقویت نماییم و باعث رشد آن بشویم. در پایان در مورد اتفاق بزرگی که روز چهارشنبه افتاد، می خواهم صحبت کنم ما در این هشت سالی که در کنگره هستیم به ندرت آقای مهندس از نمایندگی تعریف کرده است ولی باعث افتخار است، که ما در کاشمر این قدر خوب کار کرده ایم که آقای مهندس میآید در جلسه عمومی چندین بار از این ساختار( بخاطر چندین پهلوان و نشان در بی نشانی) تعریف میکند، چون آموزشهای نابی در اینجا جریان دارد که میتواند این بخشندگی را به مسافران القاء نماید. در آخر از شما میخواهم این پهلوانها و کسانی که روز چهارشنبه باعث سرافرازی همه ما شدند را تشویق نمایید.
از اینکه سکوت کردید و به صحبت های من توجه نمودید از همگی شما سپاسگزارم.
عکاس: مسافر سلیمان
تایپ: مسافر مهدی
ویراستاری: مسافر محمد
ارسال خبر: مسافر حسین
مرزبان کشیک: مسافر هادی
- تعداد بازدید از این مطلب :
117