زندگی منشوری است در حرکت دوار، منشوری که با رنگهای بدیع و دلفریبش آن را پرشور، خیالانگیز و زیبا ساخته است. زمانی بود که به مردم نگاه میکردم و حسرت یک زندگی معمولی را میخوردم اینکه مسافرم از اعتیاد درمان شود دست من و پسرم را بگیرد و با هم قدم بزنیم، با هم دور یک سفره بنشینیم. به مدرسه فرزندمان برود و از درس و وضع تحصیلش آگاه شود؛ البته بعدها فهمیدم که اوضاعواحوال من همسفر از مسافرم خیلی بدتر و آسیبهای روحی و روانی من بهمراتب سنگینتر از اوست. این را زمانی که به کنگره آمدم و در مسیر کنگره قرار گرفتم فهمیدم. اکنون خدا را شکر میکنم که آن حسرتها و آرزوها محال نبود. کنگره هدایای ارزشمندی به خانواده ما داد و مهمترینش جهانبینی برای من همسفر و درمان با متد DST برای مسافرم بود. شرکت در جشنها، نوشتن سیدیها، خدمتکردن در جایجای این مکان مقدس، همه میتواند گامی کوچک در مقابل خدمات ارزشمندی باشد که کنگره به من همسفر بخشیده است. کنگره، منبع عظیمی از آگاهی و دانستن است انشاءالله که بتوانم در مسیر کنگره ثابتقدم باشم.
ارسال: همسفر مهین رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی خیام نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
9