جلسه هشتم از دوره بیستم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بیستون کرمانشاه به استادی اسیستانت همسفر مرجان، نگهبانی همسفر الهه و دبیری همسفر ثریا با دستور جلسه «در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره۶۰ من چه کردهام؟» روز دوشنبه ۲۸ اردیبهشتماه ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم که بار دیگر اجازه خدمتگزاری را در نمایندگی بیستون نصیبم کرد. آخرین باری که در اینجا حضور داشتم بهمنماه سال گذشته بود امیدوارم این فاصلهها آنقدر زیاد نشود که من سعادت دیدار شما را از دست بدهم. سال نو را به همه شما تبریک میگویم و امیدوارم که عبادت و روزهداری شما در ماه مبارک رمضان مفید و مورد رضایت خودتان و خداوند باشد و استفاده لازم را از این ماه برده باشید. اتفاقاتی که اخیراً افتاد باعث شده است مقداری جلسات حالتی را به خود بگیرد که بعضی از افراد خیلی آن را جدی نگیرند؛ اما کسانیکه ماندند و با جدیت کارشان را انجام میدهند کسانی هستند که خواسته بسیار قوی دارند و برای ایجاد تغییر، اول در خودشان و بعد زندگیشان پیاده میکنند. انشاءالله آموزشهای که در اینجا میگیریم؛ همه ما بتوانیم در زندگی اجرا کنیم و زندگیمان بهتر از روال قبل به خودش ادامه بدهد.
از همه خدمتگزاران نمایندگی، ایجنت، مرزبانان و تکتک راهنمایان خیلی متشکرم و تشکر میکنم از همسفر زهرا دستیار اسیستانت مرزبانی که به من افتخار دادند و من را همراهی کردند و خوشحالم که در خدمت ایشان هستم. از این باب ایشان را معرفی میکنم که آشنا بشوید با خدمتگزارانی که در جاهای مختلف وقت و انرژی میگذارند و به فعالیت خود ادامه میدهند. شاید در آینده که قرار است در اینجا انتخابات مرزبانی انجام شود، همسفر زهرا در خدمت شما باشد و بتواند این انتخابات را برگزار کند. به هرحال خوشحالم در خدمت ایشان هستم در مورد جابهجایی ایجنتها در ادامه دستور جلسه صحبت خواهم کرد.
دستور جلسه در مورد سؤالی است که باید به این سوال جواب بدهیم: «در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره۶۰ من چه کردهام؟» در ۲ بخش مالی و علمی است؛ بخشی مربوط میشود به اینکه نقش من در این امر چه بوده است، آیا توجه کافی به این قضیه داشتهام یا کلاً به این قضیه بیاهمیت بودهام و از کنارش گذشتهام؟ چیزی که مهم است؛ نقشی که ما در این قضیه داریم و باعث مطرح شدن این سؤال شده است؛ درواقع خیلی از پرسشها به ما کمک میکند که به درون خود نگاه کنیم و عملکرد خودمان را بررسی کنیم از این جهت که در این رابطه نقشی ایفا کردهایم یا نکردهایم؟ وقتی صحبت از پایههای مالی میشود مبحث بسیار مهم پول و منابع مالی برای ادامه هر NGO به میان میآید؛ یعنی هر NGO برای اینکه به بقاء و فعالیت خودش ادامه بدهد حتماً و لزوماً باید از نظر پایههای مالی بسیار قوی باشد و این پایههای مالی را هیچکسی قوت نمیدهد جزء اعضایی که در این مجموعه هستند و در این سیستم فعالیت میکنند.
