۸۵/۰۱/۱۸
{ادامه حکومت جسم}
«چشم سر»
شاگرد:
هم اکنون در طول گذشت این هفت سال، بدترین انسانها تبدیل به بهترین استادان شدهاند که به صورت رایگان به سایر معتادین و روان باختگان کمک میکنند، تا آنها را نیز از جهان تاریک اعتیاد خارج کنند.
ولی متأسفانه امروز، اکثر انسانها فقط آن چیزی را باور دارند که بتوانند با چشم سر ببینند و یا با حواس پنجگانه خود آن را لمس کنند.
هنوز انسانها نمیدانند که چه آنها بخواهند و چه نخواهند و چه بدانند و چه ندانند، اما تمام جهانهای آفرینش در لایههای زیرین خود و در صور پنهان خودشان، دائماً با یکدیگر در ارتباط هستند و از یک دیگر تأثیر میپذیرند.
.jpg)
من میخواهم به بعضی انسانها بگویم که مرگ پایان زندگی نیست؛ هم جهل و نادانی و بیخبری و یا علم و دانش و آگاهی در همهی جهانها و جهانهای پس از مرگ هم ادامه دارند.
به هر حال امیدوارم روزی بتوانم، همانطوری که قبلاً گفتید یک آکادمی به وجود آورم که مربوط به علوم انسانی و شناخت انسان و اعتیاد و روان باختگان باشد تا پژوهش و تحقیق، مجهولات زیادی را به معلومات تبدیل نماید و از هم اکنون در حال برنامهریزی آن هستم.
استاد:
ما همه سخنان شما را شنیدیم، کار بسیار تا بسیار بزرگ است؛ میدانم که میدانید در حال و یا هماکنون مشکل است؛ در مقابل رکود و سکون، به رشد باید ارزش داد، کار زیاد است و تفکر، برنامه و بسیار پُر حرکت شما را در تمام بخشهای فکر حرکت و انجام مینماید.
در اینکه شما همکار ما هستید، دوستان دیگر میگویند شما بیشتر کار میکنید، خوب است.
تحقیق در آکادمی جان نو به تمام آنهایی که میخواهند پایهها را استوار و ستونهای محکم بسازند میدهد و به کار ما و شما میآید، در کل سیستم ما به همهی آنها نیاز داریم؛ پس بهتر است که بهترینها در ابتدای فرمان حرکت کنند؛ ستونها محکم میشوند، بایستی ساختمان بسیار محکم و با دوامی در ژرفا و طول زمان ساخت و این همانقدر مهم است که انسانهای با ارزش از همه ابعاد میآیند.
ما به کسانی که میآیند یاری بیشتر نمیدهیم، بلکه به کسانی که میخواهند با موازین فرمان و کارها انجام عمل بنمایند و خود میخواهند کمک مینماییم، درمان و دوام واقعی آن انجام ارزش دارد.
شما کارهایی میکنید که ما را به یاد آن زمان که انجام میدادیم میاندازید و شاید اکنون مرزی برای آن نباشد، ولی در ادامه خواهید دید که چه اندازه در به یاد آوردن توان انسانهای مرده و یا به اندیشهی ما، به یاد میآورید آنچه را که از یاد رفته. میدانی همکار گرامم چه میگویم؛ مثلا من از یاد برده باشم که روزی انسان بودم و روزی بسیار مفید و توانا بودم.
کار شما مرا و تمامی انسانها و آنانی که بخواهند را، از خواب فراموشی بیدار میگردانند؛ و برای آنانی که نخواهند مانند آن چیزی که استفاده میکردند و میکنند تا همیشه خواب باشند.
این گفت و گو بسیار ساده است، اما عمل آن به پهنای دشتهای نادیده است.
ما خوشحال هستیم و خرسند که شما توجه به آن مطالب میکنید و به قول لیدی جونر؛ اضافات ندارید و بیل خود را به جهت شخم و آماده نمودن زمین به کار میبرید.
هر قدر بگذرد و تمام مهرهها در جایگاه خود دوباره قرار بگیرند خواهید دید که چقدر این کار بزرگ برای انسانهاست و خوشحالی اعضای مثلث و پیروزی انسان بر آرزوهایش ارزش دارد.
تهیه: مسافر حسین لژیون پنجم.
سایت نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
427