چهارمین جلسه از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی وکیلی یزد، به استادی همسفر شیما، نگهبانی موقت همسفر ناهید و دبیری موقت همسفر مرضیه با دستور جلسه «در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره۶۰ من چه کردهام؟» در روز دوشنبه ۲۸ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
قبل از هر چیزی از آقای مهندس تشکر میکنم بابت این بستری که فراهم کردند تا ما بتوانیم به این مکان بیاییم، آموزش بگیریم و خدمت کنیم.
دستور جلسه درمورد «در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره۶۰ من چه کردهام؟» است. اینجا وقتی اسم از پایه میآید، اگر ما یک ساختمان را درنظر بگیریم که تمام اسکلت ساختمان روی آن پایه و ستونها بنا شدهاست، مهم این میباشد که کل این ستونها و پایهها خیلی محکم پیریزی شوند تا ساختمان بتواند مدت طولانی روی این پایهها قرار بگیرد.
من در کنگره مسئول هستم؛ چون آن را خانه دوم خود میدانم و بیشترین زمانیکه دارم صرف میکنم در کنگره است؛ پس مهم میباشد که برای پیشرفت آن کوشا باشم.
در کنگره یاد گرفتیم که هر چیزی ساختاری دارد و این ساختار برای اینکه شکل بگیرد و خود را حفظ و نگهداری کند، به سه مورد نیاز دارد: یکی منابع مالی است و افراد متخصصی که باید در آن خدمت کنند.
یک ماشین را درنظر بگیرید که وقتی خراب میشود، برای اینکه بخواهیم آن را دوباره سالم کنیم، باید از افراد متخصص و کسانیکه علم این کار را دارند و یاد گرفتند، استفاده کنیم. در قبال این خدمات، هزینههایی هم باید پرداخت شود؛ پس بعد از اینکه هزینهها را پرداخت کردیم، میتوانیم از ماشین استفاده کنیم.
بحث کنگره هم همینگونه است؛ کنگره همهچیز را رایگان به ما ارائه داده است و به هیچ گروه و مؤسسهای وابسته نیست، تمام خدمتهای کنگره توسط خود اعضاء انجام میگیرد؛ به این علت باید هر یک از ما در رشد و تعالی کنگره کمکحال يکديگر باشیم.
همیشه سعی کردم از لژیون سردار یا سبد قانون یازدهم حمایت کنم، هرچند ناچیز و کم باشد؛ ولی همان کمکهای کم، باعث میشود حس خوبی را دریافت کنم. سعی کردهام با مشارکت در امتحانات، مطالعه داشته باشم و در آزمونها شرکت کرده و إنشاءالله با قبولی در امتحان راهنمایی، بتوانم در کنگره خدمت کنم.
در کنگره بخشیدن را یاد گرفتیم، اینکه ببخشیم تا مورد عنایت قرار بگیریم؛ به عنوان مثال، سال گذشته زمان جشن گلریزان، سعی کردم تا در لژیون سردار شرکت کنم؛ درحالیکه آن زمان شرایط خوبی نداشتم و تازه از کارم بیرون آمده بودم؛ ولی با راهنمایی راهنمایم همسفر فرزانه سعی کردم در لژیون سردار شرکت کنم؛ ولی خیلی به این فکر میکردم که چگونه باید پرداختی داشته باشم؟ درست چند مدت بعد، زمانیکه موعد پرداخت رسید و من هنوز تعهدی را پرداخت نکرده بودم، برکت آن به زندگیام رسید و توانستم عضو لژیون سردار شوم و تعهد خود را پرداخت کنم.
همانطوری که میفرمایند: علم و ثروت در کنار هم معنا پیدا میکنند؛ پس هر دو باید با هم باشند تا بتواند کاری انجام بگیرد. همه اعضای کنگره باید این کارها را انجام بدهند تا بتوانیم از امکانات کنگره استفاده کنیم. استاد سردار در کتاب ۶۰درجه زیر صفر میفرمایند: ما برای آموزشها و خدمتها، به این دنیا قدم نهادهایم و هر یک از ما بایستی وظایف خودمان رو بدانیم تا بتوانیم پلههای بعدی را طی کنیم.
در مورد بحث بعدی که بعد از بحث مالی پیش میآید، بحث علمی کنگره است که من در مقابل علم کنگره و چیزهاییکه در کنگره یاد میگیرم خیلی تسلیم و عاجز هستم؛ یعنی فکر میکنم آن چیزیکه دارم یاد میگیرم خیلی بالاتر از مطالبی است که یاد گرفتهام و میدانم.
یکی از مهمترین آنها این است که هر مسافر یا عضوی که وارد کنگره میشود و در کنگره به درمان میرسد، این خود یک اثباتی از درمان اعتیاد به روش DST است؛ روشی که حاصل سالها تلاش افراد زیادی میباشد که با تحقیق، آموزش و تجربه، با توجه به چیزها و واقعیتهایی که خودشان مشاهده کردهاند، این کنگره و این روش را به وجود آوردهاند.
آقای مهندس با سیدیها و کتابهایشان به ما آموزش میدهند که علم کنگره باید در جمع انجام گیرد؛ مثل نوشتن سیدیهایی که ما انجام میدهیم؛ سیدی را که آقای مهندس هفتهای یکبار به ما ارائه میدهند، همه اعضای کنگره۶۰ آن را مینویسند، با هم آموزش میبینند و همه بهصورت یکنواخت این آموزشها را دریافت میکنند؛ پس باید جمعی باشد تا بتوانیم آن را انجام بدهیم و در کار علم باید دست به دست همدیگر بدهیم تا پایههای علمی کنگره را مستحکم کنیم.
درآخر، زمانیکه من همسفر آموزشهای کنگره را دریافت کردم و به آرامش رسیدم، باید با حرکت در این مسیر، بسیار محکم قدم بردارم و برای استحکام پایههای مالی و علمی کنگره کمک کنم تا شاید بتوانم ذرهای از این حس و حال خوب کنگره و نعمتهایی که به من داده است را جبران کنم؛ همانطور که میگویند: دیگران کاشتند و ما خوریم، ما بکاریم و دیگران بخورند.
ممنون که به صحبتهای من گوش دادید.

رهایی ۴۰ سیدی
همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پنجم)
رهایی ۳۰ سیدی
همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون اول)
رهایی ۳۰ سیدی
همسفر شیما رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پنجم)

اهداء لوح قهرمانی در رشته ورزشی تنیس روی میز به راهنما همسفر ریحانه

مرزبانان کشیک: همسفر هاجر و مسافر مسعود
تایپیست: همسفر منیره رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر ناعمه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر سمیه
همسفران نمایندگی وکیلی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
311