هر کدام به نوعی سفر اولی، دومی یا خدمتگزار باشد به هرحال هر کسی در این قضیه نقش بسیار مهمی دارد. اگر بهعنوان سفر دومی نور امیدی در دلم روشن شده است و فکر میکنم اینجا، جایی است که حرف متفاوتی از جاهای دیگر را میزند و کمک میکند که پرونده اعتیاد برای همیشه بسته شود؛ پس من موظف هستم که حمایت کنم تا این مسیر همچنان ادامهدار باشد؛ اگر بهعنوان خدمتگزار که مشخص است و مدت بیشتری در کنگره هستم، میدانم این مکان نیاز دارد که چراغش روشن باشد و در آن باز باشد برای کسانیکه نیازمند هستند تا بتوانند پرونده اعتیاد را در زندگیشان ببندند؛ بنابراین هر کدام از یک زاویه به این قضیه نگاه میکنیم و چیزی که بسیار مهم است این است که در این قضیه نقش داشته باشیم. علت اصلی اینکه دوست داریم مسیر تداوم داشته باشد و همچنان کمک کند به کسانی که به این قضیه نیازمند هستند.
باید به خودم رجوع کنم که در مورد این قضیه درست و حسابی عمل میکنم یا اینکه نه خیلی به این فکر نمیکنم و بقیه هستند؛ پس من نقشی ندارم، اما نه تکتک ما نقش داریم و در کنگره۶۰ یاد گرفتیم که چه شکلی با مسائل مالی حرکت کنیم و چه شکلی عمل کنیم. مسائل مالی در اینجا اولین جایی بود که به من مرجان یاد داد؛ چه شکلی پسانداز کنم و چه شکلی از این پساندازم سهم دیگران را بدهم سهم دیگران را از این پسانداز خودم جدا کنم و هر جایی که فکر میکنم برای خود من اولویت همیشه با کنگره۶۰ است بدهم و پرداختی بکنم برای اینکه سهم خودم را انجام داده باشم و نقش خودم را ایفا کرده باشم.
موضوع بعدی استحکام پایههای علمی است. من بهعنوان یک همسفر چه در سفر اول و چه در سفر دوم باشم خدمتگزار باشم یا نباشم؛ نهایتاً اینکه باید به شکلی نقشی در استحکام پایههای علمی داشته باشم و این یک ذره فرق میکند. کسی که در سفر اول است اولین قدم و مهمترین کار برای اینکه این قضیه علمی را استحکام ببندد و مطالبی که اینجا به او گفته میشود در اولین جلسه تازهواردین، دومین، سومین و بعد داخل لژیون همه را به گوش جان بسپارد و بعد تلاش بکند که اینها را به خوبی یاد بگیرد و از همه مهمتر اینکه کسی به او گفت تو الآن به کنگره میروی کنگره به تو چه میگوید تو بتوانی قشنگ با تمام جزئیات توضیح بدهی نه جزئیات جلسه و فلان و ... با تمام جزئیاتی که مربوط به صورتمسئله اعتیاد میشود و کاری که در کنگره انجام میشود این یعنی من بهعنوان یک سفر اولی میدانم کجا میروم و دارم چه کار میکنم و اگر کسی از من بپرسد بگویم نمیدانم حالا یک جایی هست و یک کارهایی دارند انجام میدهند. من باید این را به فرد تفهیم کنم در مقابل سؤالی که از من کرده است و این خودش استحکام پایههای علمی در پایینترین و کوچکترین مرحله میشود.
مسئله دیگر مربوط میشود به کسانیکه به عنوان خدمتگزار و راهنما هستند و دارند اینجا خدمت میکنند. راهنماها وظیفهشان این است که علم کنگره را که علم دست اولی است و هیچ جای دنیا تا به حال به این قضیه به شکل جهانی نپرداخته است را به افراد دیگر انتقال بدهند و کسانی که بهعنوان رهجو به راهنما رجوع میکنند و کسانی که بهعنوان یک تازهوارد در جمع ما نشستهاند و با راهنماها صحبت میکنند و مشارکت آنها کاملاً مسئله علمی کنگره را بازگو میکند و نقشی دارند در استحکام پایههای کنگره و اینها خیلی مهم است و حالا خیلی از افراد هستند که خیلی از کارها در زمینههای مختلف انجام میدهند: از جمله اینکه مقاله مینویسند و یا ترجمه مقالات را به عهده میگیرند و آقای مهندس در مورد این قضیه میگویند: کسی که در این مورد کاری کرده است توضیح بدهد.
من خودم شخصاً در این چند سالی که حدود ۲۰ سال است در کنگره هستم هرجا هر کاری که از دستم برآمده نه خیلی بزرگ در حد توانم انجام دادهام و در قسمت تربیت راهنما، تقریباً ۳۰ نفر از لژیون ما موفق شدند شال راهنمایی دریافت کنند و خدمت خودشان را به انجام برسانند و این از لطف کنگره و اجازه آقای مهندس بوده است و خیلی خوشحالم که توانستهام خدمتگزار این افراد باشم. پایههای مالی تقریباً از روز اولی که مسأله لژیونهای مالی مطرح شد، من هم فعالیت خودم را شروع کردم و اولین قدم پرداخت ۵ میلیون تومان به لژیون مالی بود که آن موقع با ۵ میلیون تومان عضو لژیون مالی میشدیم و بعداً به لژیون سردار اسمش را تغییر دادند. در قسمت علمی هم بهعنوان راهنما خدمتگزار بودهام و درحال حاضر بهعنوان مترجم در بخش انگلیسی سایت کنگره۶۰ فعالیت میکنم. سخنرانیهای آقای مهندس، سیدیهایی که صحبت کردهاند متن آنها را ترجمه میکنیم و مصاحبههای آقای امین و آقای مهندس و چهارشنبه که جلسه برگزار میشود تمام صحبتهای آقای مهندس را که آنجا مطرح میکند همه آنها را در قسمت ترجمه، بخش کوچکی به عهده من است را انجام میدهم.
خدا را شکر تا به حال هرچه که از دستم برآمده انجام دادهام و فکر میکنم باید خیلی بیشتر از اینها مایه، انرژی و وقت بگذارم و تمام تلاشم را دارم میکنم و امیدوارم هم آقای مهندس راضی باشد و مطمئنم اگر ایشان راضی باشند خداوند هم راضی خواهند بود. دوست دارم شما هم در مشارکتهایتان از تجربیات و کارهایی که در این راستا انجام دادهاید بگویید نه به جهت خودنمایی فقط به جهت اینکه به بچهها بگویید که همچنین اتفاقاتی دارد میافتد و در همچنین زمینههایی میتوانیم هر کداممان فعالیت داشته باشیم. امیدوارم که همه شما در این وظیفهای که به عهده دارید؛ اول بهعنوان کسانی که دستتان را گرفتند، بلند شدند، نیت کردند و تصمیم گرفتند تغییر خیلی بزرگی در زندگی شما ایجاد کنند موفق باشید. از راهنماها و از فرصتی که در اختیارتان گذاشته شده است، حتماً استفاده کنید و خود من هم تمام تلاشم این است که لحظهها و فرصتهایی که در کنگره هستم را برای یاد گرفتن استفاده کنم. امیدوارم همه شما موفق باشید از همه شما خیلی ممنونم و خیلیخیلی سپاسگزارم از آقای مهندس، از خانواده محترمشان و خانم کماندار عزیز که به من اجازه دادند خدمتگزار افرادی مثل شما باشم.
تقدیر از ایجنت دوره قبل همسفر زیبا و معارفه ایجنت جدید همسفر ندا



تقدیر از ایجنت دوره قبل پارک همسفر زیبا و معارفه ایجنت جدید همسفر مهتاب


مرزبانان کشیک: همسفر طیبه و مسافر اقبال
تایپیست: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون اول)
عکس: همسفر فریبا نگهبان سایت
ویرایش و ارسال: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی بیستون کرمانشاه
- تعداد بازدید از این مطلب :
341