English Version
This Site Is Available In English

خود من بودم که راه نجات را یافتم

خود من بودم که راه نجات را یافتم

جلسه اول از دوره چهاردهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، در نمایندگی شهباز با استادی مسافراحمد، نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر مرتضی با دستور جلسه «وادی سوم- باید دانست هیچ موجودی به اندازه خودِ انسان به خویشتنِ خویش فکر نمی‌کند» یکشنبه، 3 اردیبهشت 1405 ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان احمدهستم مسافر
خدا را شاکر هستم که در این جایگاه قرار دارم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم که چنین بستری را برای ما فراهم کردند؛ همچنین از آقا رضای عزیز، راهنمای بزرگوارم سپاسگزارم که به من اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم.

در مورد دستور جلسه «وادی سوم و تأثیر آن روی من»؛ باید دانست هیچ موجودی به اندازه خودِ انسان به خویشتنِ خویش فکر نمی‌کند. در مورد حیوانات بحث «راز بقا» مطرح است که می‌گوید: «بکُش تا زنده بمانی»؛ اما انسان این‌گونه نیست. آقای مهندس در وادی سیزدهم مثال می‌زنند که مثلاً فردی دزدی می‌کند و می‌گوید: «دست خودم نبود!»؛ مگر می‌شود دست خودِ انسان نباشد؟ یا کارهای ضد ارزشی انجام می‌دهد و باز می‌گوید: «دست خودم نبود».

زمانی که من هم به سمت تاریکی‌ها رفتم، شاید تقصیر را گردن دیگران یا رفیق ناباب می‌انداختم، اما حقیقت این است که مقصر اصلی خودم بودم که به سمت تاریکی حرکت کردم. وقتی هم که در آن مسیر قرار گرفتم، هیچ‌کس نتوانست به من کمک کند. خانواده، دوستان و اطرافیانم از مصرف مواد و درگیری من با تاریکی‌ها ناراحت بودند، اما هیچ‌کدام قادر به نجات من نبودند. من تجربه ترک اجباری (ترک یابویی) را داشتم؛ دو سال و نیم مواد مصرف نکردم، اما در تمام آن مدت خمار بودم و مدام به فکر مواد بودم؛ در نهایت پس از آن دو سال و نیم، دوباره مصرف را شروع کردم.

اما وقتی به خودم آمدم، باز هم خودم توانستم به خودم کمک کنم. راه درمان را پیدا کردم، به کنگره ۶۰ آمدم و مسیر درست را انتخاب کردم. اطرافیانم هرچقدر هم که می‌خواستند به من کمک کنند، نمی‌توانستند؛ این خودِ من بودم که راهِ نجات را یافتم. کنگره ۶۰ حقیقتاً راهی بود که من پیدا کردم. امیدوارم تمام کسانی که بیرون از اینجا در تاریکی‌ها هستند، روزی این راه را پیدا کنند، به کنگره ۶۰ بیایند، به رهایی برسند و بتوانند به همنوعان خود خدمت کنند.

من به اینجا آمدم و به رهایی رسیدم؛ اگر مثل آقای مهندس فکر نمی‌کردم و بعد از درمان می‌رفتم، امروز ایشان نمی‌توانستند این صد هزار نفر را به رهایی برسانند. اگر ایشان درمان شده بودند و رفته بودند، شاید نود هزار نفر از این افراد هنوز در قعر تاریکی بودند. انسان‌ها باید خودشان بخواهند؛ البته گاهی خواستِ انسان هست، اما راهی وجود ندارد. اما اینجا راه درمان و ارزش‌ها مهیاست و اگر خودِ انسان بخواهد، قطعاً می‌تواند به رهایی برسد.

از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، سپاسگزارم.»

عکاس:مسافرابوالفضل
تایپ وتنظیم:مسافرحسین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .