English Version
This Site Is Available In English

حال خوب ما در گرو حال خوب دیگران است

حال خوب ما در گرو حال خوب دیگران است

 جلسه پنجم از دوره دهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران نمایندگی پرند، با استادی مسافرناصر ، نگهبانی مسافر مصطفی  و دبیری مسافر محمد رضا  با دستور جلسه "در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره 60، من چه کردم" دوشنبه 28 اردیبهشت 1405 ساعت17:00آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان ناصرهستم یک مسافر
ازنگهبان جلسه و از مرزبان های محترم،همچنین از ایجنت محترم  که به من اجازه دادند  در این جایگاه خدمت کنم تشکر میکنم دستور جلسه امروز در مورد استحکام مالی و علمی کنگره شصت من چه کردم؟ اگر بخواهم توضیح بدهم من چهار دوره عضو لژیون سردار شدم که در سفر اولم یک بارعضو لژیون سردار و سه دوره عضو لژیون دنوری که امیدوارم خداوند اذنش رو اجازه اش رو به من بده که بتوانم تو جایگاه پهلوانی هم خدمت کنم و یک سفر اولی چه کمکی می تواند انجام دهد؟ با درست سفر کردن.  من به واسطه مصرف مواد مخدر وارد کنگره شدم و آموزش گرفتتم که بتوانم ببخشم تا کاینات به من ببخشد تا اتفاقات مثبت در جهان هستی بتوانم لمس کنم .
من در کنگره متوجه شدم که از نظر مالی کنگره به من احتیاجی ندارد به قول جناب آقای مهندس روزانه یک میلیارد در کنگره هزینه میشود که این نشان توانا بودن کنگره را می دهد.
من ناصر اندازه ام در حد پانصد هزار تومان نبود چی باعث شد که پنجاه میلیون می بخشم چون آموزش گرفتم که ظرفیت خودم را بالا ببرم وهمچنین در کنگره یاد گرفتم که توسط بخشش قهر را به مهر تبدیل کنم می توانم به جلو حرکت کنم .
وقتی تو از مال خودت  می گذری می توانی حرکت کنی و به اهدافت فکرنمایی و نیروی القا و احیا و تحرک هم کمک می‌نماید.
حال خوب ما در گرو حال خوب دیگران است و  اگر من میخواهم  حالم خوب شود باید به اطرافیانم کمک نمایم .
در کنگره با خدمت کردن حال شخص خوب می‌شود چون وقتی خدمت میکنیم سیستم شبه افیونی ما چند برابر ترشح می کند.در کنگره آموختم فقط با خوبی به دیگران است که حال من هم خوب میشود و سیستم خمر من زمانی خوب کار می‌کند که اگر کاری از دستم برمیاید بی منت برای دیگران انجام دهم .
وقتی طرز تفکرم رو تغییر دادم دیدم  که  زندگیم  روز به روز بهتر میشود و همه اینها را از کنگره شصت آموختم. شاید اگر این آموزش ها را نداشتم دوباره همان مسیر قدیم را طی می‌کردم و سر از ناکجا آباد درمی‌آوردم.
از اینکه به صحبت های من توجه کردید از همه سپاسگزارم.

تایپ: مسافر میلاد لژیون دوم
تنظیم و بارگزاری: مسافر نیما لژیون سوم
مرزبان خبری: مسافر مجید

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .