جلسه اول از دوره هفتم کارگاههای آموزشی لژیون سردار نمایندگی رودکی، روز چهارشنبه با استادی مسافر محسن، نگهبانی مسافر محمد رضا و دبیری مسافر سعید،خزانه دار مسافر رضا، با دستور جلسه در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره من چه کردهام؟ سی ام اردیبهشت سال ۱۴۰۵ ساعت 15 آغاز به کارکرد.
سخنان استاد:
با عرض سلام خدمت همگی دوستان و شکر خداوند متعال،دستور جلسه استحکام پایه های مالی کنگره و نقش من است،بنده کمی به عقب برمی گردم که من انواع مواد مخدر و مشروبات را استفاده می کردم و نرخ آن را با حداقل و یا کمتر حساب میکردم،هر چقدر کار روزانه داشتم برای مصرف موادم بود و چیزی را برای خانه نمی بردم و مدام در حال هلاک شدن و نزدیکی با فلاکت بودم،دلیلش را نمی دانستم و مدام در حال جستجو برای فرار از این وضع و درمان می گشتم.
بدنم اشباع شده بود و از مصرف مواد مخدر کوچکترین لذتی را نمی بردم و چندین بار دست به خودکشی زدم،با قرص و مواد و طناب،ولی خدا نخواست که از بین بروم و روزی من این بود که به این مکان بیایم و به درمان دست پیدا کنم.
سیستم کنگره 60 خود محوری و بر اساس کمکهای افراد درمان شده است و جناب مهندس هیچ کمکی را از بیرون قبول نمی کند،یادم هست فرمود در ابتدای کنگره برای ماه مبارک رمضان یک قالب پنیر می گرفتیم و به قطعات کوچک تبدیل می کردیم که به همه برسد ودر مبالغ صرف جویی می کردیم اما اکنون در ماه مبارک بهترین غذاها و با بهترین کیفیت را به اعضا می دهند.

از ابتدا نام شعبه مرکز را آکادمی گذاشتند که نشان از تفکر جناب مهندس دارد که این ساختار خیلی فراتر از درمان اعتیاد است و از یک ساختمان کوچک شروع شد و الان تعداد بسیار زیادی نمایندگی در همه شهرهای ایران دارد و باز هم در حال گسترش است و دانشگاه خوارزمی در جزیره قشم هم با این همه وسعت با کمک همین اعضا در حال مراحل پایانی ساخت است و خیلی از این شعبه ها متعلق به خود کنگره و اعضا می باشد و خیلی از کشورهای دنیا دوست دارند که یک نمایندگی کنگره و درمان اعتیاد و سیگار و انواع بیماری ها را داشته باشند.
ما نیمه پر لیوان را ببینیم،ساختمان سیمرغ بالای 200 نفر خدمتگزار دارد که همگی با عشق و بدون دستمزد در حال خدمت هستند و این خدمت را با هیچ مبلغی عوض نمی کنند،این ساختار نیاز به سوخت و پایه های مالی دارد که اعضای محترم آن را تامین می کنند،من در این شعبه انواع خدمت ها را انجام داده ام و افتخار می کنم،در زمان سفرم در جشن گلریزان و زمان قراخواندن لژیون ما به بالا،من پنهانی به حیاط رفتم چون چیزی نداشتم و کل دارایی من دویست هزار تومان بود که همسفرم آن را در جشن گلریزان کارت کشید،بغض عجیبی داشتم و تصمیم گرفتم تلاش کنم و در سال بعد جبران کنم و خداوند کمک کرد و در سالهای بعد خودم و همسفرم از اعضای لژیون سردار شدیم و برکت خوبی به زندگی ما برگشت.
وظیفه همه ماست که در قبال این لطف خداوند و درمان خودمان،به هم نوعان خودمان کمک کنیم و این مکان مقدسی که ما را به زندگی برگرداند،حمایت کنیم که اگر این مکان نبود ،مشخص نبود اکنون سرنوشت ما چه بود و نسبت به لطف خداوند کافر نباشیم و با بخشش خوب عمل شکر گزاری را انجام دهیم تا لطف خداوند مدام شامل حال ما باشد.
شکر نعمت نعمتت افزون کند
کفر نعمت،نعمت از کفت بیرون کند
عکس،مرزبان خبری مسافر بابک
تایپ و تنظیم،مسافر عباس
- تعداد بازدید از این مطلب :
115